English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lap U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped U یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
speeding U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speeds U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speed U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
terminated U تمام شدن تمام کردن
terminate U تمام شدن تمام کردن
terminates U تمام شدن تمام کردن
thoro U کامل تمام
full blown U تمام کامل
full-blown U تمام کامل
fuller U کامل تر تمام تر
integral U کامل تمام
nose ribs U تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
muscles U استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
muscle U استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
circuits U پیست اسبدوانی
circuit U پیست اسبدوانی
conditions U مقررات و شرایط اسبدوانی
grasses U چمن مسیر اسبدوانی
grass U چمن مسیر اسبدوانی
post time U زمان شروع اسبدوانی
turf U پیست چمن اسبدوانی
boy U سوارکار مسابقه اسبدوانی
boys U سوارکار مسابقه اسبدوانی
training track U مسیر تمرینی مسابقه اسبدوانی
free legged U بدون کلاف پا در مسابقه اسبدوانی
stretches U قسمت اخر مسیر اسبدوانی
post U تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
posts U تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
posted U تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
flat race U مسیر هموار بی مانع اسبدوانی
early foot سرعت بیش از حد در آغاز اسبدوانی
highweight handicap U مسابقه اسبدوانی با امتیازمتفاوت وزن
stretch U قسمت اخر مسیر اسبدوانی
post- U تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
stretched U قسمت اخر مسیر اسبدوانی
carried U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carries U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carry U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carrying U سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
barrier U نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
handride U اسبدوانی بدون کمک مهمیز یاشلاق
barriers U نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
condition book U کتابچه حاوی شرایط ومقررات اسبدوانی
patrol judge U داور برج طول مسیر اسبدوانی
turfman U صاحب اسب و علاقه مند به اسبدوانی
clubhouse turn U انحنای پیست اسبدوانی پس ازخط پایان
beta software U نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
steeplechases U اسب دوانی باپرش از مانع اسبدوانی صحرایی
steeplechase U اسب دوانی باپرش از مانع اسبدوانی صحرایی
get (something) over with <idiom> U تمام کردن
go through with <idiom> U تمام کردن
forth U تمام کردن
integrates U تمام کردن
fulfils U تمام کردن
fulfills U تمام کردن
fulfilling U تمام کردن
fulfilled U تمام کردن
fulfil U تمام کردن
fiddle away U تمام کردن
integrate U تمام کردن
run out of U تمام کردن
to see out U تمام کردن
attained U تمام کردن
to see through U تمام کردن
attain U تمام کردن
fulfill U تمام کردن
to finish off U تمام کردن
integrating U تمام کردن
attaining U تمام کردن
attains U تمام کردن
to fill out U تمام کردن
use up U تمام کردن
get through U تمام کردن
to run away with U تمام کردن
to eat up U تمام کردن
make a day of it <idiom> U تمام روزکار کردن
nip and tuck <idiom> U به سختی تمام کردن
to apply for written testimony U استشهاد تمام کردن
exhausts U تمام کردن بادقت بحث کردن
exhaust U تمام کردن بادقت بحث کردن
breaks U جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
break U جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
to get done with U خاتمه دادن تمام کردن
do one's best <idiom> U تمام تلاش خودرا کردن
put one's foot down <idiom> U با تمام وجود اعتراض کردن
end U تمام کردن خاتمه دادن
for all one is worth <idiom> U تمام سعی خودرا کردن
ceasing U بند امدن تمام کردن
unquote U نقل قول را تمام کردن
cease U بند امدن تمام کردن
ceases U بند امدن تمام کردن
see out <idiom> U تمام کردن وخارج شدن
ceased U بند امدن تمام کردن
shoot one's wad <idiom> U تمام پول را خرج کردن
ended U تمام کردن خاتمه دادن
use up U تمام شدن مصرف کردن
done with <idiom> U تمام کردن استفاده از چیزی
dost U بپایان رسانیدن تمام کردن
process U بانجام رساندن تمام کردن
call it quits <idiom> U متوقف کردن تمام کار
ends U تمام کردن خاتمه دادن
processes U بانجام رساندن تمام کردن
tracked U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
pole U چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
tracks U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
poles U چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
track U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
finish U تمام کردن رنگ وروغن زدن
fish out U تمام کردن ذخیره ماهی یک منطقه
To consume all ones energy . U تمام نیروی خودرا مصرف کردن
polish off U از جلو کسی درامدن تمام کردن
finishes U تمام کردن رنگ وروغن زدن
erasing U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
erased U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
strike out U تمام کردن بازی با سه استرایک پی در پی در بخش دهم
erase U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
erases U پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
zaps U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
to make an end of U موقوف کردن تمام کردن
To sell at coast price . U مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
to listen with rapt attention U با مجذوبیت تمام گوش کردن با ششدانگ حواس وغیره
clearest U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clear U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
zero in on <idiom> U تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
clears U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clearer U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
lapped U رسیدن به حریف جلویی
lap U رسیدن به حریف جلویی
fasts U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
classic U مسابقههای سنتی سالانه پنج مسابقه مهم اسبدوانی سالانه انگلستان
classics U مسابقههای سنتی سالانه پنج مسابقه مهم اسبدوانی سالانه انگلستان
fasted U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
quick format U که تمام داده موجود روی فلاپی دیسک را در حین فرآیند فرمت پاک نمیکند, از فرمت کامل سریع تر است و امکان ترسیم داده را میدهد
adobe type manager U استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
earom U Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
tilting mixer U نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
logs U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
log U وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
exhaust U تمام شدن انرژی خسته شدن یا کردن
exhausts U تمام شدن انرژی خسته شدن یا کردن
mirrors U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirror U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored U کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
panoramas U تمام نما اینه تمام نما
full track U تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama U تمام نما اینه تمام نما
faults U خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
fault U خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted U خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
complete U تمام
completing U تمام
out-and-out U تمام
full length U تمام قد
completes U تمام
full U تمام
entire U تمام
whole length U تمام قد
full-length U تمام قد
thru U تمام
full-face U تمام رخ
full face U تمام رخ
through U تمام
all night U در تمام شب
fullest U تمام
yame U تمام
out and out U تمام
completed U تمام
rounded U پر تمام
incomplete U نا تمام
it is all up U تمام شد
lion's share U تمام
whole U تمام
thorough U تمام
off U تمام
It's over. U تمام شد.
to beg [of a dog holding up front paws] U التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to sit up and beg U التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
wholly U تمام وکمال
out- U در بیرون تمام
round d. U دوجین تمام
passes U تمام شدن
finisher U تمام کننده
unfinished U تمام نشده
full U تمام قدرت
full tracked U تمام زنجیر
full moon U ماه تمام
rounds complete U تیر تمام شد
all U : همه تمام
lie-in U تمام شدن
lie in U تمام شدن
full U تمام تکمیل
outed U در بیرون تمام
A whole week U یک هفته تمام
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com