English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
short U کوتاه خوردن گلوله
shorter U کوتاه خوردن گلوله
shortest U کوتاه خوردن گلوله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hitting U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hit U اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
missed U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
misses U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sensing U تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
trends U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sabot U کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
fire ball U گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
clue U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clues U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
nep U پرز [تل] [گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
ogive U ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
splinterproof U ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
dud U منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate U حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
blasts U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge U نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
swag U تاب خوردن تلوتلو خوردن بنوسان دراوردن
to play a good knife and fork U ازروی اشتهاخوراک خوردن خوب چیز خوردن
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
shorthorn U جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist U شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
trip U لغزش خوردن سکندری خوردن
tripped U لغزش خوردن سکندری خوردن
tumble U غلت خوردن معلق خوردن
tumbled U غلت خوردن معلق خوردن
tumbles U غلت خوردن معلق خوردن
trips U لغزش خوردن سکندری خوردن
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
grog U دستهای از مردم که برای خوردن عرق گرد هم نشینند عرق خوردن
short quard U سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
ballistics of penetration U شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
to drink wine U می خوردن شراب خوردن
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lead collision course U مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
hurdle step U جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter U ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
cartridge U گلوله
bullet گلوله
gunshot U گلوله
gunshots U گلوله
glomerule U گلوله رگ
fire ball U گلوله
shots U گلوله
cartridges U گلوله
pellet U گلوله
clues U گلوله نخ
clue U گلوله نخ
ball U گلوله
shot U گلوله
bullets U گلوله
rounds U گلوله ها
shell proof U ضد گلوله
roundest U گلوله
round U گلوله
bullet-proof U ضد گلوله
projectile U گلوله
cannon proof U ضد گلوله
line shot U گلوله در خط
globe U گلوله
globes U گلوله
ounce of lead U گلوله سربی
ballistic trajectory U خط سیربالیستیکی گلوله
shell proof U ضد نفوذ گلوله
base fuze U ماسوره ته گلوله
shell fragments U قطعات گلوله
base spray U بسکهای ته گلوله
beehives U گلوله ضد نفر
fixed shell U گلوله متصل
shell fragments U بسک گلوله
piercing shell U گلوله ثاقب
beehive U گلوله ضد نفر
plumb U گلوله سربی
blank catridge U گلوله سلام
marbles U گلوله شیشهای
marble U گلوله شیشهای
blank cartridge U فشنگ بی گلوله
ditto U گلوله در راه
shell room U انبار گلوله
shilleilagh U گلوله شلیلاق
gilding metal U روکش گلوله
bullet گلوله فشنگ
missile U گلوله موشک
bullet گلوله تفنگ
cannon shot U گلوله توپ
number of rounds U تعداد گلوله ها
lost U گلوله ناپیدا
gas shell U گلوله دودانگیز
shrapnel U گلوله ضد نفر
missiles U گلوله موشک
shrapnel U گلوله انفجاری
bullets U گلوله فشنگ
shrapnel U گلوله افشان
shoot down U با گلوله کشتن
incendiary U گلوله اتش زا
bullets U گلوله تفنگ
shrapnel shell U گلوله انفجاری
shrapnel U گلوله نارنجکی
plummets U گلوله سربی
cannon proof U ضد گلوله توپ
clew U گلوله کردن
clew U گلوله نخ گره
conglobate U گلوله شدن
cannon ball U گلوله توپ
bullet-proof U پاد گلوله
buckshot U گلوله سربی
projectile flat U سکوی گلوله
potshot U گلوله هوایی
gunshot U زخم گلوله
gunshots U زخم گلوله
center of burst U مرکزاصابت گلوله
rotating band U کمربند گلوله
cartouch U گلوله توپ
cartouche U گلوله توپ
cease loading U گلوله را پرنکنید
fireballs U گلوله انفجاری
fireball U گلوله انفجاری
canon ball U گلوله توپ
cannonball U گلوله توپ
cannon balls U گلوله توپ
fragments U بسک گلوله
fragmenting U بسک گلوله
bullet-proof U ضد گلوله کردن
equivalent service rounds U گلوله معادل
delivery U فروریختن گلوله
delivery U پرتاب گلوله
deliveries U فروریختن گلوله
deliveries U پرتاب گلوله
plummeting U گلوله سربی
slugged U گلوله بی شکل
slug U گلوله بی شکل
burst center U مرکز گلوله
plummeted U گلوله سربی
blob U گلوله حباب
can , not observe U گلوله ناپیدا
slugs U گلوله بی شکل
fragment U بسک گلوله
drill ammunition U گلوله مشقی
impacts U اصابت گلوله
impact U اصابت گلوله
plumb bob U گلوله شاقول
plummet U گلوله سربی
blobs U گلوله حباب
bulletproof U ضد یا مانع گلوله
bombardment U گلوله باران
to toll up U گلوله شدن
star shell U گلوله نورافشان
trajectories U خط سیر گلوله
sugarplum U گلوله نبات
hit U اصابت گلوله
trajectory U خط سیر گلوله
gunshot wound U زخم گلوله
star shell U گلوله منور
hits U اصابت گلوله
gun stone U گلوله توپ
gun shot U گلوله توپ
hitting U اصابت گلوله
snowballs U گلوله برف
snowballing U گلوله برف
trajectories U مسیر گلوله
shells U گلوله توپ
shelling U گلوله توپ
illuminating shell U گلوله منور
lead U شاقول گلوله
starshell U گلوله منور
trial shot U گلوله ازمایشی
illumination round U گلوله منور
leads U شاقول گلوله
shoots U برد گلوله
shoots U گلوله زدن
shoot U برد گلوله
shoot U گلوله زدن
bombardments U گلوله باران
shell U گلوله توپ
tracer shell U گلوله رسام
shafts U خدنگ گلوله
shaft U خدنگ گلوله
snowballed U گلوله برف
ball U گلوله کردن
loading tray U سینی پر کن گلوله
to round up U گلوله کردن
live round U گلوله جنگی
snow ball U گلوله برف
single shot U گلوله منفرد
bombarded U گلوله باران
bombards U گلوله باران
graupel U گلوله برف
bombarding U گلوله باران
bombard U گلوله باران
line of impact U خط اصابت گلوله
rotund U گلوله وار
globus hystericus U گلوله هیستریایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com