Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overhaul
U
اوراق کردن کامل
overhauled
U
اوراق کردن کامل
overhauling
U
اوراق کردن کامل
overhauls
U
اوراق کردن کامل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overhauling
U
اوراق کردن
overhauls
U
اوراق کردن
overhauled
U
اوراق کردن
overhaul
U
اوراق کردن
disassemble
U
اوراق کردن
cannibalization
U
اوراق کردن
perpetual bonds
U
اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
salvage
U
اوراق کردن وسایل
scrap
U
خرده اوراق کردن
scrapped
U
نزاع اوراق کردن
scrapped
U
خرده اوراق کردن
scrapping
U
نزاع اوراق کردن
scrapping
U
خرده اوراق کردن
scraps
U
خرده اوراق کردن
scraps
U
نزاع اوراق کردن
salvages
U
اوراق کردن وسایل
salvaging
U
اوراق کردن وسایل
scrap
U
نزاع اوراق کردن
salvaged
U
اوراق کردن وسایل
cannibalized
U
محل اوراق کردن وسایل
cannibalised
U
محل اوراق کردن وسایل
cannibalize
U
محل اوراق کردن وسایل
cannibalising
U
محل اوراق کردن وسایل
cannibalises
U
محل اوراق کردن وسایل
cannibalizes
U
محل اوراق کردن وسایل
cannibalizing
U
محل اوراق کردن وسایل
To take something to pieces.
U
دل وروده چیزی را در آوردن ( اوراق کردن )
full mobilization
U
تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
full scale
U
باندازه کامل بمقیاس کامل
full annealing
U
بازپخت کامل تاباندن کامل
completed case
U
جعبه کامل خشاب کامل
complemented
U
کامل کردن
mature
U
کامل کردن
complementing
U
کامل کردن
finishes
U
کامل کردن
matures
U
کامل کردن
complements
U
کامل کردن
finish
U
کامل کردن
totalize
U
کامل کردن
roundest
U
کامل کردن
round
U
کامل کردن
complement
U
کامل کردن
rest up
U
استراحت کامل کردن
to rest up
U
استراحت کامل کردن
to pay home
U
تلافی کامل کردن
use up
<idiom>
U
استفاده کامل کردن
check up
U
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
salvaging
U
پیاده کردن کامل قطعات
overmaster
U
مهارت کامل پیدا کردن در
salvages
U
پیاده کردن کامل قطعات
to post up
U
مطلع کردن کامل دادن به
salvage
U
پیاده کردن کامل قطعات
completing
U
کامل کردن انجام دادن
completed
U
کامل کردن انجام دادن
bleach
U
سفید کردن شستن کامل
complete
U
کامل کردن انجام دادن
bleaches
U
سفید کردن شستن کامل
completes
U
کامل کردن انجام دادن
bleached
U
سفید کردن شستن کامل
salvaged
U
پیاده کردن کامل قطعات
to browse
U
ویرایش کامل کردن
[علوم کامپیوتر]
hitch
U
کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitching
U
کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitches
U
کامل کردن پاس به دریافت کننده
pay off
U
با دادن مزد کامل اخراج کردن
hitched
U
کامل کردن پاس به دریافت کننده
to play one's card well
U
از فرصت خود استفاده کامل کردن
optimization
U
کار کردن چیزی با کارایی کامل
souse
U
بطور کامل پوشاندن حمله کردن
to be all eyes
U
موافبت کامل کردن سرتاپاچشم شدن
overhauling
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled
U
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
To perfect oneself in a foreign language .
U
معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
to make the most of
U
به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از
cancel
U
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
modeled
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
cancels
U
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancelling
U
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
model
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
models
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
modelled
U
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
integrates
U
کامل کردن درست کردن
integrating
U
کامل کردن درست کردن
integrate
U
کامل کردن درست کردن
imago
U
حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
high leg attack and shoulder control
U
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
double leg pick up
U
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
thorough
U
بطور کامل کامل
document
U
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting
U
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented
U
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
papering
U
اوراق
papered
U
اوراق
paper
U
اوراق
in quires
U
اوراق
papers
U
اوراق
government stock
U
اوراق بهاداردولتی
obligations
U
اوراق قرضه
obligation
U
اوراق قرضه
commercial bills
U
اوراق تجارتی
drafts
U
اوراق بهادار
drafted
U
اوراق بهادار
draft
U
اوراق بهادار
substituted service
U
اوراق دعوی
savings bond
U
اوراق قرضه
bond
U
اوراق قرضه
commerical papers
U
اوراق تجارتی
commercial papers
U
اوراق تجارتی
treasury bonds
U
اوراق بهادارخزانه
scrapped
U
اوراق دورانداختن
negotiable papers
U
اوراق بهادار
scraps
U
اوراق دورانداختن
scrap
U
اوراق دورانداختن
negotiable instruments
U
اوراق بهادار
printed matter
U
اوراق چاپی
bonds
U
اوراق بهادار
papers
U
اوراق بهادار
papering
U
اوراق بهادار
papered
U
اوراق بهادار
paper
U
اوراق بهادار
document bills
U
اوراق تجارتی
scrapping
U
اوراق دورانداختن
securities
U
اوراق بهادار
debenture
U
اوراق قرضه
scrapper
U
اوراق کننده
secret papers
U
اوراق سری
negotiable papers
U
اوراق قابل انتقال
bourse
[in a non-English-speaking country]
U
بورس اوراق بهادار
security market
U
بازار اوراق بهادار
securities market
U
بازار اوراق بهادار
securities department
U
اداره اوراق بهادار
preference bonds
U
اوراق قرضه ممتاز
registered bond
U
اوراق قرضه با نام
government bonds
U
اوراق قرضه دولتی
stock exchange
U
بورس اوراق بهادار
portfolios
U
موجودی اوراق بهادار
portfolio
U
موجودی اوراق بهادار
junk bonds
U
اوراق قرضهی قمارآمیز
junk bond
U
اوراق قرضهی قمارآمیز
scrapped
U
ماشین الات اوراق
scrapping
U
ماشین الات اوراق
scraps
U
ماشین الات اوراق
scrap
U
ماشین الات اوراق
bearer securities
U
اوراق بهادار بی نام
bill of oredit
U
اوراق قرضه دولتی
assumed portfolio
U
اوراق بهادار مفروض
bond issue
U
صدور اوراق قرضه
stock exchange
U
بورس اوراق بهادار
stock exchanges
U
بورس اوراق بهادار
government securities
U
اوراق بهادار دولتی
scrapbooks
U
دفتر اجناس اوراق
broker
U
دلال اوراق بهادار
brokered
U
دلال اوراق بهادار
brokers
U
دلال اوراق بهادار
documents
U
پرونده ها
[اسناد]
[اوراق]
brokering
U
دلال اوراق بهادار
scrapbook
U
دفتر اجناس اوراق
junk
U
جنس اوراق وشکسته
registered securities
U
اوراق بهادار با نام
loose leaf
U
دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
yield of bonds
U
نرخ بازده اوراق قرضه
loose-leaf
U
دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
appraisement bond
U
اوراق قرضه قابل تجدیدارزیابی
transfer of portfolio
U
انتقال موجودی اوراق بهادار
leaflets
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
redemption
U
مبادله اوراق بهادار با پول
leaflet
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
issue
[of something]
[ID card or check]
U
انتشار
[اسکناس]
[اوراق بهادار]
scrappiness
U
اوراق شدگی ستیزه جویی
leafleted
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
archive
U
ضبط اسناد و اوراق بایگانی
leafleting
U
اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
transferable commercial instrument
U
اوراق تجارتی قابل انتقال
marketable securities
U
اوراق بهادار قابل معامله
transferable securities
U
اوراق بهادار قابل انتقال
ceded portfolio
U
اوراق بهادار واگذار شده
kerb market
[British E]
U
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
bond discount
U
تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
curb market
[American E]
U
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
pegging
U
تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
commercial paper
U
اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
portfolio entry
U
قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
outside market
U
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter market
U
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
bearer stock
U
سهام و اوراق قرضه بدون نام
over-the-counter trading of securities
U
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
leaflet bomb
U
بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
The return on the bonds amounts to ...
U
مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
bondable
U
قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
emission
U
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
emissions
U
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
coupon payments
U
منظورپرداختهای ثابت بابت بهره اوراق قرضه است
quotation
U
قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
quotations
U
قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
factorize
U
تقسیم یک عدد به دو عدد کامل که در اثر ضرب کردن همان عدد اصلی نتیجه شود
bear
U
سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bears
U
سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
re issuable notes
U
اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com