Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
control console
U
کنسول کنترل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
Other Matches
exquatur
U
اجازه اقدام دادن به کنسول منظور اجازهای است که به کنسول داده میشود تا به وفایف خود عمل کند
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
anconis
U
کنسول
consul
U
کنسول
consuls
U
کنسول
consular agent
U
کنسول
cantilever bridge
U
پل کنسول
ancon
U
کنسول
console operator
U
اپراتور کنسول
vice cunsol
U
نایب کنسول
consular
U
منسوب به کنسول
vice consul
U
کنسول یار
consular agent
U
نایب کنسول
honorary consul
U
کنسول افتخاری
console printer
U
چاپگر کنسول
display console
U
کنسول نمایش
procousul
U
نایب کنسول
operator console
U
کنسول اپراتور
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
procousul
U
قائم مقام کنسول
consular district
U
منطقه عمل کنسول
consular agent
U
قائم مقام کنسول
praetor
U
قاضی یاافسر مادون کنسول
propraetor
U
کنسول فرمانداراستان قدیم روم
propretor
U
کنسول فرماندار استان قدیم روم
bank annuities
U
سهام قرضه دولت بریتانیا که کنسول
consular invoice
U
برگه فروش با مهر کنسول گری
console
U
کنسول
[نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
consulage
U
هزینهای که کنسول گری جهت تایید صورتحساب دریافت می نماید
consular convention
U
عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
sense switch
U
سوئیچ حساس کنسول کامپیوتری که ممکن است یک برنامه برای پاسخ گیری به ان سیگنال بفرستد
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
conned
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
cons
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
conning
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
con
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
consul
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests
U
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
U
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
controlled net
U
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
fire control
U
کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
control
U
کنترل
rein
U
کنترل
control code
U
کد کنترل
controls
U
کنترل
minor control
U
کنترل کم
controlling
U
کنترل
line control
U
کنترل خط
check-ups
U
کنترل
check-up
U
کنترل
grid control
U
کنترل شبکه
direct control
U
کنترل مستقیم
motor control
U
کنترل حرکتی
exchange control
U
کنترل ارزی
cpu
U
واحد کنترل
check-ups
U
کنترل کردن
control
U
کنترل بازبینی
control
U
کنترل کردن
ground control
U
کنترل زمینی
n/c
U
کنترل عددی
government control
U
کنترل دولتی
governing mode
U
روش کنترل
frequency control
U
کنترل فرکانس
controls
U
کنترل بازبینی
controls
U
کنترل کردن
full command
U
کنترل کامل
cu
U
واحد کنترل
ctrl
U
کلید کنترل
external control
U
کنترل خارجی
monetary control
U
کنترل پولی
check-up
U
کنترل کردن
controlling
U
کنترل بازبینی
controlling
U
کنترل کردن
control signal
U
علامت کنترل
hydraulic tracer control
U
کنترل پیستونی
net control
U
کنترل شبکه
control sheet
U
برگ کنترل
takeover
U
اعمال کنترل
exchange control
U
کنترل ارز
electric control
U
کنترل الکتریکی
asynchronous control
U
کنترل ناهمگام
electronic control
U
کنترل الکترونیکی
error control
U
کنترل خطا
control register
U
ثبات کنترل
control program
U
برنامه کنترل
control procedure
U
رویه کنترل
birth control
U
کنترل موالید
control port
U
درگاه کنترل
pilot lamp
U
لامپ کنترل
takeovers
U
اعمال کنترل
carriages
U
کنترل چاپگر
penstock
U
دریچه کنترل اب
organization control
U
کنترل سازمانی
control sequence
U
ترتیب کنترل
numerical control
U
کنترل عددی
hoo heap
U
کنترل نفس
control section
U
قسمت کنترل
arbitrary control
U
کنترل فرضی
arms control
U
کنترل سلاح
relay
U
یچ کنترل الکترومغناطیسی
relayed
U
یچ کنترل الکترومغناطیسی
relays
U
یچ کنترل الکترومغناطیسی
control section
U
بخش کنترل
control rod
U
میله کنترل
cortical control
U
کنترل مغزی
experimental control
U
کنترل ازمایشی
fire control
U
کنترل اتش
lift control
U
کنترل اسانسور
light brightness control
U
کنترل روشنایی
lighting control
U
کنترل روشنایی
light control
U
کنترل نور
light control
U
کنترل روشنایی
uncontrolled
U
کنترل نشده
camshafts
U
محور کنترل
controlled
U
کنترل شده
digital control
U
کنترل دیجیتالی
access control
U
کنترل دستیابی
accuracy control
U
کنترل دقت
control surface
U
سطح کنترل
pulpits
U
میز کنترل
pulpit
U
میز کنترل
control system
U
سیستم کنترل
control unit
U
واحد کنترل
controllability
U
قابلیت کنترل
intensity control
U
کنترل شدت
inventory control
U
کنترل موجودی
controllable
U
قابل کنترل
fighter control
U
کنترل شکاریها
control word
U
کلمه کنترل
inspection lamp
U
لامپ کنترل
lateral control
U
کنترل جانبی
camshaft
U
محور کنترل
lever control
U
کنترل اهرمی
control structure
U
ساخت کنترل
control store
U
انباره کنترل
bridling
U
کنترل کردن
bridles
U
کنترل کردن
bridled
U
کنترل کردن
bridle
U
کنترل کردن
material control
U
کنترل مواد
minor control
U
کنترل ضعیف
flow control
U
کنترل جریان
fly control
U
برج کنترل
level control
U
کنترل سطح
data control
U
کنترل داده ها
forms control
U
کنترل فرم ها
damage control
U
کنترل خسارات
mixture control
U
کنترل مخلوط
air way station
U
ایستگاه کنترل
flight control
U
کنترل پرواز
frame
U
کنترل هایی
air control
U
کنترل هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com