Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (25 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
triple threat
U
بازیگری که مهارت در دویدن و پاس دادن و ضربه پا دارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hooker
U
بازیگری که عادت به سدکردن با چوب دارد
hookers
U
بازیگری که عادت به سدکردن با چوب دارد
back up
U
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
back-up
U
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
drag bunt
U
ضربه با ثابت نگهداشتن چوب برای دویدن به پایگاه
metrist
U
کسی که در متر کردن مهارت دارد
slugger
U
بوکسوری که بیشتر به قدرت خود اتکا دارد تا مهارت
triple option
U
بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
showboating
U
نمایش دادن مهارت
cross kick
U
ضربه با پا به سمت دیگرزمین که مدافع کمتری دارد
curl
U
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
curled
U
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
curls
U
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
puncher
U
مشتزنی که بیشتر کوشش درزدن ضربه دارد تا سرعت ومهارت
mr. and mrs billiards
U
بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
proficiency rating
U
طبقه بندی بر حسب پایه مهارت یا مهارت شغلی
mallet goal
U
نمره دادن از صفر تا 01 به بازیگر به نسبت مهارت او
to jink
[colloquial]
[British English]
U
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
glides
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
ship handling
U
مهارت در کار کردن با ناو مانور دادن ناو
qualification card
U
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
scalar
U
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
acting
U
بازیگری جدیت
stage-struck
U
شیفتهی بازیگری
to walk the boards
U
بازیگری کردن
follow shot
U
ضربه با دادن پیچ به بالای گوی بیلیارد
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
bunt
U
ضربه زدن به توپ بدون تاب دادن چوب
ball carrier
U
بازیگری که با توپ میدود
novices
U
بازیگری که هنوزبرنده نشده
novice
U
بازیگری که هنوزبرنده نشده
gunners
U
بازیگری که کمترپاس میدهد
stage fever
U
کرم بازیگری یا اکتری
gunner
U
بازیگری که کمترپاس میدهد
foulest
U
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler
U
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled
U
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foul
U
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
U
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
distortionist
U
بازیگری که اندامهای خودرامیتواند کج کند
show one's (true) colors
<idiom>
U
نشان دادن چیزی که شخص واقعا دوست دارد
bunter
U
توپزن ماهر در ضربه بدون تاب دادن چوب بیس بال
de scramble
U
سازمان دادن مجدد پیام یا سیگنالی که حالت نامناسب دارد
quarterback
U
بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
quarterbacks
U
بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
colour
U
صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
colours
U
صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
pin bowler
U
بازیگری که مرتبا به میله بولینگ هدف گیری میکند
quick change
U
بازیگری که زودبه زودهیئت خودرابرای بازی دیگرعوض کند
basket hanger
U
بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
punts
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
U
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
assisted
U
بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
assists
U
بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
assisting
U
بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
assist
U
بازیگری که درکسب امتیازکمک کرده رساندن گوی به یار برای گل زدن در هاکی روی یخ
crosser
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
spot bowler
U
بازیگری که بجای نشانه گیری به میلههای بولینگ بجای معینی روی مسیرهدفگیری میکند
sclaff
U
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
eight ball billiard
U
تقسیمی از1 تا 7 برای یک نفر و از 9 تا51 برای نفردیگر و شماره 8برای بازیگری که شمارههای خود را بکیسه انداخته
double
U
دویدن
runs
U
دویدن
doubled up
U
دویدن
doubled
U
دویدن
Running
<adj.>
U
دویدن
races
U
دویدن
raced
U
دویدن
race
U
دویدن
run
U
دویدن
to run through
U
دویدن
. The car is gathering momentum.
U
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
re-running
U
دوباره دویدن
re-run
U
دوباره دویدن
re-ran
U
دوباره دویدن
running with the ball
U
با توپ دویدن
re-runs
U
دوباره دویدن
trig
U
تر وتمیز دویدن
winder
U
دویدن سریع
cursorial
U
مستعد دویدن
run for it
<idiom>
U
به ضرب دویدن
on the go
<idiom>
U
مشغول دویدن
roil
U
دنبال هم دویدن
outrunning
U
در دویدن جلوافتادن
runout
U
محوطه دویدن
leap
U
جستن دویدن
scuttle
U
بسرعت دویدن
jogging
U
اهسته دویدن
tracked
U
مسابقه دویدن
scuttled
U
بسرعت دویدن
scuttles
U
بسرعت دویدن
scuttling
U
بسرعت دویدن
jogs
U
اهسته دویدن
tracks
U
مسابقه دویدن
outruns
U
در دویدن جلوافتادن
jogged
U
اهسته دویدن
to bolt
U
با سرعت دویدن
track
U
مسابقه دویدن
leaps
U
جستن دویدن
outrun
U
در دویدن جلوافتادن
leaped
U
جستن دویدن
jog
U
اهسته دویدن
footrace
U
مسابقه دویدن
ground speed
U
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
sprints
U
با حداکثر سرعت دویدن
long wind
U
طاقت زیاد دویدن
jogging
U
دویدن بصورت یورتمه
dinger
U
دویدن به پایگاه اصلی
to break into a run
U
شروع کردن به دویدن
sprinted
U
با حداکثر سرعت دویدن
sprint
U
با حداکثر سرعت دویدن
circuit clout
U
یک امتیاز با دویدن به پایگاه
base running
U
دویدن بسوی پایگاه
To interrupt someone. To butt in.
U
تو حرف کسی دویدن
circled
U
دویدن در مسیر منحنی
jogged
U
دویدن بصورت یورتمه
he fell to the ground
U
دویدن اغازکردبزمین افتاد
circle
U
دویدن در مسیر منحنی
outkick
U
تندتر از رقیب دویدن
run way
U
محوطه دویدن هواپیما
circles
U
دویدن در مسیر منحنی
rerun
U
عمل دوباره دویدن
circling
U
دویدن در مسیر منحنی
to start
U
شروع کردن به دویدن
jog
U
دویدن بصورت یورتمه
jogs
U
دویدن بصورت یورتمه
arresting system runout
U
محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
ground game
U
روش استفاده از مانور دویدن
break in
U
درمیان صحبت کسی دویدن
false start
U
دویدن قبل ازصدای تپانچه
to run a race
U
در مسابقه دویدن یاشرکت کردن
departure end
U
انتهای محوطه دویدن هواپیما
road work
U
دویدن جادهای در تمرین بوکس
roll out
U
دویدن هواپیما روی باند
break-ins
U
درمیان صحبت کسی دویدن
break-in
U
درمیان صحبت کسی دویدن
to run for the bus
U
برای گرفتن اتوبوس دویدن
false starts
U
دویدن قبل ازصدای تپانچه
expertise
U
مهارت
artifices
U
مهارت
artifice
U
مهارت
masterkiness
U
مهارت
handiness
U
مهارت
technique
U
فن مهارت
techniques
U
مهارت
techniques
U
فن مهارت
technique
U
مهارت
groove
U
مهارت
grooves
U
مهارت
dextrously
U
به مهارت
skill
U
مهارت
know-how
U
مهارت
deftness
U
مهارت
unskilled
U
بی مهارت
ham-fisted
U
بی مهارت
knack
U
مهارت
maladroit
U
بی مهارت
workmanship
U
مهارت
ham fisted
U
بی مهارت
light handedness
U
مهارت
execute
U
مهارت
executed
U
مهارت
executes
U
مهارت
executing
U
مهارت
competence
U
مهارت
expertise
U
مهارت
qualification
U
مهارت
credential
U
مهارت
skill
U
مهارت
incompetent
U
بی مهارت
ham handed
U
بی مهارت
proficiency
U
مهارت
adroitness
U
مهارت
facility
U
مهارت
inapt
U
بی مهارت
ingenuity
U
مهارت
proficiency pay
U
حق مهارت
skill less
U
بی مهارت
inexpert
U
بی مهارت
gripe
U
مهارت
skilless
U
بی مهارت
unskillful
U
بی مهارت
sophistication
U
مهارت
adeptness
U
مهارت
shank
U
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
to take a run-up
U
با دویدن به مکان شروع نزدیک شدن
to overrun oneself
U
از دویدن زیاد خود را خسته کردن
human skill
U
مهارت انسانی
mollycoddle
U
آدم بی مهارت
wuss(y)
U
آدم بی مهارت
up one's alley
<idiom>
U
مهارت درچیزی
namby-pamby
U
آدم بی مهارت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com