Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sequence
U
به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences
U
به ترتیب مرتب کردن دنباله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
selectively
U
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
scheduling
U
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
selective
U
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
alphasort
U
مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
priorities
U
سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند.
priority
U
سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند.
assembly
U
نمایش یک برنامه اسمبلی که به ترتیب مکانهای حافظه مرتب شده است
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
filing
U
1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
format
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort
U
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
follow up
U
رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
merge sorting algorithm
U
الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchanging
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
random processing
U
پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedules
U
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule
U
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled
U
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation
U
ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
follow up
U
تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
sorts
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
chains
U
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chain
U
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
justifications
U
مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
justification
U
مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gather
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gathered
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
semi processed data
U
داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
marshalled
U
مرتب کردن
collocated
U
مرتب کردن
collocates
U
مرتب کردن
regularises
U
مرتب کردن
regularising
U
مرتب کردن
tidying
U
مرتب کردن
collates
U
مرتب کردن
tidy
U
مرتب کردن
marshal
U
مرتب کردن
arranging
U
مرتب کردن
marshaling
U
مرتب کردن
regularizing
U
مرتب کردن
collated
U
مرتب کردن
arranged
U
مرتب کردن
arrange
U
مرتب کردن
regularizes
U
مرتب کردن
regularized
U
مرتب کردن
regularised
U
مرتب کردن
arranges
U
مرتب کردن
regularize
U
مرتب کردن
collating
U
مرتب کردن
marshaled
U
مرتب کردن
collocating
U
مرتب کردن
tidiest
U
مرتب کردن
marshals
U
مرتب کردن
put straight
U
مرتب کردن
fix up
U
مرتب کردن
clear up
U
مرتب کردن
clean
U
مرتب کردن
cleaned
U
مرتب کردن
collate
U
مرتب کردن
set in order
U
مرتب کردن
concert
U
مرتب کردن
concerts
U
مرتب کردن
straighten up
<idiom>
U
مرتب کردن
lineup
U
مرتب کردن
to map out
U
مرتب کردن
to put to rights
U
مرتب کردن
to cleanvp
U
مرتب کردن
order
U
مرتب کردن
tidied
U
مرتب کردن
draw up
U
مرتب کردن
cleanest
U
مرتب کردن
graduate
U
مرتب کردن
collocate
U
مرتب کردن
tidies
U
مرتب کردن
graduating
U
مرتب کردن
cleans
U
مرتب کردن
tidier
U
مرتب کردن
graduates
U
مرتب کردن
untune
U
بی ترتیب کردن
service
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
squared
U
مرتب کردن کلاه
set
U
نهادن مرتب کردن
pick up
<idiom>
U
تمیز ،مرتب کردن
data processing
U
مرتب کردن داده ها
ripple sort
U
مرتب کردن موجی
quicksort
U
مرتب کردن سریع
shipshape
U
مرتب کردن منظم
tree sort
U
مرتب کردن درختی
sets
U
نهادن مرتب کردن
selection sort
U
مرتب کردن گزینشی
setting up
U
نهادن مرتب کردن
collating sort
U
مرتب کردن داده
redd
U
مرتب کردن رهاساختن
distributive sort
U
مرتب کردن توزیعی
reorder
U
دوباره مرتب کردن
internal sort
U
مرتب کردن درونی
insertion sorting algorithm
U
الگوریتم مرتب کردن
squaring
U
مرتب کردن کلاه
to fix up
U
مرتب کردن جادادن
squares
U
مرتب کردن کلاه
block sort
U
مرتب کردن بلاکی
square
U
مرتب کردن کلاه
bubble sort
U
مرتب کردن حبابی
oscillating sort
U
مرتب کردن نوسانی
phase out
U
به ترتیب خارج کردن
firing order
U
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
collection
U
و مرتب کردن در پایگاه داده
clear the decks
<idiom>
U
همه جارا مرتب کردن
collections
U
و مرتب کردن در پایگاه داده
multipass sort
U
مرتب کردن چند گذری
multireel sorting
U
مرتب کردن چند حلقهای
multifile sorting
U
مرتب کردن چند فایلی
juxtaposition
U
مرتب کردن موضوعات در کنار هم
sorting network
U
شبکه مرتب کردن داده ها
polyphase sort
U
مرتب کردن چند فازی
exchange sorting algorithm
U
مرتب کردن به روش حبابی
radix sorting algorithm
U
الگوریتم مرتب کردن مبنایی
To do up the room.
U
اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
to phase out something
U
به ترتیب خارج کردن چیزی
dispose
U
ترتیب کارها رامعین کردن
circuitry
U
مداربندی کردن ترتیب مدارها
agree
U
ترتیب دادن درست کردن
agreeing
U
ترتیب دادن درست کردن
agrees
U
ترتیب دادن درست کردن
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
organises
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
adjusting
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
make room for someone or something
<idiom>
U
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
organize
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
alphameric
U
مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
adjusts
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organizing
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
quicksort
U
روش مرتب کردن سریع فایل
adjust
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
organizes
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
organising
U
مرتب کردن ارایش دادن موضع
countermining
U
زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
jobs
U
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
drum sorting
U
مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
job
U
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
filing system
U
روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
collate
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collated
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
accession
به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
collating
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
to dress a salad with mayonnaise
U
مزین کردن
[ترتیب دادن ]
سالاد با مایونز
justifies
U
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justify
U
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
passed
U
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
chronologize
U
بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
clock
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutation
U
تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
clocks
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutations
U
تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
digital sorting
U
روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
pass
U
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
formats
U
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
organisations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organization
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organizations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justifying
U
دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
passes
U
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
format
U
تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
serializing
U
مرتب کردن سریال کردن
ranged
U
مرتب کردن میزان کردن
serialises
U
مرتب کردن سریال کردن
serialised
U
مرتب کردن سریال کردن
serialized
U
مرتب کردن سریال کردن
range
U
مرتب کردن میزان کردن
serialize
U
مرتب کردن سریال کردن
straighten
U
درست کردن مرتب کردن
serialising
U
مرتب کردن سریال کردن
straightened
U
درست کردن مرتب کردن
straightens
U
درست کردن مرتب کردن
ranges
U
مرتب کردن میزان کردن
dispose
U
مرتب کردن مستعد کردن
serializes
U
مرتب کردن سریال کردن
straightening
U
درست کردن مرتب کردن
batting order
U
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
reformat
U
فرمت کردن دیسکی که حاوی داده است و پاک کردن داده به این ترتیب
disarranges
U
بی ترتیب کردن مختل کردن
disarrange
U
بی ترتیب کردن مختل کردن
disarranging
U
بی ترتیب کردن مختل کردن
wanton
U
بی ترتیب کردن شهوترانی کردن
derange
U
بی ترتیب کردن دیوانه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com