Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
block
U
یک دستگاه ساختمان
blocked
U
یک دستگاه ساختمان
blocks
U
یک دستگاه ساختمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
intercom
U
دستگاه مخابره داخل ساختمان
intercoms
U
دستگاه مخابره داخل ساختمان
Other Matches
building system
U
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
angle-post
U
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dependency
U
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building
U
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
civil engineering contractor
U
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
coach-house
U
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
building enterprise
U
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
enterprise network
U
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
rotunda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil
U
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
constructional feature
U
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
rotonda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotundas
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction
U
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
block structure
U
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
base shear
U
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
beneficial occupancy
U
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
construction batalion
U
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
U
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
modular construction
U
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver
U
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
telephone repeater
U
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
survey meter
U
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan
U
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
preset vector
U
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant
U
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism
U
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
constructions
U
ساختمان
homoplastic
U
هم ساختمان
construction
U
ساختمان
erections
U
ساختمان
type
U
ساختمان
typed
U
ساختمان
types
U
ساختمان
building
U
ساختمان
building line
U
بر ساختمان
structure of an animal
U
ساختمان
structureless
U
بی ساختمان
built-up
U
پر از ساختمان
erection
U
ساختمان
built up
U
پر از ساختمان
carbody
U
ساختمان
mechanism
U
ساختمان
structuring
U
ساختمان
stances
U
ساختمان
structures
U
ساختمان
stance
U
ساختمان
mechanisms
U
ساختمان
structure
U
ساختمان
frame
U
ساختمان
foundation
U
پی ساختمان
substructures
U
پی ساختمان
substructure
U
پی ساختمان
making
U
ساختمان
soil structure
U
ساختمان خاک
structuralize
U
ساختمان کردن
auxiliary construction
U
ساختمان کومکی
sandwitch construction
U
ساختمان لایهای
architectonic
U
تکنولوژی ساختمان
site engineering
U
مدیر ساختمان
structuralization
U
ایجاد ساختمان
chapter-house
U
ساختمان جلسات
situation of a building
U
موقعیت ساختمان
trench
U
گود ساختمان
physiques
U
ساختمان بدن
steel framed structured
U
ساختمان فولادی
steel construction
U
ساختمان فولادی
building line
U
خط کناری ساختمان
smokestack
U
دودکش ساختمان
smokestacks
U
دودکش ساختمان
headroom
U
ارتفاع ساختمان
handrails
U
نرده ساختمان
cone
U
ساختمان مخروطی
handrail
U
نرده ساختمان
physique
U
ساختمان بدن
banded structure
U
ساختمان نواری
facility
U
مکان ساختمان
trenches
U
گود ساختمان
civil engineers
U
مهندس ساختمان
civil engineering
U
مهندسی ساختمان
civil engineer
U
مهندس ساختمان
shelling
U
بدنه ساختمان
construction
U
تعبیر ساختمان
fleuron
U
[آراستن ساختمان با گل]
apartment house
U
ساختمان آپارتمانی
aesthetically
U
زیباشناسی ساختمان
shell
U
بدنه ساختمان
structural
U
وابسته به ساختمان
structurally
U
وابسته به ساختمان
aesthetic
U
زیباشناسی ساختمان
edifices
U
ساختمان بزرگ
edifice
U
ساختمان بزرگ
high-rise
U
ساختمان بلند
front
U
نمای ساختمان
City Hall
U
ساختمان شهرداری
aircraft structure
U
ساختمان هواپیما
frontage
U
نمای ساختمان
frontages
U
نمای ساختمان
tectonics
U
ساختمان شناسی
system's design
U
ساختمان سیستم
stonework
U
ساختمان سنگی
fabric
U
ساختار ساختمان
apartment building
U
ساختمان اپارتمانی
tower building
U
ساختمان برجی
makes
U
ساختمان ساخت
zonation
U
ساختمان غشایی
shells
U
بدنه ساختمان
under construction
U
دردست ساختمان
turn out
U
ساختمان اب پخش
trisyly
U
ساختمان سه ستونی
administration building
U
ساختمان اداری
constructions
U
تعبیر ساختمان
make
U
ساختمان ساخت
annexe
U
ساختمان فرعی
bunkhouse
U
ساختمان خوابگاه
real estate
U
املاک و ساختمان
entrance
U
در جلویی
[ساختمان]
columnar structure
U
ساختمان ستونی
entrance door
U
در جلویی
[ساختمان]
gross area
U
پهنه ساختمان
component part
U
جزء ساختمان
front door
[of house]
U
در جلویی
[ساختمان]
primary structure
U
ساختمان اولیه
primary structure
U
ساختمان اصلی
capital construction
U
ساختمان سرمایه
plant construction
U
ساختمان کارخانه
overall width
U
عرض ساختمان
on the stocks
U
در دست ساختمان
office building
U
ساختمان اداری
height of building
U
بلندی ساختمان
industrial building
U
ساختمان صنعتی
height overall
U
ارتفاع ساختمان
inhouse work
U
توکار ساختمان
integral construction
U
ساختمان یکپارچه
intermediate structure
U
ساختمان داخلی
low loss construction
U
ساختمان کم تلفات
local building inspector
U
پلیس ساختمان
cost of construction
U
بهای ساختمان
cost of construction
U
هزینه ساختمان
length overall
U
طول ساختمان
crane construction
U
ساختمان جرثقیل
laminated structure
U
ساختمان متورق
laminated structure
U
ساختمان لایهای
contractors pump
U
پمپ ساختمان
contracting industry
U
صنعت ساختمان
constructional dimension
U
بعد ساختمان
high rise block
U
ساختمان بلند
home building
U
ساختمان مسکونی
dentition
U
ساختمان دندانها
house building
U
ساختمان مسکونی
hydraulic construction
U
ساختمان ابی
data structure
U
ساختمان داده ها
constructional dimension
U
ابعاد ساختمان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com