English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
a stand-alone computer U یک رایانه مستقل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
multi window editor U برنامه ایجاد و ویرایش تعدادی برنامه کاربردی مستقل هر یک در یک پنجره مستقل در صفحه نمایش در یک زمان
separate U مستقل
exogenous U مستقل
mavericks U مستقل
absolute مستقل
maverick U مستقل
independent U مستقل
stand alone U مستقل
separated U مستقل
realty U مستقل
separates U مستقل
free-standing U مستقل
freelance U مستقل
autocratic U مستقل
autonomic U مستقل
absolutes U مستقل
solos U مستقل
freed U مستقل
freeing U مستقل
frees U مستقل
sovereign U مستقل
landed a U مستقل
free U مستقل
sovereigns U مستقل
solo U مستقل
computer U رایانه
computers U رایانه
stand on one's own two feet <idiom> U مستقل بودن
independency U کشور مستقل
autonomous operation U عملیات مستقل
autonomous consumption U مصرف مستقل
independent consultant U مشاور مستقل
separate battery U اتشبار مستقل
absolutes U مستقل استبدادی
autonomous variable U متغیر مستقل
self goverment U حکومت مستقل
garrison house U ساخلو مستقل
separate company U گروهان مستقل
explanatory variable U متغیر مستقل
independent variable U متغیر مستقل
single unit U یکان مستقل
individual units U یکانهای مستقل
stand alone computer U کامپیوتر مستقل
independent state U دولت مستقل
device independence U مستقل از دستگاه
machine independent U مستقل از ماشین
separate battalion U گردان مستقل
context free U مستقل از متن
independent equations U معادلات مستقل
semi independent U نیمه مستقل
separate brigade U تیپ مستقل
separate U یکان مستقل
autocracy U حکومت مستقل
separates U یکان مستقل
separated U یکان مستقل
entities U موجودیت مستقل
entities U موسسه مستقل
arguments U متغیر مستقل
a stand-alone company U یک شرکت مستقل
to stand by oneself U مستقل بودن
detached U ستون مستقل
entity U موسسه مستقل
entity U موجودیت مستقل
argument U متغیر مستقل
green PC U رایانه سبز
separations U مستقل شدن یکانها
monarchism U اصول سلطنت مستقل
free standing columns U ستونهای مستقل یا مجزا
autonomous U دارای زندگی مستقل
number of componentes U تعداد سازندههای مستقل
dependency U کشور غیر مستقل
dependencies U کشور غیر مستقل
dependent state U دولت غیر مستقل
separation U مستقل شدن یکانها
independent variable U متغیر مستقل [ریاضی]
computer independent language U زبان مستقل کامپیوتری
temperature independent paranagnetism U پارامغناطیس گرما مستقل
monocracy U حکومت مستقل یا انفرادی
autonomous investment U سرمایه گذاری مستقل
argument [of a function] U متغیر مستقل [ریاضی]
a dedicated server U [رایانه] خدمتگذار اختصاصی
pica U سیستم عامل مستقل از ماشین
on an arm's length basis U بر اساس مستقل و برابر بودن [در]
standalone U سیستمی که مستقل کار میکند
territorialism U ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
territoriality U ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
autonomous U دارای حکومت مستقل خودمختار
autonomous U دارای حکومت مستقل داخلی
autonomous investment U سرمایه مستقل از درامد ملی
stand-alone <adj.> U خود کفا [به تنهایی] [مستقل ]
post town U شهری که پستخانه مستقل دارد
argument [of a function] U متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
multicollinearity U هم خطی بین متغیرهای مستقل
monarchic U مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
icca U انجمن مستقل مشاورین کامپیوتر
fixed disk [American E] U دیسک سخت [رایانه شناسی]
to crack a code U رمزی [گاوصندوق یا رایانه] را شکندن
hard disc [British E] U دیسک سخت [رایانه شناسی]
There's a jinx on this computer. U این رایانه جادو شده.
logging-on U برقراری ارتباط [رایانه شناسی]
auxiliary program U برنامه کمک [رایانه شناسی ]
sign-on U ورود به سیستم [رایانه شناسی]
green PC U رایانه زیست بوم دوستانه
computer memory U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
main memory U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
main store U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
primary memory U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
RAM [random access memory] U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
Random-access memory U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
fixed disc [British E] U دیسک سخت [رایانه شناسی]
biont U واحد مستقل موجود زنده سلول
orthogonal U ساخته شده از پارامترها یا بخشهای مستقل
diarchy U سیستم حکومت متشکل از دو رکن مستقل
defacto recognition U به عنوان یک کشورموجود و مستقل عمل کند
sovereign U دولت مستقل و دارای اعتبار والامرتبه
sovereigns U دولت مستقل و دارای اعتبار والامرتبه
unit assembly U یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
dominion U قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
disc [disk] drive U دستگاه دیسک سخت [رایانه شناسی]
hard disc drive [British E] U دستگاه دیسک سخت [رایانه شناسی]
I/O file U داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
hard disk drive [American E] [HDD] U دستگاه دیسک سخت [رایانه شناسی]
hard drive U دستگاه دیسک سخت [رایانه شناسی]
input/output file U داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
single sign-on U ورود یگانه به سیستم [رایانه شناسی]
to log on U وارد شدن به سیستم [رایانه شناسی]
independent U association computerconsulatans انجمن مستقل مشاورین کامپیوتر
input/output instruction U دستور داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
input/output statement U دستور داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
I/O module U واحد داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
input/output module U واحد داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
I [O] request [IORQ] U درخواست داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
input [output] request U درخواست داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
I/O instruction U دستور داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
I/O statement U دستور داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
input/output device U دستگاه داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
I/O device U دستگاه داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
arm's length U مستقل و برابر بودن طرفها [یا شرکتها] در معامله ای [اقتصاد]
the 28 year-old nurse-turned-independent insurance consultant U پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
default U تنظیمات از پیش تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
set value U تنظیمات از پیش تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default value U تنظیمات از پیش تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
set value U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default setting U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default setting U تنظیمات از پیش تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default value U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
to reprogram U دوباره برنامه ریزی [جدید] کردن [رایانه شناسی]
power U جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
planed U یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planes U یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planing U یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
powered U جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
plane U یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
powers U جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
powering U جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
to save [to disk/DVD etc.] U حفظ کردن [روی دستگاه دیسک سخت یا دی وی دی] [رایانه شناسی]
microcontroller U ریز کامپیوتر کوچک و مستقل برای استفاده در برنامههای کاربردی خاص
variable delivery pump U پمپ سیالی که برونده ان میتواند مستقل از سرعت چرخش تغییر کند
duplication check U بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
building block U واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building blocks U واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
to space out letters [text] U فاصله گذاری [بین حروف را بیشتر کردن] [رایانه شناسی ] [چاپ]
reentrant U روالی که میتواند توسط چندین برنامه مستقل بطورهمزمان بکار برده شوددرون رو
library U تعدا دتوابع مفید و مستقل که وارد هر برنامهای میشود تا مانع نوشتن برنامه شود
portable U کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
libraries U تعدا دتوابع مفید و مستقل که وارد هر برنامهای میشود تا مانع نوشتن برنامه شود
module U وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
third party lease U توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
separates U استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
modules U وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
separate U استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
separated U استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
port [software] U دریچه ای [مدار و اتصالی] که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد [نرم افزار] [رایانه شناسی]
federal government U دولتهای متشکله یک دولت اتحادی که از نظر دول خارجی فقط واحدهای اداری مستقل تلقی می شوند
SGML U استاندارد مستقل از سخت افزار که نحوه علامتگذاری متن ها برای مشخص کردن bold,italic وحاشیه ها و غیره را بیان میکند
local U آنچه با CPU کار نمیکند ولی به عنوان ترمینال مستقل کار میکند
locals U آنچه با CPU کار نمیکند ولی به عنوان ترمینال مستقل کار میکند
canonical schema U نوعی پایگاه داده ها که مستقل از نرم افزار یا سخت افزار موجود است
sections U بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
section U بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
module U بخش کوچک برنامه بزرگ که در صورت لزوم میتواند مستقل به عنوان یک برنامه کار کند
unbundled U اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
modules U بخش کوچک برنامه بزرگ که در صورت لزوم میتواند مستقل به عنوان یک برنامه کار کند
solo U پروازبه طور مستقل یا راندن به طور تنها
solos U پروازبه طور مستقل یا راندن به طور تنها
collective pitch control U کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
defacto recognition U شناسایی دوفاکتو شناسایی سیاسی کشوری که عملا" مستقل ودارای حق حاکمیت است ولی به عللی نمیتواند یا نمیخواهد به تعهدات بین المللی خود
ecotype U بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
split screen U نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
split-screen U نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
identic notes U منظوریادداشتهایی با مضمون واحداست که چند دولت به یک دولت می دهند . چون این یادداشتها جداگانه تسلیم میشود عمل هر دولت فاهرا"مستقل از عمل دولت دیگراست تسلیم این یادداشتهاعمل غیردوستانه تلقی میشود
n-key rollover [این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
maritime U ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com