Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
flang joint
U
اتصال لبه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bridge
U
اتصال دادن
bridge
U
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged
U
اتصال دادن
bridged
U
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridges
U
اتصال دادن
bridges
U
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
expansion
U
خط وط آدرس و داده متصل یه یک اتصال به کارتهای وسیع اجاره کنترل و دستیابی به داده حافظه را می دهند
node
U
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
nodes
U
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
ramp
U
سربالایی اتصال
ramp
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps
U
سربالایی اتصال
ramps
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
card
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards
U
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
junction
U
نقطه اتصال
junction
U
اتصال برخوردگاه
junction
U
اتصال
junction
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction
U
اتصال بین سیم ها و کابل ها
junctions
U
نقطه اتصال
junctions
U
اتصال برخوردگاه
junctions
U
اتصال
junctions
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
U
اتصال بین سیم ها و کابل ها
bearing
U
یاطاقان سکوی اتصال سرسره ریل
session
U
لایه در مدل استاندارد SO/ OSI , که اتصال و قط عی را بین گیرنده و فرستنده برقرار میکند
sessions
U
لایه در مدل استاندارد SO/ OSI , که اتصال و قط عی را بین گیرنده و فرستنده برقرار میکند
enhance
U
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhanced
U
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances
U
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhancing
U
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
hard
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
harder
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
hardest
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
compound
U
اتصال مرکب
compound
U
اتصال کمپوند
compounded
U
اتصال مرکب
compounded
U
اتصال کمپوند
compounds
U
اتصال مرکب
compounds
U
اتصال کمپوند
mesh
U
روش اتصال چند ماشین به هم
mesh
U
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
meshes
U
روش اتصال چند ماشین به هم
meshes
U
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
meshing
U
روش اتصال چند ماشین به هم
meshing
U
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
socket
[محل اتصال کابل]
socket
محل اتصال برق
socket
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
sockets
U
فیش برق محل اتصال کابل
sockets
U
محل اتصال برق
sockets
U
سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
slip
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slipped
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slips
U
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
link
U
اتصال
link
U
عضو اتصال
link
U
طرح ISO/OSI که بستههای داده را به اتصال بعدی می فرستد و تصحیح خطا میکند
link
U
اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
cable
U
اتصال در انتهای کامل
cable
U
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
cabled
U
اتصال در انتهای کامل
cabled
U
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
connection
U
پیوستگی اتصال
connection
U
اتصال
connection
U
اتصال زمین
connection
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
connexions
U
پیوستگی اتصال
connexions
U
اتصال
connexions
U
اتصال زمین
connexions
U
اتصال یا چیزی که متصل میشود
logical
U
EEEI استاندارد بیان پروتکل ارسال در سطح اتصال داده
string
U
اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
bus
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bused
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
buses
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussed
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busses
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussing
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
lead
U
هدایت کردن بست اتصال
lead
U
قطب اتصال سیم اتصال
leads
U
هدایت کردن بست اتصال
leads
U
قطب اتصال سیم اتصال
gateway
U
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
gateways
U
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
layer
U
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layer
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layer
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers
U
لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
layers
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
wiring
U
اتصال
wiring
U
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
interlock
U
اتصال دادن تزویج شدن
interlocked
U
اتصال دادن تزویج شدن
interlocking
U
اتصال دادن تزویج شدن
interlocks
U
اتصال دادن تزویج شدن
line
U
اتصال فیزیکی به ارسال داده
Other Matches
male connector
U
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patches
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patch
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
U
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector
U
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacting
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
U
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
U
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivels
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
drawbar
U
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivelled
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
RJ connector
U
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
cascade connection
U
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
terminal
U
محل اتصال پیچ اتصال
terminals
U
محل اتصال پیچ اتصال
slip road
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
T connector
U
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line
U
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
conjuncture
U
اتصال
concatenate
U
اتصال
colligation
U
اتصال
connect node
U
کد اتصال
butt joint
U
اتصال لب به لب
law of continvity
U
اتصال
attach
U
اتصال
attaches
U
اتصال
jump joint
U
اتصال لب به لب
butt joint riveting
U
اتصال لب به لب
attaching
U
اتصال
clutch dog
U
فک اتصال
lead wire
U
خط اتصال
lap joint
U
اتصال لب به لب
contact
U
اتصال
network
U
اتصال
hitch
U
اتصال
hitched
U
اتصال
hitches
U
اتصال
hitching
U
اتصال
union
U
اتصال
unions
U
اتصال
seams
U
خط اتصال
bonding
U
اتصال
fusions
U
اتصال
fusion
U
اتصال
networks
U
اتصال
joint
U
اتصال
inosculation
U
اتصال
contacted
U
اتصال
contacting
U
اتصال
connection line
U
خط اتصال
connectivity
U
اتصال
contacts
U
اتصال
interconnetion
U
اتصال
connector
U
اتصال
interconnection
U
اتصال
seam
U
خط اتصال
coupling
U
اتصال
conjunction
U
اتصال
symphysis
U
اتصال
conjunctions
U
اتصال
binding
U
اتصال
bindings
U
اتصال
juncture
U
اتصال
nexus
U
اتصال
continuity
U
اتصال
bounding
U
اتصال
tie line
U
خط اتصال
scarf
U
اتصال
tie down
U
اتصال
fitting
U
اتصال
suspension
U
اتصال
suspensions
U
اتصال
coitus
U
اتصال
v joint
U
اتصال "وی "
single u butt joint
U
اتصال لب به لب "یو"
abjoint
U
بی اتصال
incorporation
U
اتصال
scarfs
U
اتصال
single u butt weld
U
اتصال لب به لب "یو"
abutment
U
اتصال
cutter link
U
اتصال
contact series
U
اتصال سری
dialysis
U
تفرق اتصال
delta connection
U
اتصال مثلث
concatenated key
U
کلید اتصال
contact plug
U
فیش اتصال
synchronised
U
با هم اتصال دادن
connector symbol
U
علامت اتصال
connexion
U
ارتباط اتصال
disconnection
U
قطع اتصال
contact pair
U
زوج اتصال
crosspoint
U
زوج اتصال
delta connection
U
اتصال دلتا
connector
U
اتصال دهنده
corner joint
U
اتصال فارسی
corner joint
U
اتصال گوشه
cam control
U
بادامک اتصال
ground connection
U
اتصال زمین
accolade
U
خط اتصال اکولاد
accolades
U
خط اتصال اکولاد
coupling instability
U
نااستواری اتصال
dead earth
U
اتصال زمین
coupling valve
U
ارزش اتصال
cross linking
U
اتصال عرضی
data link
U
اتصال داده
receptacles
U
سیم اتصال
receptacle
U
سیم اتصال
coupling element
U
عنصر اتصال
coupler link
U
لینک اتصال
coupler link
U
عضو اتصال
coupling factor
U
ضریب اتصال
floating
U
فاقدوسیله اتصال
jacks
U
انبر اتصال
coupling magent
U
اهنربای اتصال
coupling capacitor
U
خازن اتصال
jack
U
انبر اتصال
coupling coefficient
U
ضریب اتصال
becket
U
حلقه اتصال
binding post
U
پیچ اتصال
cascade connection
U
اتصال ابشاری
short-circuits
U
اتصال کوتاه
chain field
U
فیلد اتصال
channel attached
U
اتصال کانالی
circuit diagram
U
شمای اتصال
cluster joint
U
اتصال خوشهای
capacity ground
U
اتصال به فرفیت
connecting
U
اتصال دهنده
cable joint
U
موف اتصال
binding screw
U
پیچ اتصال
ball joint
U
توپی اتصال
branch extension
U
اتصال شنت
balanced circuit
U
اتصال سیمتریک
automatic drop
U
اتصال خودکار
brittannia joint
U
اتصال بریتانیایی
adaptor piece
U
حلقه اتصال
acondylous
U
منفصل بی اتصال
acondylose
U
منفصل بی اتصال
by pass
U
اتصال کوتاه
collector contact
U
اتصال کلکتور
short-circuit
U
اتصال کوتاه
commissure
U
سطح اتصال
connection box
U
جعبه اتصال
connection cable
U
کابل اتصال
connection diagram
U
دیاگرام اتصال
connection terminal
U
پایانه اتصال
fitting
U
قطعه اتصال
connectivity platform
U
برنامه اتصال
synchronizes
U
با هم اتصال دادن
synchronize
U
با هم اتصال دادن
synchronising
U
با هم اتصال دادن
synchronises
U
با هم اتصال دادن
manifold
U
روپوش اتصال
discontinuities
U
عدم اتصال
connecting rod
U
میله اتصال
commissure
U
محل اتصال
conjunctions
U
اتصال اقتران
conference circuit
U
اتصال پیشنهادی
conjunction
U
اتصال اقتران
connect time
U
زمان اتصال
connected load
U
توان اتصال
arris fillet joint
U
اتصال فرنگی
connecting branch
U
اتصال یا پیوستگی
discontinuity
U
عدم اتصال
connecting diagram
U
دیاگرام اتصال
connector
U
وسیله اتصال
outer connection
U
اتصال خارجی
short circuit
U
اتصال برق
short circuit
U
اتصال کوتاه
sleeve joint
U
اتصال با بوش
slip joint
U
اتصال ازاد
spigot and socket joint
اتصال مفصلی
star connection
U
اتصال ستارهای
star connection
U
اتصال ستاره
strapped joint
U
اتصال تسمهای
subscriber's cable
U
کابل اتصال
switch contact
U
کنتاکت اتصال
switch gear
U
وسیله اتصال
switching kit
U
جعبه اتصال
tach
U
نوار اتصال
tache
U
نوار اتصال
short circuit
U
اتصال پیداکردن
series connection
U
اتصال سری
series connection
U
اتصال زنجیری
overlap joint
U
اتصال نیمانیم
parallel connection
U
اتصال موازی
phase to phase short circuit
U
اتصال فاز
pin contact
U
اتصال سنجاقی
pipe connection
U
اتصال لوله
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com