Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lodge-books
U
کتاب مقررات معماری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lodge
U
منزل
lodge
U
بیتوته کردن
lodge
U
تفویض کردن
lodge
U
خیمه زدن
lodge
U
به لانه پناه بردن
lodge
U
سرا
to lodge an a
U
عرضحال استیناف دادن
lodge
U
منزل کردن
lodge
U
قرار دادن
lodge
U
خانه
lodge
U
کلبه
lodge
U
شعبه فراماسون ها
lodge
U
انبار
lodge
U
منزل دادن
lodge
U
پذیرایی کردن
lodge
U
گذاشتن تسلیم کردن
lodge
U
جا
lodgment or lodge
U
منزل گیری
lodge an a appeal
U
شکایت کردن
lodge an a appeal
U
عرضحال دادن
to lodge a complaint
U
شکایت کردن
lodge a complaint
U
دادخواهی کردن
lodge a complaint
U
شکایت کردن
lodgment or lodge
U
سپارش پول ودیعه گذاری
lodgment or lodge
U
موضع
lodgment or lodge
U
جاپا
lodgment or lodge
U
موقعیت
lodgment or lodge
U
پایگاه
to lodge a complaint
U
عرضحال گله گذاری تسلیم کردن
To lodge a complaint .
U
درمقام شکایت بر آمدن
lodge a complaint
U
اقامه دعوی کردن
lodge a complaint against someone
U
علیه کسی اقامه دعوی کردن
hunting box or lodge
U
خانه کوچک شکارگران
many books
U
کتابهای بسیار
books
U
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
books
U
شماره بازیگرخطاکار
books
U
دفتر
books
U
ثبت کردن
the two books are a like
با هردو یک جور معامله کردم
my other books
U
کتابهای دیگر من
our books
U
کتابهای ما
our books
U
کتابهامان
books
U
رزرو کردن توقیف کردن
various books
U
کتابهای گوناگون یا مختلف
these books are their
U
این کتابهامال ایشان است
those books are yours
U
ان کتابها
those books are yours
U
مال شما است
books
U
کتاب
books
U
درکتاب یادفترثبت کردن
many books
U
چندین کتاب
one for the books
<idiom>
U
چیز غیر عادی
he took to books
U
زدبکتاب
i have as many books as you
U
هر چند
i have as many books as you
U
کتاب شما دارید منهم دارم
he took to books
U
پرداخت به کتاب خواندن
keep books
<idiom>
U
keep books
U
دفترداری کردن
to keep books
U
دفترداری کردن
f. of books
U
عاشق کتاب
i had many books he had none
U
من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت
d.'s books
U
ورق
books
U
مجلد دفتر
f. of books
U
مایل به کت اب
books
U
فصل یاقسمتی از کتاب
telephone books
U
دفتر تلفن
comic books
U
کتاب کاریکاتور
comic books
U
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
log books
U
دفتر رخدادهای روزانه
To cook the books.
U
حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
log books
U
رخداد نگاشت
phone books
U
کتاب راهنمای تلفن
Stackup the books.
U
کتابهارا روی هم بچین
We have two books extra.
U
دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
telephone books
U
راهنمای تلفن
hit the books
<idiom>
U
برای کلاس آماده شدن
My books are all scattered.
U
کتابهایم همه پرت وپلاشده اند
Enter it in the books .
U
آنرا دردفاتر وارد کنید
to borrow up to ... books
U
تا...
[مدتی]
کتاب قرض گرفتن
phone books
U
دفتر حاوی شمارههای تلفن
log books
U
رخداد نامه
to be in ones good books
U
موردالتفات کسی بودن
prayer books
U
دعانامه
talking books
U
صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
books of this type
U
این نوع کتابها
list of books
U
فهرست یا صورت کتابها
leave your books w me
U
درنظر
leave your books w me
U
برای
leave your books w me
U
پیش
inspired books
U
کتابهای الهام شده
i owe for all my books
U
پول همه کتابهای خود راقرض کردم
collecting books
U
وصول مطالبات
heretical books
U
کتب ضلاله
prayer books
U
نماز نامه
prayer books
U
کتاب نماز
to be in ones black books
U
مغضوب کسی واقع شدن
the books that you bought
U
کتابهایی که شما خریدید
the books hereof
U
کتابهای این کتابخانه
sibilline books
U
کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
heretical books
U
کتب ضلال
sacred books
U
کتب مقدسه
sacred books
U
کتابهای مقدس
cash books
U
دفتر نقدی
the fire books of moses
U
اشعاریا کتابهای پنجگانه توراه
in one's good books (graces)
<idiom>
U
موردعلاقه شخص قرار گرفتن
coffee-table books
U
کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
the desk is piled with books
U
کتابهادر روی میزانبوه شده اند
the desk is piled with books
U
میز از کتاب انباشته شده است
Put the books back on the shelf.
U
کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com