English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
point contact rectifier U یکسو کننده نقطهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
welded contact rectifier U یکسو کننده نقطهای جوش شده
Other Matches
rectifier U یکسو کننده
silicon rectifier U یکسو کننده سیلیسیمی
mercury vapor rectifier tube U یکسو کننده جیوهای
bridge rectifier U یکسو کننده پلوار
argon bulb rectifier U یکسو کننده ارگنی
arc rectifier U یکسو کننده جیوهای
rectifying valve U شیر یکسو کننده
vapor rectifier U یکسو کننده جیوهای
constant potential rectifier U یکسو کننده با ولت ثابت
silicon controlled restifier U یکسو کننده کنترل شده سیلیکانی
double row spot welding U جوشکاری نقطهای زنجیرهای جوشکاری نقطهای دوردیفه
away U یکسو
single ended U یکسو
unidirectional U یکسو
rectification U یکسو کردن
frequency demodulation U یکسو کردن
demodulate U یکسو کردن
unidirectional current U جریان یکسو
direct current U جریان یکسو
rectifier U یکسو ساز
rectified U یکسو کردن
rectifies U یکسو کردن
rectify U یکسو کردن
single ended spanner U اچار یکسو
side U در یکسو قرار دادن
half duplex U پروتکل کامل یکسو
planononcave U یکسو پهن و یکسوکاو
planononvex U یکسو پهن و یکسوکوژ
sides U در یکسو قرار دادن
lop sided U یکسو سنگین یک سوسبک
two way rectification U یکسو سازی دو راهه
selenium rectifier U یکسو کنندهء سلنیومی
three phase rectifier U یکسو ساز سه فازه
dry disc rectifier U یکسو ساز خشک
dry plate rectifier U یکسو ساز خشک
pin point U نقطهای
dot product U ضرب نقطهای
point indentification U هویت نقطهای
point defect U نقص نقطهای
point contact U کنتاکت نقطهای
dot matrix U ماتریس نقطهای
point charge U بار نقطهای
spot welding U جوش نقطهای
spot welding U جوشکاری نقطهای
pinpoint target U هدف نقطهای
multipoint line U خط چند نقطهای
multipoint U چند نقطهای
bridge spot weld U جوشکاری نقطهای
point contact U تماس نقطهای
point discharge U تخلیه نقطهای
point elasticity U کشش نقطهای
point particle U ذره نقطهای
point target U اماج نقطهای
point operation U عمل نقطهای
point load U بار نقطهای
point imperfection U ناکاملی نقطهای
point group U گروه نقطهای
point function U تابع نقطهای
point estimation U براورد نقطهای
point estimation U تخمین نقطهای
point estimate U براورد نقطهای
two point threshold U استانه دو نقطهای
meniscus U شیشهای که از یکسو گوژ وازسوی دیگر کاو باشد
diglottic stimulation U تحریک دو نقطهای زبان
single row spot welding U جوشکاری نقطهای سری
multipoint circuit U مدار چند نقطهای
lattice point group U گروه نقطهای شبکه
dot matrix printers U چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix character U کاراکتر ماتریس نقطهای
dichoglottic stimulation U تحریک دو نقطهای زبان
dot matrix printer U چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer U چاپگر با ماتریس نقطهای
point biserial correlation U همبستگی دو رشتهای نقطهای
rpbis U همبستگی دو رشتهای نقطهای
dot matrix printers U چاپگر با ماتریس نقطهای
spot welding electrode U الکترود جوشکاری نقطهای
spot welding machine U دستگاه جوش نقطهای
known datum point U نقطهای با مختصات وگرای معلوم
previous spot U نقطهای که توپ در اخرین باروارد بازی شده
terminal U نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
terminals U نقطهای در شبکه که پیام ارسال یا دریافت میشود
grazing point U نقطهای که مسیر گلوله به مانع برخورد میکند
check point U نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
head spot U نقطهای بین نقطه وسط وکناره شروع بیلیارد
phantom section U خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
lunitidal interval U فاصله زمانی بین عبور ماه از نقطهای وایجادمد در ان نقطه
turning points U نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning point U نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
popeye U در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
diaeresis U دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
dieresis U دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
real stagnation point U نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
collimate U تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
center of gyration U نقطهای در یک جسم صلب که اگر همه جرم در ان متمرکزشود ممان اینرسی حول همان محور تغییر نماید
epicycloid U منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
rectified U یکسو کردن اصلاح کردن
rectifies U یکسو کردن اصلاح کردن
rectify U یکسو کردن اصلاح کردن
centroid U در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
wire matrix printer U یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
inner product U ضرب نقطهای ضرب نردهای
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer U وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network U یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere U وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptors U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor U اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
makgi boowi U نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter U نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer U دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators U منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor U هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive U گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive U خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator U سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
prepossessing U مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge U خرج چال کننده یا گود کننده
padding U پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order U دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
intermediaries U وساطت کننده مداخله کننده
intermediary U وساطت کننده مداخله کننده
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
corruptor U فاسد کننده منحرف کننده
corrupter U فاسد کننده منحرف کننده
acknowledger U تصدیق کننده قبول کننده
favourer U یاری کننده مساعدت کننده
thwarter U خنثی کننده مسدود کننده
the producer and the consumer U تولید کننده و مصرف کننده
contractive U جمع کننده چوروک کننده
toaster U سرخ کننده برشته کننده
toasters U سرخ کننده برشته کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
supplicants U درخواست کننده تضرع کننده
supplicant U درخواست کننده تضرع کننده
discriminant U تفکیک کننده جدا کننده
modifiers U اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutor U پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors U پیگرد کننده تعقیب کننده
presenter U ارائه کننده معرفی کننده
presenters U ارائه کننده معرفی کننده
divider U جدا کننده تقسیم کننده
coordinator U هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
venerator U تکریم کننده ستایش کننده
practicer U تمرین کننده مشق کننده
modifier U اصلاح کننده تعدیل کننده
accaimer U هلهله کننده تحسین کننده
gesticulant U اشاره کننده وحرکت کننده
presentor U ارائه کننده معرفی کننده
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
sniffy U افهار تنفر کننده فن فن کننده
hanger U اویزان کننده معلق کننده
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
cogitator U اندیشه کننده مطالعه کننده
modulator demodulator U تلفیق کننده- تفکیک کننده
preventive U حفافت کننده جلوگیری کننده
trimmer U دستکاری کننده صاف کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
diverting U سرگرم کننده منحرف کننده
hangers U اویزان کننده معلق کننده
whetstone U تیز کننده تند کننده
thickeners U غلیظ کننده پرپشت کننده
insulators U جدا کننده عایق کننده
suberter U سرنگون کننده تضعیف کننده
lifter U مرتفع کننده برطرف کننده
homager U تجلیل کننده کرنش کننده
desolator U ویران کننده متروک کننده
striking force U نیروی تک کننده یا کمین کننده
thickener U غلیظ کننده پرپشت کننده
insulator U جدا کننده عایق کننده
designative U اشاره کننده تعیین کننده
spell binder U مسحور کننده مجذوب کننده
oppressive U خورد کننده ناراحت کننده
desolater U ویران کننده متروک کننده
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler U خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity U یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer U ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit U عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly U اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer U تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper U کج کننده واژگون کننده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com