Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cyclic pitch control
U
کنترل گام دورانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
mawashi
U
دورانی
rotary
U
دورانی
out flanking
U
دورانی
vertiginous
U
دورانی
dollyo
U
دورانی
cyclic pitch
U
گام دورانی
cyclical budget
U
بودجه دورانی
revolution
U
سرعت دورانی
cyclical unemployment
U
بیکاری دورانی
rotation inertia
U
لختی دورانی
turning movement
U
حرکت دورانی
mawashi geri
U
ضربه دورانی پا
turning movement
U
احاطه دورانی
revolutions
U
سرعت دورانی
concentricity
U
حرکت دورانی
concentric running
U
حرکت دورانی
circular frequency
U
تکرار دورانی
revolving
U
گردنده دورانی
centrifugal pump
U
پمپ دورانی
turbo compressor
U
کمپرسور دورانی
diode lamp
U
دیود دورانی
rotational
U
چرخشی دورانی
rotational inertia
U
لختی دورانی
encirclement
U
احاطه دورانی
dollyo chagi
U
ضربه دورانی پا
rotary drilling
U
حفاری دورانی
eyre
U
گردش دورانی
rotary pump
U
پمپ دورانی
rotary switch
U
کلید دورانی
rotation flow
U
شارش دورانی
gyratory crusher
U
سنگ شکن دورانی
concentricity test
U
ازمایش حرکت دورانی
gyratory breaker
U
سنگ شکن دورانی
moom dolly chagi
U
ضربه پا به عکس دورانی
circular flow of income
U
گردش دورانی درامد
circular dischroism
U
دو رنگ نمایی دورانی
vertical envelopement
U
حرکت دورانی قائم
moom dollyo bandea dollyo chagi
U
ضربه پا برعکس دورانی
kwon toul chigi
U
ضربه مشت دورانی
evolution
U
چرخش حرکت دورانی
semi roller
U
پرتاب دورانی گوی بولینگ
semi spinner
U
پرتاب دورانی گوی بولینگ
screwing
U
حرکات دورانی یخهای دریایی
cycles
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycled
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycle
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
rocks
U
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rock
U
حرکت دورانی بال به دور بدنه
rocked
U
حرکت دورانی بال به دور بدنه
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
vortex flow
U
جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
rotaglider
U
گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
circulation
U
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations
U
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
coffee grinder
U
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee grinders
U
حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
expansion bearing
U
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
gear ratio
U
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
blast hole drill
U
مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
kelly
U
قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests
U
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
U
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
controlled net
U
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
fire control
U
کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
control code
U
کد کنترل
line control
U
کنترل خط
controlling
U
کنترل
rein
U
کنترل
controls
U
کنترل
minor control
U
کنترل کم
check-up
U
کنترل
control
U
کنترل
check-ups
U
کنترل
lighting control
U
کنترل روشنایی
monetary control
U
کنترل پولی
image control
U
کنترل تصویر
check-ups
U
کنترل کردن
remote control
U
کنترل از دور
light brightness control
U
کنترل روشنایی
lateral control
U
کنترل جانبی
light control
U
کنترل نور
pulpits
U
میز کنترل
light control
U
کنترل روشنایی
indirect control
U
کنترل غیرمستقیم
material control
U
کنترل مواد
input control
U
کنترل ورودی
lift control
U
کنترل اسانسور
flight control
U
کنترل پرواز
flow control
U
کنترل جریان
fly control
U
برج کنترل
pulpit
U
میز کنترل
motor control
U
کنترل حرکتی
minor control
U
کنترل ضعیف
takeover
U
اعمال کنترل
bridle
U
کنترل کردن
takeovers
U
اعمال کنترل
camshaft
U
محور کنترل
camshafts
U
محور کنترل
grid control
U
کنترل شبکه
bridled
U
کنترل کردن
bridling
U
کنترل کردن
full command
U
کنترل کامل
manual control
U
کنترل دستی
ignition control
U
کنترل احتراق
bridles
U
کنترل کردن
government control
U
کنترل دولتی
control towers
U
برج کنترل
marketing audit
U
کنترل داخلی
check-up
U
کنترل کردن
ground control
U
کنترل زمینی
frequency control
U
کنترل فرکانس
mixture control
U
کنترل مخلوط
inventory control
U
کنترل موجودی
level control
U
کنترل سطح
hydraulic tracer control
U
کنترل پیستونی
intensity control
U
کنترل شدت
hoo heap
U
کنترل نفس
inspection lamp
U
لامپ کنترل
lever control
U
کنترل اهرمی
forms control
U
کنترل فرم ها
frequency check
U
کنترل فرکانس
governing mode
U
روش کنترل
cintrol mechanism
U
مکانیسم کنترل
control pannel
U
پانل کنترل
close control
U
کنترل نزدیک
coercive control
U
کنترل قهری
command and control
U
کنترل و فرماندهی
control pannel
U
تابلوی کنترل
control panel
U
صفحه کنترل
control panel
U
تابلوی کنترل
contract control
U
کنترل تغایر
contract control
U
کنترل دینامیکی
control area
U
منطقه کنترل
checks and balance
U
کنترل و مقابله
check mark
U
علامت کنترل
centralized control
U
کنترل تمرکزی
control section
U
قسمت کنترل
control section
U
بخش کنترل
control rod
U
میله کنترل
control register
U
ثبات کنترل
control program
U
برنامه کنترل
control markings
U
علایم کنترل
cam control
U
بادامک کنترل
control procedure
U
رویه کنترل
cascade control
U
کنترل زنجیرهای
carriage control
U
کنترل نورد
control port
U
درگاه کنترل
central control panel
U
مرکز کنترل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com