English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
he did his level best U کوتاهی نکرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
he durst not go U جرات نکرد که برود
there was no ring U کسی تلفن نکرد
He took no heed of my warning. U به اخطار من توجهی نکرد
He did not live long enough to … U آنقدر عمر نکرد که ...
My salary is too small for me . U کمترین توجهی نکرد
he did not d. to go U جرات نکرد که برود
She did not ask about this. U او [زن] دراین باره پرسش نکرد.
it did not meet our views U منظور مارا انجام نداد نظرماراتامین نکرد
He was killed when his parachute malfunctioned. U بخاطر اینکه چترش کار نکرد [عیب فنی داشت] او [مرد] کشته شد.
The victim had done nothing to incite the attackers. U شخص مورد هدف کاری نکرد که ضاربین [مجرمین] را تحریک کرده باشد.
succinctness U کوتاهی
shortness U کوتاهی
brachylogy U کوتاهی
non feasnce U کوتاهی
lowness U کوتاهی
dwarfishness U کوتاهی
concise ness U کوتاهی
transience U کوتاهی
transience or cy U کوتاهی
default U کوتاهی
defaulted U کوتاهی
defaulting U کوتاهی
defaults U کوتاهی
abridgement U کوتاهی
brevity U کوتاهی
delinquency U کوتاهی
non feasor U کوتاهی کننده
defult U کوتاهی ورزیدن
compendium U مختصر کوتاهی
compend U کوتاهی اختصار
failing U درصورت کوتاهی از
defaulters U کوتاهی کننده
failure U کوتاهی قصور
failures U کوتاهی قصور
in a short time U در یک مدت کوتاهی
defaulter U کوتاهی کننده
failings U درصورت کوتاهی از
negligence U قصور کوتاهی
shorrcomer U کوتاهی کننده
for a short time U بری مدت کوتاهی
skateboard U وسیله کوتاهی با 4 قرقره
curtness U کوتاهی وتندی سخن
skateboards U وسیله کوتاهی با 4 قرقره
impulses U پالسی که زمان کوتاهی می ماند
to be in d. U کوتاهی درانجام وفیفه کردن
to go for a spin U با خودرو گردش کوتاهی کردن
impulse U پالسی که زمان کوتاهی می ماند
hard hack U بوته کوتاهی که دراتازونی میروید
initialing U تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initialed U تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
i will do my possible U هر چه از دستم براید کوتاهی نخواهم کرد
initial U تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
impulsive U آنچه برای زمان کوتاهی می ماند
trunk hose U شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده
initialled U تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initialling U تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initials U تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
I have a short trip ahead. U قرار است یک مسافرت کوتاهی بروم
to step out U برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
transients U آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
trundle bed U تختخواب چرخکدار کوتاهی که زیرتختخواب بزرگتری جا بگیرد
transient U آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
to pause U [برای مدت کوتاهی] در انجام کاری توقف کردن
knickers U شلوارگشاد کوتاهی که نزدیک زانو جمع شده باشد
interspinalis U ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
led line U خط کوتاهی که در بالایاته حامل برای نت هابیرون ازحامل می افزایند
transient U وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
gradine U [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
loader U برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانج به حافظه اصلی می برد
local area network U شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
laniard U طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
transients U وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
herdic U کالسکهای که بدنه کوتاهی دارد واز عقب سوار ان میشوند
Gothic Revival U [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
short timer U پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
cards U برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
card U برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
allocations U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocation U برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
breach of trust U کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
acrostic جدول شعر کوتاهی که حرف اول و وسط و آخر بندهای آن با هم عبارتی را برساند جابجا شونده
flash card U ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
barnstorming U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorm U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
the quantity of a vowel U کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
splash screen U صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
truckle bed U تختواب کوتاهی که زیر تختواب دیگرقرار گیرد
loader U تابع کوتاهی که بخش اول برنامه را باز میکند و از آن به بعد خود پردازنده ها را باز میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com