Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impulse buying
U
خرید بدون برنامه ریزی
pl/m
U
زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
planning comission
U
هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
simplex method
U
روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
linear programming
U
برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
plans
U
برنامه ریزی کردن
plan
U
برنامه ریزی کردن
schedule
U
برنامه ریزی کردن
scheduled
U
برنامه ریزی کردن
programs
U
برنامه ریزی کردن
program
U
برنامه ریزی کردن
schedules
U
برنامه ریزی کردن
square away
<idiom>
U
برنامه ریزی کردن
work out
<idiom>
U
برنامه ریزی کردن
to reprogram
U
دوباره برنامه ریزی
[جدید]
کردن
[رایانه شناسی]
schedules
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedule
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
businesses
U
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
scheduled wave
U
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
business
U
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
facsimiles
U
روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه
facsimile
U
روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
dropping
U
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop
U
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
dropped
U
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drops
U
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
programming
U
برنامه ریزی
schematization
U
برنامه ریزی
management
U
برنامه ریزی
planning
<adj.>
برنامه ریزی
managements
U
برنامه ریزی
central planning
U
برنامه ریزی مرکزی
centralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
develops
U
برنامه ریزی و تولید
curriculum development
U
برنامه ریزی درسی
quantitative programming
U
برنامه ریزی کمی
quadratic programming
U
برنامه ریزی غیرخطی
corporate planning
U
برنامه ریزی شرکت
programming methods
U
روشهای برنامه ریزی
adhoc planning
U
برنامه ریزی روزمره
comprehensive planning
U
برنامه ریزی جامع
contract scheduling
U
برنامه ریزی قرارداد
imperative planning
U
برنامه ریزی اجباری
consolidated planning
U
برنامه ریزی تلفیقی
centeralized planning
U
برنامه ریزی متمرکز
product planning
U
برنامه ریزی محصولات
macroplanning
U
برنامه ریزی کلان
overall planning
U
برنامه ریزی کلی
planning cycle
U
دوره برنامه ریزی
optimal planning
U
برنامه ریزی مطلوب
optimal planning
U
برنامه ریزی بهینه
agricultural planning
U
برنامه ریزی کشاورزی
national planning
U
برنامه ریزی ملی
planning horizon
U
افق برنامه ریزی
planning horizon
U
مدت برنامه ریزی
planning model
U
الگوی برنامه ریزی
planning principles
U
اصول برنامه ریزی
planning system
U
نظام برنامه ریزی
population planning
U
برنامه ریزی جمعیت
linear programming
U
برنامه ریزی خطی
production planning
U
برنامه ریزی تولید
personnel development
U
برنامه ریزی استخدامی
develop
U
برنامه ریزی و تولید
regional planning
U
برنامه ریزی منطقهای
family planning
U
برنامه ریزی خانواده
sectoral planning
U
برنامه ریزی بخشی
state planning
U
برنامه ریزی دولتی
ex ante
U
برنامه ریزی شده
timing
U
برنامه ریزی زمانی
financial planning
U
برنامه ریزی مالی
rural planning
U
برنامه ریزی روستائی
economic planning
U
برنامه ریزی اقتصادی
social planning
U
برنامه ریزی اجتماعی
educational planning
U
برنامه ریزی اموزشی
goal programming
U
برنامه ریزی ارمانی
dynamic programming
U
برنامه ریزی پویا
programmed
U
برنامه ریزی شده
development planning
U
برنامه ریزی توسعه
dietetics
U
برنامه ریزی غذایی
scheduled fire
U
اتشهای برنامه ریزی شده اتشهای طبق برنامه
production planning and control
U
برنامه ریزی و کنترل تولید
manpower planning
U
برنامه ریزی نیروی انسانی
planned demand
U
تقاضای برنامه ریزی شده
scheduling
U
برنامه ریزی کارهای اجرائی
directive planning
U
برنامه ریزی هدایت شده
non numeric programming
U
برنامه ریزی غیر عددی
nonlinear programming
U
برنامه ریزی غیر خطی
nonprogrammed halt
U
توقف برنامه ریزی نشده
planned saving
U
پس انداز برنامه ریزی شده
financial planning system
U
سیستم برنامه ریزی مالی
short run planning
U
برنامه ریزی کوتاه مدت
long run planning
U
برنامه ریزی بلند مدت
material requirements planning
U
برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
production resource planning
U
برنامه ریزی منابع تولید
integer programming
U
برنامه ریزی عدد صحیح
programmed check
U
بررسی برنامه ریزی شده
programmed computer
U
کامپیوتر برنامه ریزی شده
devised
U
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
devises
U
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
programmed switch
U
گزینه برنامه ریزی شده
programmed label
U
برچسب برنامه ریزی شده
devise
U
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
programmed check
U
مقابله برنامه ریزی شده
programmable terminal
U
ترمینال قابل برنامه ریزی
devising
U
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
multi level planning
U
برنامه ریزی چند سطحی
programmable check
U
مقابله برنامه ریزی شده
decentralized planning
U
برنامه ریزی غیر متمرکز
gosplan
U
سازمان برنامه ریزی شوروی
generalized planning
U
برنامه ریزی تعمیم یافته
medium term planning
U
برنامه ریزی میان مدت
inter sectoral planning
U
برنامه ریزی بین بخشی
programmed instruction
U
دستورالعمل برنامه ریزی شده
proms
U
Only ProgrammableRead حافظه فقط خواندنی برنامه پذیرحافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی emory
prom
U
Only ProgrammableRead حافظه فقط خواندنی برنامه پذیرحافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی emory
hardest
U
که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
redefine
U
تغییرکارایی کلید قابل برنامه ریزی
materials requirements planning
U
برنامه ریزی مواد مورد نیاز
developments
U
برنامه ریزی تولید محصول جدید
redefined
U
تغییرکارایی کلید قابل برنامه ریزی
redefining
U
تغییرکارایی کلید قابل برنامه ریزی
blow
U
برنامه ریزی یک وسیله PROM با داده
hard
U
که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
blows
U
برنامه ریزی یک وسیله PROM با داده
harder
U
که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
redefines
U
تغییرکارایی کلید قابل برنامه ریزی
development
U
برنامه ریزی تولید محصول جدید
planned investment
U
سرمایه گذاری برنامه ریزی شده
centrally planned economy
U
اقتصادی که از مرکز برنامه ریزی میشود
sensitivity analysis
U
تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
programmed i/o
U
ورودی- خروجی برنامه ریزی شده
planning programming budgetting
U
نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
electrically
U
نوعی EAROM که قابل برنامه ریزی است
fpla
U
ارایه منطقی قابل برنامه ریزی میدان
EAPROM
U
گونهای EAROM که قابل برنامه ریزی است
timer switch
U
سوئیچ تایمر کلید برنامه ریزی شده
cursors
U
نمایشگری که موقعیت آن در صفحه قابل برنامه ریزی است
design
U
برنامه ریزی یا رسم چیزی پیش از ساخت یا تولید
addressable
U
نشانه گری که محل آن قابل برنامه ریزی است
blast
U
ربع داده در یک وسیله قابل برنامه ریزی ROM
cursor
U
نمایشگری که موقعیت آن در صفحه قابل برنامه ریزی است
designs
U
برنامه ریزی یا رسم چیزی پیش از ساخت یا تولید
blasts
U
ربع داده در یک وسیله قابل برنامه ریزی ROM
planned economy
U
اقتصاد برنامه ریزی شده اقتصاد با برنامه
planned economies
U
اقتصاد برنامه ریزی شده اقتصاد با برنامه
delay
U
مدت زمانی که چیزی دیرتر از برنامه ریزی انجام شود
balances
U
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
balance
U
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
preprogrammed
U
که در کارخانه برنامه ریزی شده است تا تابعی را انجام دهد
plato
U
منطق برنامه ریزی شده برای عملیات خودکار اموزشی
delays
U
مدت زمانی که چیزی دیرتر از برنامه ریزی انجام شود
delaying
U
مدت زمانی که چیزی دیرتر از برنامه ریزی انجام شود
eds
U
وسیلهای که بطور الکترویکی میتواندپاک شده و برنامه ریزی گردد
robotics
U
مط العه هوش مصنوعی , برنامه ریزی و سافت مربوط به ساخت رباتها
prom
U
حافظه فقط خواندنی که توسط کاربر قابل برنامه ریزی است .
eerom
U
دستگاهی که به طور الکتریکی پاک شده و مجددا" برنامه ریزی می گردد
proms
U
حافظه فقط خواندنی که توسط کاربر قابل برنامه ریزی است .
pla
U
CI که موقتا برنامه ریزی میشود تا عملیات منط قی روی داده انجام دهد
business
U
کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
businesses
U
کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
programmers
U
وسیلهای که امکان نوشتن روی حافظه فقط خواندنی و قابل برنامه ریزی را فراهم میکند
programmer
U
وسیلهای که امکان نوشتن روی حافظه فقط خواندنی و قابل برنامه ریزی را فراهم میکند
linear code
U
برنامه بدون حلقه
tramp steamer
U
کشتی بدون برنامه
programmable logic array
U
ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
newer
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new-
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
cleans
U
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
clean
U
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
cleaned
U
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
cleanest
U
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
programmable read only memory
U
حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
eprom
U
PRO مخصوص که در زیرنور شدید ماوراء بنفش میتواند پاک شده و سپس دوباره برنامه ریزی شودmemory only programmableread erasableیک
on the fly
U
در حین اجرای برنامه بدون توقف اجرا
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
mission critical
U
برنامه نرم افزاری ه بدون آن شرکت شما کار نمی:ند
robot
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots
U
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
mails
U
که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
mail
U
که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
blue ribbon program
U
برنامه کاملی که در ابتدا و بدون هر گونه خطا یا مشکل اجرا شود
dead
U
دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
jump instruction
U
دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
opened
U
تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
opens
U
تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
halts
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
resume
U
شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
resumed
U
شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
resumes
U
شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
resuming
U
شروع مجدد برنامه ازنقط های که ترک شده بود , بدون تغییرداده
halted
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
open
U
تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
automatics
U
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی
automatic
U
توانایی کامپیوتر برای اجرای تعدادی برنامه یا کار بدون دستور زیادی
halt
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
ACD
U
سیستم تلفن خاص که میتواند تماسهای متعددی را مدیریت کند و آنها را طبق دستورات برنامه ریزی شده در پایگاه داده ها هدایت کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com