Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
contract control
U
کنترل دینامیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
compandor
U
رگولاتور دینامیکی
regenetative braking
U
ترمز دینامیکی
dynamical variable
U
متغیر دینامیکی
volume compressor
U
محدودکننده دینامیکی
dynamic braking
U
ترمز دینامیکی
dynamic equilibrium
U
تعادل دینامیکی
dynamic microphone
U
میکروفون دینامیکی
dynamic pressure
U
فشار دینامیکی
dynamic lift
U
برای دینامیکی
dynamic strength
U
مقاومت دینامیکی
dynamic factor
U
ضریب دینامیکی
dynamic damper
U
مستهلک کننده دینامیکی
volume expander
U
منبسط کننده دینامیکی
dynamic expander
U
بسط دهنده دینامیکی
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
poise
U
واحد ویسکوزیته دینامیکی درسیستم غیر متریک
gust alleviation
U
سیستم دینامیکی برای کاهش اثر تندبادهای قائم روی هواپیما
salomon damper
U
خفه کن دینامیکی برای بالانس میل لنگ و از بین بردن نیرهای نوسانی
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
boostrap operation
U
عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer
U
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control
U
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests
U
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
U
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
controlled net
U
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
fire control
U
کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
rein
U
کنترل
check-ups
U
کنترل
controls
U
کنترل
line control
U
کنترل خط
minor control
U
کنترل کم
control
U
کنترل
check-up
U
کنترل
controlling
U
کنترل
control code
U
کد کنترل
accuracy control
U
کنترل دقت
access control
U
کنترل دستیابی
controlled
U
کنترل شده
uncontrolled
U
کنترل نشده
control unit
U
واحد کنترل
control system
U
سیستم کنترل
marketing audit
U
کنترل داخلی
bridling
U
کنترل کردن
air control
U
کنترل هوایی
manual control
U
کنترل دستی
control store
U
انباره کنترل
control structure
U
ساخت کنترل
control surface
U
سطح کنترل
bridle
U
کنترل کردن
bridled
U
کنترل کردن
bridles
U
کنترل کردن
zapper
[coll.]
U
ریموت کنترل
control wheel
U
صفحه کنترل
lever control
U
کنترل اهرمی
level control
U
کنترل سطح
control console
U
کنسول کنترل
lateral control
U
کنترل جانبی
controllability
U
قابلیت کنترل
controllable
U
قابل کنترل
control character
U
دخشه کنترل
lift control
U
کنترل اسانسور
light brightness control
U
کنترل روشنایی
remote control
U
کنترل از دور
control cards
U
کارتهای کنترل
control word
U
کلمه کنترل
light control
U
کنترل نور
lighting control
U
کنترل روشنایی
pulpit
U
میز کنترل
pulpits
U
میز کنترل
control circuit
U
مدار کنترل
teleguidance
U
ریموت کنترل
control
U
کنترل کردن
control
U
کنترل بازبینی
clicker
[coll.]
U
کنترل از دور
remote control
U
کنترل از دور
control slide
U
غلتگاه کنترل
remote control unit
U
کنترل از دور
teleguidance
U
کنترل از دور
zapper
[coll.]
U
کنترل از دور
control slide
U
کشوی کنترل
air way station
U
ایستگاه کنترل
n/c
U
کنترل عددی
control signal
U
علامت کنترل
motor control
U
کنترل حرکتی
monetary control
U
کنترل پولی
mixture control
U
کنترل مخلوط
channel changer
[rare for: remote control]
U
کنترل از دور
minor control
U
کنترل ضعیف
control area
U
منطقه کنترل
control block
U
کنده کنترل
controls
U
کنترل بازبینی
pilot lamp
U
لامپ کنترل
material control
U
کنترل مواد
channel changer
[rare for: remote control]
U
ریموت کنترل
clicker
[coll.]
U
ریموت کنترل
remote control
U
ریموت کنترل
remote control unit
U
ریموت کنترل
controls
U
کنترل کردن
control card
U
کارت کنترل
controlling
U
کنترل کردن
controlling
U
کنترل بازبینی
control block
U
بلوک کنترل
control field
U
فیلد کنترل
control station
U
ایستگاه کنترل
control bus
U
گذرگاه کنترل
control bus
U
مسیر کنترل
control cable
U
کابل کنترل
net control
U
کنترل شبکه
electric control
U
کنترل الکتریکی
fire control
U
کنترل اتش
fiscal control
U
کنترل مالی
flight control
U
کنترل پرواز
flow control
U
کنترل جریان
direct control
U
کنترل مستقیم
fly control
U
برج کنترل
digital control
U
کنترل دیجیتالی
frame
U
کنترل هایی
forms control
U
کنترل فرم ها
frequency check
U
کنترل فرکانس
frequency control
U
کنترل فرکانس
full command
U
کنترل کامل
controllers
U
کنترل شده
fighter control
U
کنترل شکاریها
field control
U
کنترل میدان
controller
U
کنترل کننده
relays
U
یچ کنترل الکترومغناطیسی
relayed
U
یچ کنترل الکترومغناطیسی
relay
U
یچ کنترل الکترومغناطیسی
electronic control
U
کنترل الکترونیکی
error control
U
کنترل خطا
control console
U
پیشانه کنترل
controller
U
کنترل شده
exchange control
U
کنترل ارز
exchange control
U
کنترل ارزی
experimental control
U
کنترل ازمایشی
external control
U
کنترل خارجی
control computer
U
کامپیوتر کنترل
controllers
U
کنترل کننده
control desk
U
میز کنترل
control code
U
رمز کنترل
unevaluated
<adj.>
U
کنترل نشده
cpu
U
واحد کنترل
unchecked
<adj.>
U
کنترل نشده
unaudited
<adj.>
U
کنترل نشده
hoo heap
U
کنترل نفس
hydraulic tracer control
U
کنترل پیستونی
ignition control
U
کنترل احتراق
image control
U
کنترل تصویر
cortical control
U
کنترل مغزی
indirect control
U
کنترل غیرمستقیم
camshaft
U
محور کنترل
input control
U
کنترل ورودی
inspection lamp
U
لامپ کنترل
intensity control
U
کنترل شدت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com