Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sine function
U
تابع سینوسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nest
U
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests
U
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
sinusoidal
U
سینوسی
sine wave
U
موج سینوسی
sine curve
U
منحنی سینوسی
sinusoidal quantity
U
کمیت سینوسی
sinusoidal current
U
جریان سینوسی
sinusoidal wave
U
موج سینوسی
sinusoidal signals
U
علائم سینوسی
sinuating
U
حرکت سینوسی
gyrus
U
چین سینوسی مغز
damped sinusoidal quantity
U
کمیت سینوسی میرنده
phase of a sinusoidal quantity
U
فاز کمیت سینوسی
non sinusoidal wave
U
موج غیر سینوسی
plane sinusoidal wave
U
موج سینوسی صفحهای
double amplitude peak value
U
مقدارحداکثر تا حداقل یک موج سینوسی
equivalence
U
1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
libraries
U
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubs
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stub
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library
U
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
alternating current
U
جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
vibrators
U
منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
vibrator
U
منبع مکانیکی تولید نوسانات سینوسی که اغلب برای تست بکار میرود
sinuous weft
U
نخ پود زیر
[این نخ چون معمولا نازکتر است در موقع پودگذاری بین تارها، حالت موجی یا سینوسی به خود می گیرد لذا به این اسم نیز نامیده می شود.]
re-entry
U
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re entry
U
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
incident
U
تابع
subsidiaries
U
تابع
subaltern
U
تابع
subsidiary
U
تابع
subalterns
U
تابع
incidents
U
تابع
passive
U
تابع
subservient
U
تابع
dependent
U
تابع
functions
U
تابع
apanage
U
تابع
dependant
U
تابع
functioned
U
تابع
subordinate
U
تابع
subordinated
U
تابع
subordinates
U
تابع
subordinating
U
تابع
function
U
تابع
dependants
U
تابع
adjective
U
تابع
citizen
U
تابع
subject
U
تابع
follwer
U
تابع
subjected
U
تابع
subjecting
U
تابع
submission
U
تابع
function code
U
کد تابع
function generator
U
تابع زا
suffragan
U
تابع
subjects
U
تابع
servitor
U
تابع
subordinative
U
تابع
sequela
U
تابع
sequent
U
تابع
accessory
U
تابع
tributary
U
تابع
tributaries
U
تابع
adjectives
U
تابع
ancillary
U
تابع
citizens
U
تابع
amenable
U
تابع
passives
U
تابع
single variable function
U
تابع یک متغیره
preference function
U
تابع رجحان
preference function
U
تابع ترجیح
hamiltonian function
U
تابع هامیلتون
standard function
U
تابع استاندارد
echelons
U
ردههای تابع
echelon
U
ردههای تابع
probability function
U
تابع احتمال
proper function
U
مشخصه تابع
dependent
U
تابع نامستقل
approximation function
U
تابع تقریب
adherents
U
تابع پیرو
aggregate demand function
U
تابع تقاضای کل
aggregate production function
U
تابع تولید کل
power function
U
تابع قدرت
allocation function
U
تابع تخصیص
adherent
U
تابع پیرو
single valued function
U
تابع یک مقداری
temperature function
U
تابع دما
approximating function
U
تابع تقریب
analytical function
U
تابع تحلیلی
single valued function
U
تابع یک جوابی
sheffer function
U
تابع شفر
production function
U
تابع تولید
sub
U
تحت تابع
revenue function
U
تابع درامد
wave function
U
تابع موجی
sidekick
U
شخص تابع
sidekicks
U
شخص تابع
utility function
U
تابع کاربردی
utility function
U
تابع مفید
trigonometric function
U
تابع مثلثاتی
trial function
U
تابع ازمایشی
transformation function
U
تابع تبدیل
transfer function
U
تابع انتقال
tax function
U
تابع مالیات
threshold function
U
تابع استانهای
to heel
U
تابع دراختیار
total cost function
U
تابع هزینه کل
total function
U
تابع کامل
supply function
U
تابع عرضه
weight function
U
تابع وزنی
subs
U
تحت تابع
state function
U
تابع حالت
step function
U
تابع پلهای
proper function
U
ویژه تابع
step function
U
تابع پلکانی
total utility function
U
تابع مطلوبیت کل
stress function
U
تابع تنش
function
تابع
[ریاضی]
subdominant
U
تابع تبعی
real function
U
تابع حقیقی
saving function
U
تابع پس انداز
work function
U
تابع کار
recursive function
U
تابع بازگشتی
well behaved function
U
تابع خوشرفتار
total revenue function
U
تابع درامد کل
distribution function
U
تابع توزیع
normal function
U
تابع بهنجار
frequency dependant
U
تابع فرکانس
frequency function
U
تابع بسامد
procedural
U
استفاده از یک تابع
function generator
U
مولد تابع
function invocation
U
احضار تابع
generating function
U
تابع مولد
generating function
U
تابع زاینده
gibbs function
U
تابع گیبس
normalized function
U
تابع بهنجار
external function
U
تابع برونی
eigenfunction
U
ویژه تابع
eigenfunction
U
تابع مشخصه
elementary function
U
تابع ابتدایی
of iranian nationality
U
تابع ایران
objective function
U
تابع هدف
even function
U
تابع زوج
exponential function
U
تابع نمائی
integral
U
تابع اولیه
exponential function
U
تابع نمایی
hamiltonian function
U
تابع هامیلتونی
hyperbolic function
U
تابع هذلولی
impedance function
U
تابع امپدانس
load function
U
تابع بار
postponement
U
تابع
[مطیع]
accession
U
تابع وصول
logarithmic function
U
تابع لگاریتمی
logic function
U
تابع منطقی
logical function
U
تابع منطقی
submission
U
تابع
[مطیع]
suborder
U
تابع
[مطیع]
linear function
U
تابع خطی
lagrangian function
U
تابع لاگرانژی
increasing function
U
تابع فزاینده
increasing function
U
تابع صعودی
input function
U
تابع اولیه
integrand
U
تابع زیرانتگرال
intrinsic function
U
تابع فطری
inverse function
U
تابع معکوس
inverse function
U
تابع وارون
minimal function
U
تابع کمین
subordination
U
تابع
[مطیع]
hypotaxis
U
تابع
[مطیع]
characteristic function
U
تابع مشخصه
partition function
U
تابع تقسیم
vassal
U
تابع پیرو
subordinating
U
تابع قراردادن
functions
U
طرزکار تابع
vassals
U
تابع پیرو
phi gamma function
U
تابع فی- گاما
characteristic function
U
مشخصه تابع
point function
U
تابع نقطهای
subordinate
U
تابع قراردادن
subordinated
U
تابع قراردادن
functioned
U
طرزکار تابع
subordinates
U
تابع قراردادن
function
U
طرزکار تابع
impluse function
U
تابع ضربهای
power function
U
تابع توانی
power function
U
تابع توان
built in function
U
تابع توکار
partial function
U
پاره تابع
decreasing function
U
تابع نزولی
boolean function
U
تابع بولی
subsumption
U
تابع
[مطیع]
demand function
U
تابع تقاضا
density function
U
تابع چگالی
dependent variable
U
متغیر تابع
discontinuous function
U
تابع ناپیوسته
discriminant function
U
تابع تشخیص
cost function
U
تابع هزینه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com