Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
preparation
U
اماده سازی
preparations
U
اماده سازی
coaching
U
اماده سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
preparation
U
امادگی اماده سازی
preparations
U
امادگی اماده سازی
data preparation
U
امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
data preparation device
U
دستگاه اماده سازی داده
finishing paint
U
رنگ سازی اماده
forming of battery plates
U
اماده سازی صفحات باتری
interval trailing
U
تمرین استقامت و اماده سازی
Other Matches
ready reserve
U
ذخیره اماده ذخایر اماده احتیاط اماده برای بسیج یااستفاده
ground readiness
U
اماده باش در روی زمین اماده بودن هواپیماها درروی باند اماده باش زمینی
supercritical
U
حالت اماده به انفجار ماده اتمی ترکیب اماده به انفجاراتمی
on guard
U
اماده توپگیری اماده برای توگیری
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
ramp alert
U
اماده باش در سکوی در جا زدن اماده باش 51 دقیقهای
winterize
U
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
warning order
U
دستور اماده باش اعلام اماده باش
laager
U
هلی کوپتر در حال اماده باش جلو هلی کوپتر اماده
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
alert force
U
نیروهای اماده باش نیروهای اماده
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
eagle flight
U
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
station time
U
زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
handiest
U
اماده
handy
U
اماده
supplying
U
اماده
readies
U
اماده
handier
U
اماده
stocked
U
اماده
set
U
اماده
sets
U
اماده
setting up
U
اماده
yoi
U
اماده
supplied
U
اماده
readying
U
اماده
ready
U
اماده
prompt
U
اماده
readied
U
اماده
prompted
U
اماده
prompts
U
اماده
yare
U
اماده
supply
U
اماده
susceptible
U
اماده
fresh-
U
اماده
provided
U
اماده
fresh
U
اماده
in full fig
U
اماده
in store
U
اماده
in kelter
U
اماده
in gear
U
اماده
accoutrements
U
اماده
lief
U
اماده
in form
U
اماده
minded
U
اماده
ready made
U
اماده
freshest
U
اماده
accoutred
U
اماده
abler
U
اماده
in the saddle
U
اماده
equipped
U
اماده
stock
U
اماده
ready-made
U
اماده
ablest
U
اماده
make ready
U
اماده کردن
to gird up one's loins
U
اماده کارشدن
ripely
U
بطور اماده
readying
U
اماده کردن
alerted
U
اماده باش
bound
U
: اماده رفتن
indispose
U
اماده ساختن
to bargain for
U
منتظریا اماده
harnessing
U
اماده کردن
harnessed
U
اماده کردن
harness
U
اماده کردن
combat ready
U
اماده به رزم
detonative
U
اماده انفجار
to buckle oneself
U
اماده شدن
seaworthy
U
اماده دریا
alert
U
اماده باش
johnny on the sopt
U
حاضر و اماده
alerts
U
اماده باش
kelter
U
انتظام اماده
combat available
U
اماده به رزم
taut
U
اماده کار
to a. the ball
U
اماده انداختن
confect
U
اماده کردن
in gear
U
اماده حرکت
combat available
U
اماده به پرواز
beforehand
U
قبلا اماده
mission ready
U
اماده پرواز
setting up
U
اماده کردن
fledge
U
اماده پروازکردن
warlike
U
اماده جنگ
apt
U
متمایل اماده
readied
U
اماده کردن
preparatory
U
اماده کننده
ready for duty
U
اماده کار
ready for duty
U
اماده خدمت
pre treatment
U
اماده کردن
fine
U
بسیار اماده
sets
U
اماده کردن
draft
U
اماده کردن
set
U
اماده کردن
drafted
U
اماده کردن
drafts
U
اماده کردن
prompt to go
U
اماده رفتن
finest
U
بسیار اماده
fined
U
بسیار اماده
ready for operation
U
اماده کار
ready for use
U
اماده مصرف
ready mixed concrete
U
بتن اماده
giglet
U
دخترسبک که اماده
night boat
U
قایق اماده
preparation
U
اماده کردن
giglot
U
دخترسبک که اماده
insusceptible
U
غیر اماده
readies
U
اماده کردن
malcontents
U
اماده شورش
he is ready at excuses
U
اماده است
on tap
U
اماده کشیدن
preparations
U
اماده کردن
get ready
U
اماده کردن
ready service
U
اماده به کار
ready to die
U
اماده مردن
ready use
U
اماده مصرف
present
U
موجود اماده
presented
U
موجود اماده
presenting
U
موجود اماده
presents
U
موجود اماده
ready
U
اماده کردن
belay
U
اماده کردن
coach
U
اماده ساز
prepare
U
اماده کردن
rig
U
اماده شدن
action mission ship
U
ناو اماده
accommodates
U
اماده کردن
unlimber
U
اماده کردن
rigged
U
اماده شدن
prime
U
اماده کردن
coached
U
اماده ساز
coaches
U
اماده ساز
preparing
U
اماده کردن
obliging
U
اماده خدمت
transit mixed concrete
U
بتن اماده
prepares
U
اماده کردن
acceptancy
U
اماده قبول
malcontent
U
اماده شورش
at call
U
اماده فرمان
acoutre
U
اماده جنگ
provide
U
اماده کردن
bellicose
U
اماده بجنگ
primed
U
اماده کردن
rigs
U
اماده شدن
supplying
U
اماده کردن
to string up
U
اماده کردن
at or within call
U
اماده فرمان
accommodated
U
اماده کردن
battailous
U
اماده جنگ
to pickle a rod for
U
اماده کردن
aforehand
U
اماده راحت
supply
U
اماده کردن
accoutered
U
اماده جنگ
primes
U
اماده کردن
snug
U
اماده ومجهز
supplied
U
اماده کردن
provides
U
اماده کردن
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
prepares
U
اماده شدن ساختن
ready for duty
U
اماده انجام وفیفه
ready for assembly
U
اماده جهت نصب
standbys
U
به حال اماده بودن
set position
U
اماده در نقطه اغاز
refitting
U
دوباره اماده کارکردن
standby
U
به حال اماده بودن
ready to die
U
اماده برای مرگ
ready service
U
اماده به استفاده فوری
prepare
U
اماده شدن ساختن
on the line
U
هواپیمای اماده پرواز
ready mixed paints
U
رنگهای مخلوط اماده
alerting
U
اماده باش دادن
ready for use
U
اماده بهره برداری
warm up time
U
زمان اماده شدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com