English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
homemaker U اداره کننده خانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
household art U فن اداره خانه
director U اداره کننده
administrant U اداره کننده
gerent U اداره کننده
directors U اداره کننده
managerial U مدیر اداره کننده
runners U اداره کننده شغلی
runner U اداره کننده شغلی
issuing authority [body] U مرجع [اداره] صادر کننده
sponsor U سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
sponsoring U سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
sponsors U سرپرستی کردن اداره کننده تمرین کفیل خرج
yamen U اداره یا مقام رسمی مندرین یا کارمند دارای رتبه اداره دولتی
lady help U زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole U کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy U خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house U تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house U خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
scotland yard U اداره مرکزی جدیدی برای شهربانی لندن در کناررود تایمز بنا شده است اداره جنایی که نام اختصاری ان cid میباشد نیز جزء این سازمان است
honeycombs U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
tricotine U پارچه زبر لباسی خانه خانه
honeycomb U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
our neighbour door U کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
houndstooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody U ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
hound's tooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
toft U عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
Honey comb design U طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
headquarters U اداره کل اداره مرکزی
bagnio U فاحشه خانه جنده خانه
weigh house U قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger U سرد خانه اشپز خانه
cellular U لانه زنبوری خانه خانه
personnel U کارمندان مجموعه کارمندان یک اداره اداره کارگزینی
i do not know your house U خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cell U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formulas U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranged U یک خانه یا تعدادی خانه
range U یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb U خانه خانه کردن
ranges U یک خانه یا تعدادی خانه
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
the house is in my possession U خانه در تصرف من است خانه در دست من است
serviced U اداره
offices U اداره
bureaus U اداره
handling U اداره
directorates U اداره
bureau U اداره
service U اداره
directorate U اداره
workplaces U اداره
helms U اداره
operation U اداره
workplace U اداره
gestion U اداره
office U اداره
prefecture U اداره
maladmidistration U سو اداره
managements U اداره
management U اداره
helm U اداره
department U اداره
cutchery U اداره
cutcherry U اداره
departments U اداره
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
strategies U فن اداره جنگ
management system U سیستم اداره
labour office U اداره کارگزینی
maladministration U سوء اداره
labor service U اداره کار
strategy U فن اداره جنگ
registry offices U اداره ثبت
full command U اداره کامل
maladminister U بد اداره کردن
plays U اداره مسابقه
legal department U اداره حقوقی
customs U اداره گمرک
manageability U قابلیت اداره
labouroffice U اداره کارگزینی
public health pepartment U اداره بهداری
registry office U اداره ثبت
security service U اداره امنیت
financial agency U اداره دارایی
financial a U اداره مالیه
finance office U اداره دارایی
playing U اداره مسابقه
played U اداره مسابقه
play U اداره مسابقه
intelligence service U اداره اطلاعات
intelligence department U اداره اطلاعات
record office U اداره بایگانی کل
headquarters U اداره کل شهربانی
managing U اداره کردن
manages U اداره کردن
financial agency U اداره مالیه
security force U اداره امنیت
mans U اداره کردن
security U اداره امنیت
man U اداره کردن
india office U اداره امورهندوستان
directs U اداره کردن
aminister U اداره کردن
directed U اداره کردن
direct U اداره کردن
manage U اداره کردن
managed U اداره کردن
staffers U کارمند اداره
operates U اداره کردن
paperless office U اداره بی کاغذ
penology U اداره زندان
police headquarters U اداره کل شهربانی
Near our office . U نزدیک اداره ما
head office U اداره مرکزی
misconduct U سوء اداره
ministration U اداره خدمت
misgovern U بد اداره کردن
medical department U اداره بهداری
misgovernment U سوء اداره
porotocol department U اداره تشریفات
office manager U رئیس اداره
rule U اداره کردن
government house U اداره حکومتی
administration of estate U اداره ترکه
Department of labor [American English] U اداره کار
operate U اداره کردن
gestion U اداره کردن
administration U اداره کردن
administrations U اداره کردن
prefecture U اداره ریاست
departments U بخش اداره
government office U اداره دولتی
administering U :اداره کردن
helm U اداره کردن
helms U اداره کردن
the relevant office U اداره مسیول
proconsulate U سمت یا اداره
department U بخش اداره
operated U اداره کردن
dipartment of publications U اداره مطبوعات
consulate U اداره کنسولی
consulates U اداره کنسولی
dipartment of publications U اداره نگارش
police U اداره شهربانی
misruling U سوء اداره
criminal i. department U اداره اگاهی
stage manage U اداره کردن
stage-manage U اداره کردن
stage-manages U اداره کردن
stage-managing U اداره کردن
wield U اداره کردن
bureaus of census U اداره امار
misrules U سوء اداره
misruled U سوء اداره
mismanagement U سوء اداره
service bureau U اداره خدماتی
malpractices U سوء اداره
malpractice U سوء اداره
housekeeping U اداره منزل
tobacco department U اداره دخانیات
mishandled U بد اداره کردن
mismanage U بد اداره کردن
mismanaged U بد اداره کردن
mismanages U بد اداره کردن
mismanaging U بد اداره کردن
misrule U سوء اداره
wielded U اداره کردن
mishandles U بد اداره کردن
mishandling U بد اداره کردن
run U اداره کردن
runs U اداره کردن
the police headquaters U اداره کل شهربانی
department of trusteeship U اداره قیمومت
department of trusteeship U اداره سرپرستی
department of publications U اداره انطباعات
staffer U کارمند اداره
department of publications U اداره نگارش
depaartment of accounts U اداره محاسبات
deparment of trusteeship U اداره قیمومت
mishandle U بد اداره کردن
claimant agency U اداره کارپردازی
the d. poliee U اداره اگاهی
criminal investigation department U اداره اگاهی
policed U اداره شهربانی
wielding U اداره کردن
bureaus of census U اداره سرشماری
custom house U اداره گمرک
wields U اداره کردن
customhouse U اداره گمرک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com