Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
commentaries
U
گزارش رویداد
commentary
U
گزارش رویداد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
collision detection
U
تشخیص و گزارش داده برخورد دو عمل یا رویداد
Other Matches
departure report
U
گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
spot report
U
گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
action report
U
گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
report generator
U
گزارش ساز ایجادکننده گزارش
report generator
U
گزارش زایی گزارش گیری
amplifying report
U
گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
mortar report
U
گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
visualreport
U
گزارش دیدبانی بصری گزارش مشاهدات بصری در حین پرواز
event
U
رویداد
occurrence
U
رویداد
trend
U
رویداد
trends
U
رویداد
happenings
U
رویداد
happening
U
رویداد
occurrences
U
رویداد
events
U
رویداد
occurence
U
رویداد
circumstances
U
رویداد
incidents
U
رویداد
incident
U
رویداد
event horizen
U
افق رویداد
misadventure
U
رویداد ناگوار
exogenous event
U
رویداد برونی
circumstance
U
تفصیل رویداد
occurence
U
رویداد واقعه
misadventures
U
رویداد ناگوار
mishaps
U
رویداد ناگوار
subsequent to that event
U
پس ازان رویداد
endogenous event
U
رویداد درونی
contretemps
U
رویداد ناگوار
occurrences
U
تصادف رویداد
occurrence
U
تصادف رویداد
decades
U
ده موضوع یا رویداد
a life full of incidents
U
زندگی پر رویداد
decade
U
ده موضوع یا رویداد
mishap
U
رویداد ناگوار
mischances
U
رویداد بد حادثه ناگوار
uneventful
U
بدون رویداد مهم
rummy start
U
رویداد شگفت انگیز
passage
U
رویداد کارکردن مزاج
passages
U
رویداد کارکردن مزاج
air pollution episode
U
رویداد الودگی هوا
As events unfolded I realized that ...
U
درطی رویداد ها پی بردم که ...
balances
U
احتمال رویداد خطا
mischance
U
رویداد بد حادثه ناگوار
balance
U
احتمال رویداد خطا
non-event
U
رویداد ملامت انگیز یا ساختگی
in qviries r. to the accident
پرسش هایی درباره آن رویداد
non-events
U
رویداد ملامت انگیز یا ساختگی
shelling report
U
گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
cargo outturn report
U
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
black swan event
U
رویداد نادر و پیش بینی ناپذیر
The incident set off a debate.
U
این رویداد بحثی را به راه انداخت
[برانگیخت]
.
real time
U
داده وروری به یک سیستم در صورت نیاز یا رویداد
parachronism
U
اشتباهی که عبارت است ازدیرترقراردادن تاریخ یک رویداد
natives
U
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
native
U
رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
event focus
U
که در حال دریافت پیام از یک عمل یا رویداد است
generate
U
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
generated
U
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
generating
U
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
maintenance
U
مراقب مرتب از سیستم برای جلوگیری از رویداد خرابی
generates
U
رویداد خطا به علت بیدقتی در داده استفاده شده
This new frontier incident probably means war.
U
این رویداد مرزی جدید معنیش احتمالآ جنگ است
report
U
گزارش
reportage
U
گزارش
account
U
گزارش
report generator
U
گزارش زا
recitetion
U
گزارش شز
reported
U
گزارش
reports
U
گزارش
message
U
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
messages
U
پنجره کوچک که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند و از یک رویداد یا وضعیت یا خطا خبر میدهد
report generation
U
تولید گزارش
report file
U
فایل گزارش
quarterly report
U
گزارش سه ماهه
management report
U
گزارش مدیریت
command report
U
گزارش فرماندهی
detailed report
U
گزارش مشروح
edit line
U
خط گزارش وضعیت
error report
U
گزارش خطا
final report
U
گزارش نهایی
flash report
U
گزارش انی
hot report
U
گزارش مهم
turn in
<idiom>
U
گزارش دادن
internal report
U
گزارش داخلی
periodic report
U
گزارش دورهای
expertise
U
گزارش اهل فن
visualreport
U
گزارش بصری
to give forth
U
گزارش دادن
report progarm generator
U
مولدبرنامه گزارش
report progarm generator
U
تولیدبرنامه گزارش
report program
U
برنامه گزارش
report writer
U
گزارش نویسی
report writer
U
نویسنده گزارش
reportable
U
گزارش دادنی
technical report
U
گزارش فنی
school report
U
گزارش اموزشگاه
situation report
U
گزارش وضعیت
survey report
U
گزارش بازرسی
status report
U
گزارش وضعیت
subemit a report
U
گزارش دادن
viva report
U
گزارش شفاهی
rpg
U
مولدبرنامه گزارش
press report
U
گزارش خبری
wrap up
U
گزارش خلاصه
viva voting
U
گزارش شفاهی
report generator
U
مولد گزارش
submit a report
U
گزارش دادن
returning
U
گزارش رسمی
annual report
U
گزارش سالیانه
annual report
U
گزارش سالانه
account
U
اهمیت گزارش
report
U
گزارش دادن
an incomprehensive report
U
گزارش کوتاه
report
U
گزارش دادن به
report
U
گزارش دیدبانی
reported
U
گزارش دادن
story
U
روایت گزارش
reported
U
گزارش دیدبانی
action
U
گزارش وضع
reports
U
گزارش دادن
logs
U
گزارش سفرهواپیما
log
U
گزارش سفرهواپیما
reports
U
گزارش دادن به
accident reporting
U
گزارش حادثه
actions
U
گزارش وضع
return
U
گزارش دادن
return
U
گزارش رسمی
returned
U
گزارش دادن
returned
U
گزارش رسمی
returning
U
گزارش دادن
reported
U
گزارش دادن به
returns
U
گزارش دادن
bruit
U
گزارش سروصدا
blue bell
U
گزارش بدرفتاری
returns
U
گزارش رسمی
minute
U
گزارش وقایع
journals
U
گزارش روزانه
journal
U
گزارش روزانه
blue bell
U
گزارش جنایت
blue bark
U
گزارش حرکت
reports
U
گزارش دیدبانی
dead
U
دوره زمانی بین دو رویداد که هیج اتفاقی نمیافتد برای اطمینان از اینکه باهم برخورد نخواهند داشت
weekly progress report
U
گزارش هفتگی کار
reportable items
U
اقلام قابل گزارش
super visum corporis
U
گزارش معاینه جسد
report of survey
U
گزارش تحقیقات یا بررسیها
bills
U
گزارش جریان دعوی
to report
[to a body]
U
گزارش دادن
[به اداره ای]
to give an account of
U
گزارش و توضیح دادن
hearing
U
رسیدگی بمحاکمه گزارش
schedule report
U
گزارش زمانبندی شده
snap report
U
گزارش فوری یا انی
According to the riport .
U
بقرار این گزارش
logs
U
گزارش سفرنامه کشتی
reportedly
U
طبق گزارش یا شایعه
log
U
گزارش سفرنامه کشتی
hearings
U
رسیدگی بمحاکمه گزارش
project technical report
U
گزارش فنی پروژه
flash report
U
گزارش برق اسا
aircraft accident report
U
گزارش سانحه هوایی
call-ups
U
دستور ارسال گزارش
journal book
U
دفتر گزارش روزانه
periodic intelligence report
U
گزارش نوبهای اطلاعاتی
logbook
U
گزارش روزانه سفرکشتی
misreport
U
اشتباه گزارش دادن
call-up
U
دستور ارسال گزارش
interim report
U
گزارش پیشرفت کار
bill
U
گزارش جریان دعوی
docking report
U
گزارش تعمیر ناو
progress report
U
گزارش پیشرفت کار
progress reporting
U
گزارش پیشرفت کار
exception reporting
U
گزارش گیری مخصوص
annual financial statement
U
گزارش مالی سالانه
call up
U
دستور ارسال گزارش
project technical report
U
گزارش فنی طرح
contact report
U
گزارش اخذ تماس
draft report
U
گزارش نیمه نهایی
evaluation report
U
گزارش ارزیابی وضعیت
contact report
U
گزارش تماس با هواپیمای دشمن
this report is incredible
U
این گزارش را نمیتوان باورکرد
docking report
U
گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
system log
U
گزارش روزانه عملیات سیستم
returns
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
fitness report
U
گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
air control and reporting center (c.r.c.
U
مرکز کنترل و گزارش هوایی
he gave an a of the battle
U
گزارش ان جنگ راشرح داد
returned
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
return
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
neither report was correct
U
هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
returning
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
daily progress report
U
گزارش روزانه پیشرفت کار
request mast
U
گزارش از طریق سلسله مراتب
critic report
U
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
report generator
U
برای تامین گزارش کامل
journal
U
گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
journals
U
گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
city article
U
گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
[results were]
satisfactory
U
رضایت بخش
[در یادداشت گزارش کنترل]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com