Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
reverse control
U
کنترل معکوس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
reversed rolling moment
U
گشتاور ناشی از کنترل معکوس در صفحه غلتش
roll reversal
U
حالتی که سبب معکوس شدن کنترل میگردد
Other Matches
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
reverses
U
معکوس
convert
U
معکوس
converted
U
معکوس
converts
U
معکوس
reverse
U
معکوس
inverse
U
معکوس
reversing
U
معکوس
reversal
U
معکوس
reversals
U
معکوس
conversely
U
معکوس
vice versa
U
معکوس
converse
U
:معکوس
reversion
U
معکوس
contrary
U
معکوس
counter
U
معکوس
reversible
U
معکوس
conversed
U
:معکوس
conversed
U
معکوس
countering
U
معکوس
converting
U
معکوس
upside down
U
معکوس
negative
U
معکوس
negatives
U
معکوس
reversed
U
معکوس
converse
U
معکوس
reciprocal
U
معکوس
countered
U
معکوس
converses
U
معکوس
conversing
U
معکوس
obverse
U
معکوس
conversing
U
:معکوس
converses
U
:معکوس
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
reverse bias
U
پیشقدر معکوس
reversal process
U
جریان معکوس
reversion
U
معکوس کردن
mirroring
U
معکوس نمودن
set back
U
معکوس پس زدن
reversal film
U
فیلم معکوس
retroaction
U
عمل معکوس
back up
U
معکوس ریختن
reverses
U
معکوس کردن
reverses
U
معکوس کننده
reverse video
U
ویدئوی معکوس
back-up
U
معکوس ریختن
reverse current
U
جریان معکوس
reverse slope
U
شیب معکوس
reverse osmosis
U
اسمز معکوس
reverse thrust
U
تراست معکوس
reverse polarity
U
پلاریته معکوس
reversing
U
معکوس کردن
reversing
U
معکوس کننده
reverse bias
U
تغذیه معکوس
reverse speed
U
سرعت معکوس
reverse pitch
U
گام معکوس
switcheroo
U
عمل معکوس
opposites
U
روبرو معکوس
inverse feedback
U
واخوراند معکوس
inverse function
U
تابع معکوس
inverse ratio
U
نسبت معکوس
reciprocal
U
معکوس دوجانبه
reciprocal
U
متقابل معکوس
inverse voltage
U
ولتاژ معکوس
invert matrix
U
ماتریس معکوس
invert suger
U
قند معکوس
inverted file
U
فایل معکوس
inverted opening
U
گشایش معکوس
backset
U
معکوس وارونه
back splice
U
پیوند معکوس
opposite
U
روبرو معکوس
indian in reverse
U
هندی معکوس
inverse
U
واژگونه معکوس
inverter
U
معکوس کننده
back conductance
U
برقرسانایی معکوس
invertible
U
معکوس شدنی
back formation
U
اشتقاق معکوس
back resistance
U
مقاومت معکوس
feedback
U
تزویج معکوس
inverted structure
U
ساختار معکوس
inverse relationship
U
ارتباط معکوس
dis-
U
معکوس کردن
reverse
U
معکوس کننده
reverse
U
معکوس کردن
inverse ratio or proportion
U
نسبت معکوس
reversed
U
معکوس کننده
reversed
U
معکوس کردن
negative caster
U
گردش معکوس
negative correlation
U
همبستگی معکوس
negative relation
U
رابطه معکوس
obcordate
U
قلبی معکوس
obversion
U
استنتاج معکوس
conversely
U
بطور معکوس
countdown
U
شمارش معکوس
lateral inversion
U
معکوس جانبی
draw back
U
کشیدن معکوس
reverse gears
U
دنده معکوس
reverse gear
U
دنده معکوس
countdowns
U
شمارش معکوس
retrogressing
U
ترقی معکوس کردن
obvert
U
نتیجه معکوس گرفتن از
king's indian in reverse
U
هندی شاه معکوس
one's complement
U
معکوس یک عدد دودویی
initial inverse voltage
U
ولتاژ معکوس نخستین
backfired
U
نتیجه معکوس گرفتن
inverted file
U
فایل معکوس شده
double quartan fever
U
نوبه ربع معکوس
inverse electrode current
U
جریان الکتردی معکوس
reverse flow regin
U
ناحیه جریان معکوس
inverting circuit
U
مدار معکوس کننده
couple back
U
معکوس تزویج شدن
reverse current circuit breaker
U
مدارشکن جریان معکوس
retrogress
U
ترقی معکوس کردن
retrogressed
U
ترقی معکوس کردن
retroact
U
عمل معکوس کردن
inverse current
U
جریان ولتاژ معکوس
retrogresses
U
ترقی معکوس کردن
reverse video
U
صفحه نمایش معکوس
backfiring
U
نتیجه معکوس گرفتن
backfires
U
نتیجه معکوس گرفتن
backfire
U
نتیجه معکوس گرفتن
back turns of armature
U
سیمپیچی معکوس ارمیچر
back titration
U
تیتر کردن معکوس
shift the rudder
U
معکوس کردن سکان
complement
U
معکوس یک عدد دودویی
inverse
U
تابع معکوس
[ریاضی]
complemented
U
معکوس یک عدد دودویی
inverse function
U
تابع معکوس
[ریاضی]
complementing
U
معکوس یک عدد دودویی
complements
U
معکوس یک عدد دودویی
What invert sugar
U
قند معکوس چیست
reversed battery plate
U
صفحه باتری معکوس
de-
U
معکوس عمل کردن
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
back scattering
U
پخش معکوس امواج رادیویی
back azimuth method
U
گرای معکوس در اخراج اشعه
reversion
U
برگرداندن شیب معکوس دادن
backtracking
U
عمل پیمایش معکوس یک لیست
high back resistance diode
U
دیود با مفاومت معکوس بالا
high back resistance diode
U
دیود با مقاومت معکوس زیاد
peak inverse anode voltage
U
اوج ولتاژ اندی معکوس
reverse polish notation
U
نشان گذاری لهستانی معکوس
back scattering
U
توزیع معکوس امواج رادیویی
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
converts
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
to invert a fraction
U
برخهای را برگرداندن کسری را معکوس کردن
convert
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
count down
U
از بالا به پایین شمردن شمارش معکوس
converted
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converting
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
inverts
U
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
invert
U
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
inverting
U
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
aerodynamic blockage thrust reverser
U
وسیلهای برای معکوس کردن نیروی جلوبر
aerofoil type offtake regulator
U
دهانه ابگیر خودکار با جریان معکوس به فرم ائرودینامیک
reversible propeller
U
ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests
U
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
NOT function
U
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com