English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Is service included? U آیا سرویس حساب شده است؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Service Included U سرویس حساب شده است.
Other Matches
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
broadband ISDN U سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
cost plus contracts U به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
reckons U حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckoned U حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckon U حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
lets U سرویس خطا سرویس بد
let U سرویس خطا سرویس بد
letting U سرویس خطا سرویس بد
capitalized expense U هزینهای که علاوه بر به حساب امدن در حساب سود وزیان
clearance U تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
equity accounts حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
overdrawn account U حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
To bring someone to account. کسی را پای حساب کشیدن [حساب پس گرفتن]
lob serve U سرویس قوسدار بلند سرویس هوایی قوسدار
To cook the books. U حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
faults U خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
fault U خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted U خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
privilege U دستورات کامپیوتری که فقط توسط یک حساب امتیاز دار قابل دستیابی هستند , مثل حذف حساب و دیگر تنظیم کابر جدید یا بررسی کلمه رمز
reckonings U تصفیه حساب صورت حساب
reckoning U تصفیه حساب صورت حساب
charge and discharge statements U حساب قیومیت صورت و نحوه ارزیابی و عملیات مالی ارث حساب ارث
check register U بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
out side U دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
account U حساب صورت حساب
he calcn lates with a U اوبادقت حساب میکند اودرست حساب میکند
digital computer U ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
no year oppropriation U حساب تامین اعتبار باز حساب باز
service U سرویس
in U خط سرویس
in- U خط سرویس
medical response dog U سگ سرویس
centermark U خط سرویس
service dog U سگ سرویس
serviced U سرویس
service line U خط سرویس
after sales service U سرویس
assistance dog U سگ سرویس
serviced U سرویس کردن
truckline U سرویس باربری
service over U خطای سرویس
aces U امتیاز سرویس
service U بنگاه سرویس
service U سرویس کردن
service echelon U ردههای سرویس
half court U زمین سرویس
cannon balls U سرویس چکشی
american twist U سرویس چرخشی
service area U منطقه سرویس
air line U سرویس هوایی
information service U سرویس اطلاعاتی
after sales service U سرویس خدماتی
lets U سرویس خطا
cooking set سرویس پخت و پز
aditional service U سرویس اضافی
windmill service U سرویس چکشی
kick serve U سرویس پیچشی
ace U امتیاز سرویس
telephone service U سرویس تلفن
lubritorium U چاله سرویس
underhand service U سرویس ساده
letting U سرویس خطا
side out U خطای سرویس
let U سرویس خطا
backcourt U پشت خط سرویس
hand out U خطای سرویس
sevice kick U ضربه سرویس
service stairs U پلکان سرویس
serviced U بنگاه سرویس
short service line U خط سرویس کوتاه
cannon ball U سرویس چکشی
outed U دریافت کننده سرویس
tea sets U سرویس چای خوری
out- U نوبت سرویس اسکواش
tea service U سرویس چای خوری
tea set U سرویس چای خوری
servicing U سرویس کردن خودروها
service court U محل فرود سرویس
outed U نوبت سرویس اسکواش
communications server U سرویس دهنده مخابراتی
service ace U امتیاز سرویس تنیس
cumpuserve U سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
out U دریافت کننده سرویس
out U نوبت سرویس اسکواش
change of service U تعویض سرویس والیبال
interrupt serrice routine U روال سرویس وقفه
out- U دریافت کننده سرویس
intelligent building U [ساختمانی با سرویس هوشمند]
customer service technician U تکنسین سرویس مشتری
tea services U سرویس چای خوری
dow jones/retrieval service U سرویس خبری دو جونز
railroad service U سرویس راه اهن
infrastructure U ساختار یا سرویس ابتدایی
hand in U سمت زمین سرویس
service charge U سرویس مهمانخانه وغیره
side out U خراب کردن سرویس
bibliographic retrieval service U سرویس بازیابی کتابشناسی
out of hand serve U سرویس پایین دست
back boundary line U محوطه پشت خط سرویس
field service U پشتیبانی سرویس رزمی
duplicate service U سرویس خدماتی دوبله
wide area telephone service U سرویس تلفنی گسترده
odd court U زمین سرویس سمت چپ
hook service U سرویس برگردان والیبال
left court U زمین سرویس سمت چپ
on line information service U سرویس اطلاعاتی مستقیم
in side U سمت سرویس زمین
in side U سمت سرویس زمین اسکواش
no-man's land U منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
army service area U منطقه سرویس نیروی زمینی
hand out U خراب کردن سرویس اسکواش
ad court U زمین سرویس سمت چپ تنیس
replenishes U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
hand out U حریف دریافت کننده سرویس
replenished U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenishing U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
supplying U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplied U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
replenish U سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
service court U محل فرود سرویس اسکواش
hand in U سمت زمین سرویس اسکواش
front court U محوطه جلو خط سرویس اسکواش
right court U زمین سرویس سمت راست
half court U قسمت سرویس زمین تنیس
deuce court U زمین سرویس سمت راست تنیس
down U خطای سرویس توپ خارج از بازی
self-service U بدون مسئول توزیع سلف سرویس
prestel U سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
self service U بدون مسئول توزیع سلف سرویس
America Online U بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
service line U حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
ten year device وسیله ای که هر ده سال یک بار احتیاج به سرویس دارد
travel agents U بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
travel agent U بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
replacement service U سرویس جایگزین رفت و آمد [حمل و نقل]
replacement bus service U سرویس جایگزین رفت و آمد [حمل و نقل]
principal U قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
toss a coin for choice of service of cou U شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
thirds U شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
principals U قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
third U شرکتی که سرویس میدهد به سیستمی فروخته شده از یک شخص
service U توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
serviced U توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
bundle U دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundles U دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundling U دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
name U کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
throw U باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
teleinformatic services U هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
throwing U باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
dialup U سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
dial up service U سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
throws U باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
bay U یک بخش برای کار ویژه [مانند سرویس یا انبار یا هواپیما وغیره]
telesoftware U نرم افزاری که سرویس را از داده تصویری یا متن راه دور می گیرد
names U کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
floater U هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
public U سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
voicing U سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voices U سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voice U سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
host computers U کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
heap U مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heaping U مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
host computer U کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
heaps U مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
priority U ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
multidrop line U پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
priorities U ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
controlled airspace U قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
tabs U حساب
in favour of U به حساب
incomputable U بی حساب
tab U حساب
tallies U حساب
reckoning U حساب
reckonings U حساب
scores U حساب
scored U حساب
score U حساب
dam design U حساب سد
algorism U حساب
tally U حساب
account U حساب
tallied U حساب
accountants U ذی حساب
to keep score U حساب
arithmetic U حساب
incalculable U بی حساب
science of numbers U حساب
to my a U به حساب من
tallying U حساب
scoreless U بی حساب
accountant U ذی حساب
figure U حساب کردن
figures U حساب کردن
bank accounts U حساب بانکی
stability calculation U حساب پایداری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com