Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
the books that you bought
U
کتابهایی که شما خریدید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bought
U
خریدن
bought
U
خریداری کردن بدست اوردن
dear bought
U
گران تمام شده
dear bought
U
گران خرید
dear bought
U
جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
I bought it on your recommendation.
U
بسفارش وتوصیه شما آنرا خریدم
I bought the bicycle on impulse .
U
یکدفعه زد بکله ام واین دوچرخه راخریدم
I bought it on the recommendation of a friend.
U
طبق توصیه دوستم آنرا خریدم
Vistory was dearly bought .
U
پیروزی بقیمت گرانی بدست آمد ( تلفات جانی فراوان )
A slave bought with money is more free than he who.
<proverb>
U
بنده زر خرید آزادتر از بنده شکم است .
He bought them expensive presents, out of guilt.
U
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
i have as many books as you
U
کتاب شما دارید منهم دارم
to keep books
U
دفترداری کردن
keep books
U
دفترداری کردن
many books
U
کتابهای بسیار
my other books
U
کتابهای دیگر من
many books
U
چندین کتاب
our books
U
کتابهای ما
our books
U
کتابهامان
those books are yours
U
مال شما است
the two books are a like
با هردو یک جور معامله کردم
these books are their
U
این کتابهامال ایشان است
those books are yours
U
ان کتابها
various books
U
کتابهای گوناگون یا مختلف
keep books
<idiom>
U
one for the books
<idiom>
U
چیز غیر عادی
i have as many books as you
U
هر چند
i had many books he had none
U
من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت
books
U
دفتر
books
U
شماره بازیگرخطاکار
books
U
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
books
U
رزرو کردن توقیف کردن
d.'s books
U
ورق
books
U
ثبت کردن
f. of books
U
مایل به کت اب
f. of books
U
عاشق کتاب
books
U
فصل یاقسمتی از کتاب
he took to books
U
زدبکتاب
he took to books
U
پرداخت به کتاب خواندن
books
U
مجلد دفتر
books
U
درکتاب یادفترثبت کردن
books
U
کتاب
log books
U
رخداد نگاشت
We have two books extra.
U
دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
log books
U
رخداد نامه
phone books
U
کتاب راهنمای تلفن
My books are all scattered.
U
کتابهایم همه پرت وپلاشده اند
telephone books
U
راهنمای تلفن
telephone books
U
دفتر تلفن
lodge-books
U
کتاب مقررات معماری
Stackup the books.
U
کتابهارا روی هم بچین
To cook the books.
U
حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
phone books
U
دفتر حاوی شمارههای تلفن
Enter it in the books .
U
آنرا دردفاتر وارد کنید
hit the books
<idiom>
U
برای کلاس آماده شدن
leave your books w me
U
برای
to borrow up to ... books
U
تا...
[مدتی]
کتاب قرض گرفتن
log books
U
دفتر رخدادهای روزانه
comic books
U
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic books
U
کتاب کاریکاتور
sibilline books
U
کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
sacred books
U
کتب مقدسه
books of this type
U
این نوع کتابها
collecting books
U
وصول مطالبات
list of books
U
فهرست یا صورت کتابها
leave your books w me
U
درنظر
leave your books w me
U
پیش
inspired books
U
کتابهای الهام شده
i owe for all my books
U
پول همه کتابهای خود راقرض کردم
heretical books
U
کتب ضلال
the books hereof
U
کتابهای این کتابخانه
talking books
U
صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
heretical books
U
کتب ضلاله
prayer books
U
دعانامه
cash books
U
دفتر نقدی
to be in ones good books
U
موردالتفات کسی بودن
prayer books
U
نماز نامه
prayer books
U
کتاب نماز
sacred books
U
کتابهای مقدس
to be in ones black books
U
مغضوب کسی واقع شدن
coffee-table books
U
کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
in one's good books (graces)
<idiom>
U
موردعلاقه شخص قرار گرفتن
the fire books of moses
U
اشعاریا کتابهای پنجگانه توراه
the desk is piled with books
U
کتابهادر روی میزانبوه شده اند
the desk is piled with books
U
میز از کتاب انباشته شده است
Put the books back on the shelf.
U
کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com