English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shipment unit U یکان مسئول ارسال کالاها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shipment sponsor U مسئول ارسال کالاها
shipping U ارسال کالاها
beach unit U یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
beach organization U یکان مسئول اداره اسکله قسمت ساحلی
shipping U امور ارسال کالاها ناوگان عمومی یک کشور
aeromedical unit U یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
releasing officer U افسر مسئول ترخیص کالاها افسر ترخیص کننده پرسنل
equation of exchange U متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
support command U فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
detachments U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
drill sergeant U گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
clean up party U گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
zeroed out U ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
action agent U مسئول اقدام در مورد هدفها مسئول تقویم و تفسیر هدفها
tenant U یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenants U یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
force augmentation U تقویت یکان اضافه کردن به نیروی یکان
visit of courtesy U بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
combat arms U یکان رزمی یکان درگیر در رزم
parent U یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
subactivity U یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
designations U عنوان یکان یاشخص معرف یکان
detail U شرح مفصل یکان بقیه یکان
designation U عنوان یکان یاشخص معرف یکان
line replacement U یکان تعویض کننده یکان جبهه
detailing U شرح مفصل یکان بقیه یکان
carriers U پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier U پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
transfer processing U امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
tactical element U یکان رزمی یکان تاکتیکی
unit mill U سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
CSMA CD U پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
combat cargo officer U افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
shadower U یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
command information program U برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
goods U کالاها
goods and services U کالاها و خدمات
materiel cognizance U مدیریت کالاها
complete substitution U جانشینی کالاها
class of suplies U گروه کالاها
subsitute U جانشینی کالاها
class of suplies U طبقه کالاها
commodity agreements U قرارداد کالاها
dunnage U حفاظ کالاها
packing U ماده محافظ کالاها.
consolidate goods U کالاها را ادغام کردن
prestowage plan U طرح باربندی کالاها
readiness condition U وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
beachmaster's unit U یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
supplying U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
quality control U کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
supplied U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply U تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
xmodem U پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
relays U ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
message U روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relay U ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
messages U روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relayed U ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
overflows U وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflowed U وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflow U وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
jitter U خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
lockouts U مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
lockout U مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
XON/XOFF U پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
scrolls U حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scroll U حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing U ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
asynchronous U ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
materiel history U خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
The goods were shipped by air . U کالاها از راه هوا ( هوائی ) حمل شد
marshalling yard U محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
port of embarkation U بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
He swore to having paid for the goods . U قسم می خورد که پول کالاها را پرداخته است
point of sale U محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
daily movement summary U خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
pos U محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
service marking U علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
primary U که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
corrects U روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correct U روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting U روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
point of sale U سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
management coding U سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
marshalling yard U محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
honey combing U روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
casualty staging unit U یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
packing U عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
staging base U پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
limited distance modem U وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
backwards U تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward U تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
guiden U پرچم یکان پرچم نماینده یکان
division slice U یکان استاندارد لشگری یکان لشگری
staging unit U یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
cellular unit U یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
collision detection U پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
synchronous U پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
veil of money U نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
free trade U شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
frankpledge U مسئول
answerable U مسئول
in charge <adj.> U مسئول
accountable U مسئول
liable U مسئول
responsible U مسئول
warden U مسئول
responsible <adj.> U مسئول
responsive U مسئول
upload U 1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential U پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
block shipment U ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
destination U محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destinations U محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
undertakers U جواب گو مسئول
issue commissary U مسئول توزیع
undertaker U جواب گو مسئول
to hold responsible U مسئول کردن
to hold responsible U مسئول قراردادن
custodians U مسئول مرموزات
Not my department. <idiom> U من مسئول نیستم.
custodians U مسئول سرپرست
That's not my province. U من مسئول آن نیستم.
furnace attendant U مسئول کوره
liable for damages U مسئول خسارات
furnace man U مسئول کوره
lineman's plier U انبردست مسئول خط
purchasing officer U مسئول خرید
data administrator U مسئول داده ها
helmsman U مسئول سکان
helmsmen U مسئول سکان
cupola tender U مسئول کوره
cryptographer U مسئول رمز
authoring system U سیستم مسئول
supplies officer U مسئول مواد
undertaking U جواب گو مسئول
officer in charge U افسر مسئول
accountable U مسئول حساب
wagon master U مسئول واگن
officer on duty U افسر مسئول
custodian U مسئول مرموزات
in charge <idiom> U مسئول بودن
account U مسئول بودن
custodian U مسئول سرپرست
courier transfer officer U افسر مسئول پیک
anchor detail U نفرات مسئول لنگر
tallyman U مسئول کنترل محموله
cryptoguard U مسئول حفافت رمز
captain of the top U مسئول گروه کار
ambulanceman U راننده یا مسئول آمبولانس
be to blame <idiom> U مسئول کارزشت بودن
corespondent U مسئول جواب گویی
irresponsible U غیر مسئول نامعتبر
have a hand in <idiom> U مسئول کاری شدن
operations detachment U قسمت مسئول عملیات
demolition firing party U گروه مسئول انفجارخرج
demolition firing party U گروه مسئول تخریب
officer in charge U افسر مسئول اجرا
data base administrator U مسئول پایگاه داده ها
irresponsibly U بطور غیر مسئول
idle U نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled U نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest U نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles U نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
red concept U جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
modem U وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
S HTTP U سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
cumulative delivery diagram U منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
open storage U انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
finger in the pie <idiom> U دست داشتن ،مسئول بودن
blast furnaceman U مسئول یا متصدی کوره بلند
tipstaff U مامور مسئول زندانیان دردادگاه
establishing authority U مقام مسئول نیروهای اب خاکی
make one's bed and lie in it <idiom> U مسئول انجام کاری بودن
company secretary U مسئول مالی و حقوقی شرکت
communication security custodian U مسئول وسایل تامین مخابراتی
range officer U افسر مسئول میدان تیر
harbour master U مسئول بندر متصدی لنگرگاه
aircraft guide U مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
every man is a for his action U هرکس مسئول کردارخویش است
brakeman U مسئول ترمز در تیم لوژسواری
detail officer U افسر مسئول گروه بیگاری
message U نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
MTA U نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
messages U نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
circulation control U کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
secure encryption payment protocol U سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
self-service U بدون مسئول توزیع سلف سرویس
flight sister U افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
self service U بدون مسئول توزیع سلف سرویس
interceptor controller U افسر مسئول پست استراق سمع
vouch U ضمانت کردن مسئول واقع شدن
ship's serviceman U مسئول کارهای دفتری وخدماتی ناو
proponent U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
courier transfer officer U افسر مسئول قسمت پیک ارتشی
mensch U [انسان آراسته، بالغ، درستکار و مسئول]
coordinated procurement assigness U شعبه مسئول خرید کلی اماد
burdened U مسئول پرهیز از تصادم با کشتی دیگر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com