English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to i. light from anything U گذر کردن روشنایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
flash U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes U روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
illumination U روشن کردن منطقه روشنایی
illuminations U روشن کردن منطقه روشنایی
course light U روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
lime light U روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
Other Matches
iceblink U روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
it is insensitive to light U روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
coordinated illumination U روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
electric lighting U روشنایی
peeped U روشنایی کم
illumination U روشنایی
peep U روشنایی کم
light U روشنایی
peeps U روشنایی کم
luminance U روشنایی
peeping U روشنایی کم
illuminations U روشنایی
rushlight U روشنایی کم
clearness U روشنایی
lightness U روشنایی
luminosity U روشنایی
night light U روشنایی شب
luminouity U روشنایی
lighting U روشنایی
lightest U روشنایی
lighted U روشنایی
luminous efficiency U راندمان روشنایی
asterism U روشنایی و نور
luminous intensity U شدت روشنایی
lambert U واحد روشنایی
luminous efficiency U ضریب روشنایی
glimmering U روشنایی ضعیف
glimmerings U روشنایی ضعیف
illuminator U وسیله روشنایی
luminance decay U کم شدن روشنایی
image brightness U روشنایی تصویر
luminance channel U کانال روشنایی
phosphorescence U روشنایی شب تابی
loom U هاله روشنایی
illuminating system U سیستم روشنایی
loomed U هاله روشنایی
looming U هاله روشنایی
country life U زندگی روشنایی
illuminating fixture U لوازم روشنایی
illumination change U تعویض روشنایی
illumination method U روش روشنایی
illumination method U سبک روشنایی
glares U روشنایی زننده
looms U هاله روشنایی
glared U روشنایی زننده
glare U روشنایی زننده
illuminator U دستگاه روشنایی
illuminating gas U گاز روشنایی
luminous flux U شاره روشنایی
decorative ligthing U روشنایی تزیینی
fluorescent light U روشنایی فلورسنت
flashes U روشنایی مختصر
indirect lighting U روشنایی غیرمستقیم
electric light U روشنایی برقی
lux meter U روشنایی سنج
emergency lighting U روشنایی اضطراری
luminosity U بازده روشنایی
gaslight U روشنایی گاز
intensity of illumination U شدت روشنایی
intensity level U سطح روشنایی
glimmers U روشنایی ضعیف
glimmered U روشنایی ضعیف
glimmer U روشنایی ضعیف
optics U علم روشنایی
ray U روشنایی تشعشع
flashed U روشنایی مختصر
luminous power U قوه روشنایی
ceiling light U روشنایی سقفی
artifical light U روشنایی مصنوعی
earth shine U روشنایی خاکستری
luminous flux U فلوی روشنایی
earth light U روشنایی خاکستری
luminous flux U شار روشنایی
photometer U روشنایی سنج
photology U دانش روشنایی
flash U روشنایی مختصر
phot U واحد روشنایی
incandescent lamp U لامپ روشنایی
candlelight U روشنایی شمع
search light illumination U روشنایی با نورافکن
full beam spread U باندکامل روشنایی
brightness signal U پیام روشنایی
lighting switch U کلید روشنایی
lighting transformer U مبدل روشنایی
lighting set U دستگاه روشنایی
lighting unit U واحد روشنایی
lighting engineering U مهندسی روشنایی
room lighting U روشنایی اطاق
ligting conditions U نسبتهای روشنایی
light fluctuation U نوسان روشنایی
lighting battery U باتری روشنایی
light brightness control U کنترل روشنایی
lighting engineering U تکنیک روشنایی
illuminance U شدت روشنایی
lighting effect U اثر روشنایی
lighting source U منبع روشنایی
lighting feeder U تهیه روشنایی
lighting outlet U خروجی روشنایی
lighting control U کنترل روشنایی
lighting mains U خط روشنایی اصلی
lighting plant U تاسیسات روشنایی
lighting line U سیم روشنایی
light conditions U نسبتهای روشنایی
illuminating aperture U روزنه روشنایی
lighting scheme U ترتیب روشنایی
incandescence U روشنایی سیمابی
light point U منبع روشنایی
continuous illumination U روشنایی مداوم
brightness control U پیچ روشنایی
light control U کنترل روشنایی
illuminations U شدت روشنایی
light adaptation U انطباق با روشنایی
light gap U فاصله روشنایی
illuminating device U تجهیزات روشنایی
sustained illumination U روشنایی پایدار
illumination U شدت روشنایی
constant luminance U روشنایی ثابت
illumniation aperture U روزنه روشنایی
illuminating engineering U مهندسی روشنایی
sustained illumination U روشنایی مداوم
direct lighting U روشنایی مستقیم
street lighting U روشنایی خیابان
illuminating engineering U تکنیک روشنایی
light meter U روشنایی سنج
illuminating beam U پرتو روشنایی
lambent U دارای روشنایی ملایم
gas light U نور یا روشنایی گازی
photothermic U مربوط به گرماو روشنایی
sensitive to light U حساس نسبت به روشنایی
lighting equipments U الات و ادوات روشنایی
it is pervious to light U روشنایی ازان می گذرد
lucifugous U گریزان از روشنایی روز
lighting hours U زمان روشنایی یا سوختن
front lighting U روشنایی جلو ساختمان
neon U شبیه روشنایی نئون
photomrtry U سنجش شدت روشنایی
gas lights U نور یا روشنایی گازی
lighting U سیستم روشنایی ماشین
lighting cable U کابل نور روشنایی
illumination plan U طرح روشنایی منطقه
illumination photometer U شدت روشنایی سنج
at first light U در اولین روشنایی روز
r y signal U پیام روشنایی ار ایگرگ
g y signal U پیام روشنایی جی ایگرگ
zodiacal light U روشنایی صبح کاذب
over expose U زیاد روشنایی دادن
train lighting battery U باتری روشنایی ترن
lighting point U محل یا نقطه روشنایی
b y signal b y U پیام روشنایی ب- ایگرگ
photothropism U جنبش در تحت تاثیر روشنایی
will o the wisp U روشنایی کاذب درباغ سبز
photogenic U ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
will o the wisp U روشنایی مردابی فانوس شیطان
photodynamic U اثر روشنایی در جنبش گیاهان
photodynamics U اثر روشنایی در جنبش گیاهان
continuous illumination U روشنایی پایدار منطقه رزم
lambency U ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
ligting conditions U شرایط روشنایی نسبتهای نور
light is necessary to life U روشنایی لازمه زندگی است
photorealistic U که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
friars lantern U روشنایی شبانه بر روی باطلاق
paraselene U روشنایی اطراف هاله ماه
intensity amplifier U تقویت کننده شدت روشنایی
light is necessary to life U روشنایی برای زندگی لازم است
lumen U واحد فلوی روشنایی درسیستم متریک
nit U واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
icebink U روشنایی که دراثرانعکاس نور یخ درافق پیدامیشود
phot U واحد شدت روشنایی در سیستم غیرمتریک
phototherapy U معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
nits U واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
photosynthesis U ایجاد وتشکیل موادالی در گیاهان بکمک روشنایی
electroluminescent U قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
photoconductive U مادهای که مقاومت الکتریکی ان با شدت روشنایی تغییرمیکند
electroluminescing U که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
flare U روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
flares U روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
sheet lighning U برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
sidelights U اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
photoglyph U صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
sidelight U اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
image [برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
phosphene U حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
footcandle U واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
rushlight U چراغ کم نور روشنایی چراغی که فتیله ان از پیزر باشد
fog dog U روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
mithra U نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
images U برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر
tromsillumination U معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
paraheliotropism U موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
corposant U گلولههای روشنایی که گاهی درهوای طوفانی بردکلهای کشتی دیده م
photoemissive U مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
opaquely U چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
airglow U روشنایی که در هنگام غروب به علت تابش افتاب به جوزمین پدید می اید
optophone U الت تبدیل روشنایی بصدابدانگونه که کوران موادچاپی را ازراه به گوش بخواند
pictured U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pictures U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picture U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picture element U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picturing U کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
ether U جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com