Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
maneuvering board
U
تابلوی حرکات ناوها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
maneuvering board
U
تابلوی نمایش مانور ناوها
casualty board
U
تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
LCD
U
چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
battle line
U
خط جبهه ناوها
distance line
U
طناب نگهدارنده ناوها
launching area
U
منطقه به اب زدن ناوها
wooden walls
U
ناوها یا کشتیهای جنگی
mine tracks
U
ریلهای مین گذاری ناوها
service line
U
ستون ناوها لجستیکی دریایی
disposition
U
تنظیم محل ناوها ارایش گرفتن
high line
U
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
shipyard
U
کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
shipyards
U
کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
operating panel
U
تابلوی عملکرد
distribution pannel
U
تابلوی تقسیم
notice board
U
تابلوی خبری
distribution board
U
تابلوی اتصالات
panel board
U
تابلوی برق
demonstration chessboard
U
تابلوی نمایش
switchboards
U
تابلوی برق
distribution panel
U
تابلوی توزیع
control panel
U
تابلوی فرمان
feeder panel
U
تابلوی تغذیه
boarded
U
تابلوی امتیازات
board
U
تابلوی امتیازات
bulletin boards
U
تابلوی اعلانات
bulletin board
U
تابلوی اعلانات
maintenance panel
U
تابلوی نگهداشت
fuse panel
U
تابلوی فیوز
switchboard
U
تابلوی برق
panels
U
تابلوی برق
control pannel
U
تابلوی کنترل
control panel
U
تابلوی کنترل
control pannel
U
تابلوی فرمان
switch board
U
تابلوی برق
status board
U
تابلوی وضعیت
scoreboard
U
تابلوی امتیازات
scoreboards
U
تابلوی امتیازات
built in panel
U
تابلوی نصب
control pannel
U
تابلوی دستگاهها
panel
U
تابلوی برق
availability factor
U
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
patch panel
U
تابلوی سرهم بندی
central control panel
U
تابلوی مرکزی کنترل
control panel device
U
ابزار تابلوی کنترل
accumulator switchboard
U
تابلوی اتصالات اکومولاتور
switchboards
U
تابلوی کلید برق
cdev
U
دستگاه تابلوی کنترل
front panel
U
تابلوی جلو دار
switchboard
U
تابلوی کلید برق
instrument board
U
تابلوی وسائل اندازه گیری
fascia plate
U
تابلوی مقابل دریک وسیله
status board
U
تابلوی نشان دهنده وضعیت
To fake an oil – painting .
U
یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
sensed
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sense
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sysop
U
فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
acoustic
U
تابلوی صوتی که پشت رسانه برای کاهش صدا قرار دارد
panel
U
تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
panels
U
تابلوی عقب کامپیوتر که اتصالات به رسانههای جانبی مثل صفحه کلید
alerts
U
تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
alert
U
تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
alerted
U
تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
laggin
U
اب بندی کردن اب بندی ناوها
movements
U
حرکات
prescribed exercise
U
حرکات اجباری
compulsory
U
حرکات اجباری
eurythmics
U
تناسب حرکات
eye movements
U
حرکات چشم
air movements
U
حرکات هوایی
rings
U
حرکات دارحلقه
compulsory freestyle
U
حرکات اجباری
motion analysis
U
تحلیل حرکات
optional
U
حرکات اختیاری
peristalsis
U
حرکات حلقوی
play marking
U
حرکات تهاجمی
puerilism
U
حرکات کودکانه
retrograde movement
U
حرکات به عقب
cadences
U
موزونی حرکات
school figures
U
حرکات اسب
tactical movement
U
حرکات تاکتیکی
voluntary exercise
U
حرکات اختیاری
movements
U
حرکات یکانها
gestures
U
حرکات بیانگر
pump
U
حرکات فریبنده
cadence
U
موزونی حرکات
pumped
U
حرکات فریبنده
calisthenics
U
حرکات سوئدی
pumps
U
حرکات فریبنده
calisthenics
U
حرکات نرمشی
lunes
U
حرکات جنون امیز
transposition
U
تبدیل حرکات شطرنج
by-play
U
حرکات یا مکالمات فرعی
aerobatic
U
حرکات آکروباتی با هواپیما
eurhythmics
U
حرکات بدنی موزون
floor exercise
U
حرکات زمینی ژیمناستیک
rapid eye movements
U
حرکات سریع چشم
lateral and sway bracing
U
حرکات جانبی و نوسانی
position of attention
U
حرکات و احترامات نظامی
lip key
[دستگاه ثبت حرکات لب]
piaffe
U
نمایش حرکات یورتمهای
mass of maneuver
U
سنگینی حرکات یکان
music of the spheres
U
اهنگ حرکات افلاک
girlishness
U
حرکات یا حالات دخترانه
compound attack
U
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
air movement section
U
قسمت حرکات هوایی
gestural
U
متضمن حرکات واشارات
surges
U
حرکات افقی اب دریا
disport
U
حرکات نشاط انگیزکردن
adiadokinesis
U
زوال حرکات تناوبی
disported
U
حرکات نشاط انگیزکردن
disporting
U
حرکات نشاط انگیزکردن
disports
U
حرکات نشاط انگیزکردن
eurythmics
U
حرکات بدنی موزون
surge
U
حرکات افقی اب دریا
surged
U
حرکات افقی اب دریا
air register
U
تنظیم حرکات هوایی
appeasement gestures
U
حرکات صلح جویانه
composite attack
U
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
road movement
U
حرکات روی جاده
circulation control
U
مدار کنترل حرکات
notation
U
ثبت حرکات شطرنج
notations
U
ثبت حرکات شطرنج
screwing
U
حرکات دورانی یخهای دریایی
pattern
U
گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
patterns
U
گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
tic
U
حرکات غیر ارادی اندامها
by-play
U
حرکات یا مکالمات کنار صحنه
kinesiology
U
تشریح حرکات بدنی انسان
percentages
U
نسبت حرکات موفقیت امیز
figure skate
U
اسکیت با انجام حرکات مختلف
percentage
U
نسبت حرکات موفقیت امیز
lip-reads
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
combatdrill
U
تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
air control ship
U
ناو کنترل حرکات هوایی
lip read
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
cardiography
U
ثبت حرکات وضربان قلب
theatrical gestures
U
حرکات واداهایی که در خورتماشاخانه باشد
tics
U
حرکات غیر ارادی اندامها
simulators
U
برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
simulator
U
برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
movement control
U
کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
figurine algebraic notation
U
ثبت جبری و شکلی حرکات شطرنج
degree of difficulty
U
درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
free skating
U
قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
paragraph three
U
هرکدام از حرکات روی یک پاتوام با چرخش
progressive attack
U
پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
scores
U
گرم کردن اسب ثبت حرکات
scored
U
گرم کردن اسب ثبت حرکات
lipreading
U
فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
score
U
گرم کردن اسب ثبت حرکات
pinning combination
U
مجموع حرکات منجر به ضربه فنی
myocardiograph
U
اسبابی که حرکات قلب راترسیم میکند
streaks
U
یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
psychomotor
U
ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
algebriac notation
U
ثبت حرکات شطرنج با استفاده نمادهای جبری
entrucking table
U
جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
stop hit
U
ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
pnemograph
U
الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
streaking
U
یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaked
U
یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streak
U
یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
flag days
U
روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
lindy
U
رقص دارای حرکات سریع وجهشهای مداوم
beau geste
U
حرکات لطیف وزیبا در هنگام سخن گفتن ژست
regulating station
U
پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
kymograph
U
دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبض
combination shot
U
ضربه مرکب با یک سری حرکات گوی تا به کیسه بیافتد
dressage
U
حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
escapement
U
تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
calibrating
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrates
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrate
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
programs
U
مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program
U
مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
calibrated
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
Grand Prix
U
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
Grands Prix
U
مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
peripheral
U
وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
polar motion
U
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
mouse
U
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouses
U
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
adjudicate
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
mechanical mouse
U
mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
drill sergeant
U
گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
scheduled wave
U
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
swing bowler
U
توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
facing
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facings
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
trick ski
U
اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
circus catch
U
گرفتن توپ با حرکات ژیمناستیکی گرقتن توپ ضربه خورده با روشی عجیب
stepped up separation
U
حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
eurythmy
U
ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com