English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
shot U گلوله تیراندازی شده
shots U گلوله تیراندازی شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
error U خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
errors U خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
neglect U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglected U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglecting U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglects U این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
time fire U تیراندازی با گلوله زمانی
Other Matches
firing position U موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
rifle clasp U نشان تیراندازی یا مدال تیراندازی
firing range U برد تیراندازی مسافت تیراندازی
trends U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sensing U تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
misses U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
missed U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sabot U کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
clue U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
fire ball U گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
clues U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
fire lane U مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
ogive U ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
live fire U تیراندازی با تیر جنگی تیراندازی با فشنگ جنگی
splinterproof U ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
dud U منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate U حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
shelling report U گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
ballistics of penetration U شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
pop U تیراندازی
gunnery U تیراندازی
archery U تیراندازی
shooting U تیراندازی
musketry U تیراندازی
popped U تیراندازی
shootings U تیراندازی
gunning U تیراندازی
pops U تیراندازی
conduct of fire U اجرای تیراندازی
combat firing U تیراندازی جنگی
handbow U کمان تیراندازی
firing line U خط شروع تیراندازی
offhand U تیراندازی ایستاده
ready position U حاضربه تیراندازی
fire bay U دهلیز تیراندازی
live U تیراندازی جنگی
firing table U جدول تیراندازی
conduct of fire U هدایت تیراندازی
methode of fire U روش تیراندازی
lived U تیراندازی جنگی
firing area U منطقه تیراندازی
fire trench U سنگر تیراندازی
fire power U قدرت تیراندازی
field archery U تیراندازی صحرایی
horseback archery U تیراندازی سواره
order of fire U روش تیراندازی
dry sum U مشق تیراندازی
fires U تیراندازی کردن
delivery error U اشتباه در تیراندازی
riflery U تیراندازی تفنگداری
shoots U تیراندازی کردن
verification fire U تیراندازی ازمایشی
gunning U تمرین تیراندازی
the butts U میدان تیراندازی
gunnery U قوانین تیراندازی
gun U تیراندازی کردن
shoot U تیراندازی کردن
school shooting U تیراندازی در مدرسه
fired U تیراندازی کردن
fire U تیراندازی کردن
guns U تیراندازی کردن
automatic fire U تیراندازی خودکار
scheme of fire U طرح تیراندازی
shot U تیراندازی تیرانداز ماهر
combat firing U تمرین تیراندازی رزمی
set up U اماده تیراندازی کردن
field roving course U مسابقه تیراندازی جنگلی
absolute error U اشتباه مطلق تیراندازی
gun fire U توپ بامدادیاشام تیراندازی
shots U تیراندازی شده تیرخورده
recoils U دفع ضربت تیراندازی
firing battery U اتشبار تیراندازی کننده
firing line U خط تیراندازی مدار اتش
methode of fire U روش اجرای تیراندازی
columbia round U تیراندازی مخصوص زنان
qualification badge U نشان مهارت در تیراندازی
shots U تیراندازی تیرانداز ماهر
range correction U تصحیح برد تیراندازی
range firing U تیراندازی در میدان تیر
firing data U عناصر مربوط به تیراندازی
field round U یک دور تیراندازی صحرایی
recoil U دفع ضربت تیراندازی
passive U دفاع بدون تیراندازی
squeeze off U تیراندازی با فشار ماشه
squatting position U وضعیت چمباتمه در تیراندازی
shootoff U مسابقه اضافی تیراندازی
dwell at U به تیراندازی ادامه دادن
open fire U شروع به تیراندازی کردن
skeet U انداختن تمرین تیراندازی
pit detail U کمک مربی تیراندازی
passives U دفاع بدون تیراندازی
target arrow U تیر مخصوص تیراندازی
recoiling U دفع ضربت تیراندازی
recoiled U دفع ضربت تیراندازی
field arrow U تیرهای تیراندازی صحرایی
trap shoot U تیراندازی به هدفهای متحرک
expert badge U نشان مهارت در تیراندازی
shooting galleries U میدان تیراندازی تمرینی
shooting gallery U میدان تیراندازی تمرینی
main fire U سیستم تیراندازی اصلی
shot U تیراندازی شده تیرخورده
archery U تیراندازی با تیر و کمان
lead collision course U مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
air and naval gunfire U تیراندازی توپخانه دریایی وهوایی
skeet gun U تفنگ مخصوص تیراندازی 8وضعی
port U حمل کردن مزغل تیراندازی
sector of fire U قطاع اتش منطقه تیراندازی
point bland U تیراندازی بدون نشانه روی
natural form U وضع بدن هنگام تیراندازی
string U یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
plane of fire U سطح مبنای مسیر تیراندازی
plinking U تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
power form U تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
step through method U تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
toxophily U علم تیراندازی باتیر وکمان
target round U یک دور تیراندازی با تیر وکمان
repeat range U با همین مسافت تیراندازی کنید
target rifle U تفنگ مخصوص تیراندازی به هدف
string walking U تمرین تیراندازی با تیر وکمان
x ring U دایره مرکزی هدف تیراندازی
gun shy U کسی که از صدای تیراندازی می ترسد
wingshooting U تیراندازی به پرنده در حال پرواز
shooting position U حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
firing mechanism U چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
power head U نوک نیزه تیراندازی به ماهی
shooting U تیراندازی درمیدان تیر تیرباران کردن
trap gun U تفنگ مخصوص تیراندازی به هدفهای متحرک
intermittent U اجرای تیراندازی بینابین حملات دیگر
ready rack U قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
fire restriction U محدود کردن اتش یا تیراندازی یکانها
slow fire U یک دقیقه فرصت برای تیراندازی به هر نفر
double barreled shotgun U تفنگ دولول برای تیراندازی جداگانه
ground fire U تیراندازی باسلاحهای کوچک از زمین به هواپیما
freestyle U شنای ازادمسابقه تیراندازی با روش ازاد
shootings U تیراندازی درمیدان تیر تیرباران کردن
sleeve U هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
lady paramount U بانوی سرپرست مسابقه تیراندازی زنان
preparatory U تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
sleeves U هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
armpit U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armpits U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
shoots U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
gunnery U توپچی گری تانک تیراندازی با توپ یاتفنگ
springing teal U تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
shoot U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
target archery U مسابقه تیراندازی از فاصله معین با تیر و کمان
snipe U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
snipes U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniped U از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
outshoot U تعداد بیشتر و بهتر تیراندازی نسبت به حریف
olympic trench shooting U مسابقه تیراندازی المپیک با 5تیر از 5 موضع مختلف
hip shoot U تیراندازی غیر مترقبه بااشغال موضع ناگهانی
high pheasant U تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
battle clout U نوعی تیراندازی میدانی ازفاصله 002 متری
hereford round U مسابقه تیراندازی مخصوص زنان در مسافتهای مختلف
roving gun U توپی که مداوما از مواضع مختلف تیراندازی میکند
howlers U بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
howler U بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
flight arrow U تیر مخصوص تیراندازی باپرواز منحنی و طویل
gun salute U سلام با تیراندازی توپخانه ادای احترام با شلیک توپ
freestyle U مسابقه تیراندازی بکمک وسیله هدفگیری کشتی ازاد
first salvo U اولین سری تیراندازی روی هدف دیگرانجام میشود
captive firing U ازمایش سریع سیستم تیراندازی موشک در روی سکو
time fire U مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
subcaliber range U تیراندازی بالوله جوفی یا تیربار اثرگذارمیدان تیر تنظیم هدف
shooting line U خط موازی هدف که پای کمانگیران در تیراندازی روی ان قرارمی گیرد
redeye U موشک زمین به هوای ردای که از روی دوش تیراندازی میشود
verification fire U تیرازمایشی تیراندازی که برای تشخیص خطای توپ انجام میشود
clout shooting U تیراندازی به هدف بزرگ ازمسافت 021 تا 081 متری باتیر و کمان
fire unit U یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
gunner's rule U روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
cartridges U گلوله
glomerule U گلوله رگ
shell proof U ضد گلوله
projectile U گلوله
bullet-proof U ضد گلوله
cartridge U گلوله
fire ball U گلوله
globe U گلوله
cannon proof U ضد گلوله
line shot U گلوله در خط
pellet U گلوله
rounds U گلوله ها
bullet گلوله
clues U گلوله نخ
clue U گلوله نخ
bullets U گلوله
ball U گلوله
shots U گلوله
gunshots U گلوله
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com