English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
record blocking U کنده یی کردن مدارک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cost records U مدارک قیمت تمام شده مدارک تعیین ارزش
disposal U انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
sanitize U حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
carved U کنده کاری کردن
carves U کنده کاری کردن
carvings U کنده کاری کردن
carve U کنده کاری کردن
to stub a piece U از کنده یاریشه پاک کردن
sawlog U کنده درخت مناسب اره کردن
engraved U کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engrave U کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engraves U کنده کاری کردن در حکاکی کردن
straight from the shoulder <idiom> U راست وپوست کنده گفتن ،بیغل غش صحبت کردن
resources U مدارک
references U مدارک
reference U مدارک
application credentials U مدارک درخواستنامه
application documents U مدارک درخواستنامه
application papers U مدارک درخواستنامه
training publication U مدارک اموزشی
privileged communication U مدارک محرمانه
record count U شمار مدارک
record management U مدیریت مدارک
cumulative evidence U قرائن یا مدارک اضافی
interrecord gap U شکاف بین مدارک
internal evidence U مدارک یاگواه درونی
documentation U ارائه اسناد یا مدارک
documentation U مدرک یا مدارک اسناد
record gap U شکاف بین مدارک
lost documents U اسناد و مدارک گم شده
office of records U بایگانی یا دفتراسناد و مدارک
undocumented U فاقد مدارک قانونی
document comparison utility U برنامه کمکی مقایسه مدارک
restrict U بازداشت طبقه بندی مدارک
indirect evidence U مدارک و ادله غیر مستقیم
limited access U دراری محدودیت مدارک محدود
medical records U پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
classified material U مدارک طبقه بندی شده
restricting U بازداشت طبقه بندی مدارک
restricts U بازداشت طبقه بندی مدارک
administrative crypto account U نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
accountable cryptomaterial U مدارک و وسایل طبقه بندی شده
access to classified material U دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
Here are my car registration papers. بفرمائید این مدارک مالکیت اتومبیل من است.
internal evidence U مدارک یا گواهی که از درون چیزی بدست میاید
reserve on board U مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
scientific socialism U بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
clogged U : کنده
clogs U : کنده
stub U کنده
stubs U کنده
log U کنده
anvil stock U کنده
knockstone U کنده
logs U کنده
stubbed U کنده
block aead U سر کنده
bilboes U کنده
stubbing U کنده
graven U کنده
chump U کنده
chumps U کنده
bloc U کنده
blocked U کنده
blocs U کنده
blocks U کنده
chunk U کنده
chunks U کنده
block U کنده
clog U : کنده
dugout dewelling U کنده
timber U کنده
stock U کنده
stocked U کنده
pulled U کنده
logs U کنده چوب
engraver U کنده کار
block length U درازای کنده
log U کنده چوب
engravers U کنده کار
plummer block U کنده محور
wooden anvil stock U کنده چوب
entry block U کنده مدخل
trunk U کنده درخت
plummer block U کنده شفت
block mark U نشان کنده
near leg and craddle U کنده گوسفندانداز
rear crotch and near arm U نوعی کنده رو
near leg pickup and turnover U نوعی کنده رو
dugout U کنده شده
carver U کنده کار
dugouts U کنده شده
stumpy U پر از کنده درخت
deblock U شکستن کنده
peeled U پوست کنده
olympic lift U کنده یک چاک
deblocking U کنده شکنی
blockette U کنده کوچک
logrolling U کنده غلتانی
block size U اندازه کنده
frankly U رک وپوست کنده
control block U کنده کنترل
leg lift and side roll U کنده سرانبون
building blocks U بنا کنده
picked U پوست کنده
inside sarma U انواع کنده رو
in plain english U پوست کنده
trunks U کنده درخت
stump U کنده درخت
in intaglio U بشکل کنده
stumped U کنده درخت
stumping U کنده درخت
stumps U کنده درخت
glyptics U کنده کاری
husked U پوست کنده
hulled U پوست کنده
ingraving U کنده کاری
aboveboard U پوست کنده
building block U بنا کنده
building blocks U کنده ساخت
building block U کنده ساخت
unstuck U کنده شده
graving U کنده کاری
leg pickup U کنده کشی
grits U جوپوست کنده
intagliated U کنده کاری شده
make no bones about something <idiom> U رک و پوست کنده گفتن
rock hewn U از کوه کنده شده
olympic lift and cross face U کنده حصیر مال
quarried U ازکان کنده شده
plains U ساده پوست کنده
plainest U ساده پوست کنده
logged U از کنده پاک شده
ptisan U گندم پوست کنده
dug in U سنگر کنده شده
cutting chisel U اسکنه کنده کاری
plain U ساده پوست کنده
plainer U ساده پوست کنده
flump U تلوتلوخوردن کنده زدن
talk turkey <idiom> U رک و پوست کنده گفتن
I had a very hard time ot it. U دراینکار پوستم کنده شد
chalcogrophy U کنده کاری روی مس
block U کنده مانع ورادع
break ground U لنگر از زمین کنده شد
groats U گندم یاجوپوست کنده
trunk U الوار کنده چوب
loggets U کنده کوچک دیرک
trunks U الوار کنده چوب
blocked U کنده مانع ورادع
Bluntly. Without mincing words. U صاف وپوست کنده
shelled almond U بادام پوست کنده
stubby U پراز کنده درخت
chalcographer U کنده کاری روی مس
loggats U کنده کوچک دیرک
blocks U کنده مانع ورادع
man-to-man <idiom> U مستقیم یارک وپوست کنده
aweigh U لنگر اززمین کنده شده
zincograph U روی کنده کاری شده
ditched U ابرو کنار راه کنده
as fresh as a rose <idiom> U مثل هلوی پوست کنده
point takedown with inside standing leg U زیر خم که تبدیل به کنده رومیشود
sidero graphy U کنده کاری روی پولاد
she is a peach U هلوی پوست کنده است
ivory carving U کنده کاری روی عاج
The handle of the bucket has come off. U دسته سطل کنده شده
ditch U ابرو کنار راه کنده
stew in one's own juice <idiom> U افتادن درچاهی که خود کنده
anchor's aweight U لنگر از زمین کنده شده
ditches U ابرو کنار راه کنده
it peels better U بهتر پوست ان کنده میشود
ivory carving U کنده کاری روی عاج
router U ابزار کنده کاری لیسه نجاری
My buttons mave come off. U تکمه های لباسم کنده شده
near leg pickup and leg block U زیر یک خم و تبدیل ان به کنده افلاک پیشرو
To give it straight from the shoulder. U مطلبی راصاف وپوست کنده گفتن
groat U بلغور جو یا گندم یاجو پوست کنده
plainspoken U صاف و پوست کنده بی ریا و تزویر
glyptics U کنده کاری در روی سنگهای گران بها
divot U چمن گلف کنده شده با ضربه چوب
hominy grits U ذرت پوست کنده با دانههای متحد الشکل
departure end U نقطه شروع کنده شدن هواپیما از زمین
These oranges peel easily. U این پرتقالها پوستشان زود کنده می شود
saw yer U درخت از ریشه کنده که روی اب شناور باشد
To give it to someone straight from the shoulder . To tell someonestraight U صاف وپوست کنده مطلبی را به کسی گفتن
demarche U بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
olympic lift U بدل کنده یک چاک با کشیدن پای حریف از داخل
hominy U ذرت پوست کنده که با اب جوش یا شیر پخته شده باشد
log U :کنده قطعهای ازدرخت که اره نشده سرعت سنج کشتی
driven well U چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
a corduroy road U جاده باتلاقی [که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
dumb well U چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
logs U :کنده قطعهای ازدرخت که اره نشده سرعت سنج کشتی
frumenty U گندمی که پوست انرا کنده بجوشانند ودارچین وشیرینی بان بزنند
yule log U کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
defense classification U طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
depository U بایگانی مدارک بایگانی راکد
If you try to cheat the bank, you wil be digging your own grave. U اگر سعی کنی بانک را گول بزنی، با دست خودت گورت را کنده ای.
ablate U کنده شدن و از بین رفتن موادسطحی یک جسم در اثر تبخیرو گداز و غیره
log U گزارش روزانه عملیات هیئت یاعملیات موتوریاماشین وغیره کندن کنده درخت
fishbone mine U سیستم کانال کشی یاحفاری که به صورت شاخههای موازی عرضی کنده میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com