English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
short U کمتر
shorter U کمتر
shortest U کمتر
less U کمتر
lesser U کمتر
infrequently U کمتر
minus U کمتر
minor U کمتر
in a less degree U کمتر
much less U کمتر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Lt U کمتر از
less than U کمتر از
cut back <idiom> U استفاده کمتر
minority U بخش کمتر
low price U قیمت کمتر
he would not accept less U دو روز کمتر
minorities U بخش کمتر
inside of a week U کمتر از یک هفته
sub- U در معنای کمتر
A smaller number . Fewer . U تعداد کمتر
inside of a week U در یک هفته کمتر
short-changed U کمتر پول دادن
short-changes U کمتر پول دادن
short-changing U کمتر پول دادن
underprice U قیمت کمتر از رقیب
under- U پایین تراز کمتر از
under U پایین تراز کمتر از
short-change U کمتر پول دادن
underquote U کمتر مظنه دادن
underexpose U کمتر از حد لزوم در معرض
ammo minus U مهمات کمتر از نصف
below par U کمتر از بهای اسمی
below par U کمتر از ارزش اسمی
shorthanded U ادامه با بازیگر کمتر
less than container load U کمتر از فرفیت کانتینر
le U to Equal or Than Less کمتر از یا برابر با
hypotrophy U رشد کمتر ازمعمول
shoat U خوک کمتر از یک سال
stroked U راندن کمتر از فرفیت
stroke U راندن کمتر از فرفیت
stroking U راندن کمتر از فرفیت
strokes U راندن کمتر از فرفیت
embryo U جنین کمتر از هشت هفته
embryos U جنین کمتر از هشت هفته
infant U بچه کمتر ازهفت سال
weanling U کره اسب کمتر از یک سال
he is well preserved U کمتر نشان پیری در او پیداست
reduced charge U خرج کمتر یا پایین تر توپ
less developed countries U کشورهای کمتر توسعه یافته
infants U بچه کمتر ازهفت سال
lessens U کمتر کردن تقلیل دادن
lessen U کمتر کردن تقلیل دادن
lessened U کمتر کردن تقلیل دادن
lessening U کمتر شدن تخفیف یافتن
lessening U کمتر کردن تقلیل دادن
lessened U کمتر شدن تخفیف یافتن
lessens U کمتر شدن تخفیف یافتن
lessen U کمتر شدن تخفیف یافتن
eagle U زدن دوضربه کمتر ازاستاندارد در یک بخش
undervaluation U تقویم یاارزیابی کمتر ازمیزان واقعی
nursery school U مدرسه بچههای کمتر از پنج سال
undersexed U دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
underlet U کمتر از ارزش واقعی اجاره دادن
undercool U خیلی کمتر از میزان لازم سردکردن
ultralight aircraft U هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
undervaluing U کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
low speed communications U ارسال داده کمتر از بیت در ثانیه
nursery schools U مدرسه بچههای کمتر از پنج سال
fasts U عملی که در آن فاکتور زمان کمتر از یک است
fastest U عملی که در آن فاکتور زمان کمتر از یک است
factorial U حاصل همه اعداد کمتر از یک عدد
multipass overlap U بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
eagles U زدن دوضربه کمتر ازاستاندارد در یک بخش
undervalues U کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
Is there a road with little traffic? U آیا جاده ای با شلوغی کمتر هست؟
Is there a road with little traffic? U آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
undervalue U کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undermanned U دارای نفرات کمتر از میزان لازم
fast U عملی که در آن فاکتور زمان کمتر از یک است
fasted U عملی که در آن فاکتور زمان کمتر از یک است
larceny petty U بیشتر دزدی مالی که کمتر از 11شیلینگ بهاداشت
round U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت کمتر
to put [throw] [toss] somebody on to the scrap heap U به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
to put somebody on the back burner U به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
to shunt somebody aside U به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
underrating U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
roundest U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت کمتر
to put somebody in a backwater U به کسی کمتر توجه کردن [اصطلاح مجازی]
dry year U سالی که میزان بارندگی در ان از حد معمول کمتر است
underrate U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
anticlimax U بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
anticlimaxes U بیانی که هرچه پیش می روداهمیتش کمتر میشود
bench warmer U ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
underrated U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
underrates U چیزی را کمتر از قیمت واقعی نرخ گذاشتن
bench jockey U ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
infants U در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
round U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
infant U در CL به طور کلی به اشخاص کمتر از 12 سال گفته میشود
runs U اجرای سیستم با فرفیت کمتر در صورت بروز خطا
run U اجرای سیستم با فرفیت کمتر در صورت بروز خطا
roundest U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
hoods U پوشش صوتی روی خط چاپگر که صدای آن را کمتر میکند
By [In] comparison with the French, the British eat far less fish. U در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
hood U پوشش صوتی روی خط چاپگر که صدای آن را کمتر میکند
hypoventilation U تنفس کم بطوریکه مقداراکسیژن خون از مقدار عادی ان کمتر میشود
small claim U ادعانامه یا تقاضای خسارتی که مبلغ ان از 00001 ریال کمتر است
refan U جایگزین کردن فن اصلی بافنی با قطر بزرگتر و مراحل کمتر
man down U بازی با یک نفر کمتر از عده معمولی بعلت اخراج یک بازیگر
diminished radix complement U نمایش اعداد که در آن هر رقم در عدد از یک واحد کمتر از پایه کم خواهد شد
few U تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewest U تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewer U تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
bravo, pattern U شکلی که حرارت سنج اب درعمق کمتر از 001 فاتوم نشان میدهد
bell 0 U فرم استاندارد انتقال توسط تلفن با سرعت 003 بیت درثانیه یا کمتر
wrought U اهنی که کمتر از سه درصد ذغال دارد و خیلی سخت و چکش خور است
cam ground piston U پیستونی که قطر ان در امتدادموازی با انگشتی کمتر ازقطر ان در امتداد عمود برانگشتی باشد
complement U 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complements U 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
percentile U یکی از مجموعههای نودونه طرح کمتر از آنکه کل درصد چیزی از بین روند
delayed penalty U چشمپوشی از پنالتی وقتی تعداد بازیگر کمتر چهار نفردر یک تیم شود
to sugar the pill <idiom> U چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
to sweeten the pill <idiom> U چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
complemented U 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complementing U 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
to sugar-coat the pill [American E] <idiom> U چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
underdistance U روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
absolute advantage برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
lightening hole U سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
broad arrow engine U موتور پیستونی با سه ردیف سیلندر که با زاویه کمتر از09 درجه نسبت به یکدیگرقرارگرفته اند
data diddling U روشی که در ان داده قبل واردشدن به یک فایل کامپیوتری که در ان کمتر قابل دسترس میباشد اصلاح میشود
large model U مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
hyperventilation U تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
choke bore U روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
accelerated depreciation U استهلاک زودرس [روش استهلاک دارایی در مدتی کمتر از زمان مقرر]
beam attack U تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
output bound U وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را باسرعتی کمتر از ورود داده هاانجام بدهد
minimim wage law U قانون حداقل دستمزد که براساس ان حداقل دستمزدنبایستی از میزانی که توسط دولت تعیین میشود کمتر باشد
longitudinal dihedral U اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
pullet U جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
pullets U جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
dumping U صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
overlapped U سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap U سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlaps U سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
Kufic border U حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
conversions U استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
under lease U وقتی مستاجر اصلی ملک برای مدتی کمتر از مدت باقیمانده اجاره خودش ملک را اجاره دهد
conversion U استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
quad U درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
quads U درایو ROM-D که دیسک را با چهار برابر سرعت درایو یک سرعته می چرخاند و باعث مقدار داده بیشتر بر حسب کیلو بایت و نیز زمان جستجو کمتر میشود
his age is less than mine U سال او کمتر از سال من است
subsonic U با سرعت کمتر از سرعت صوت
trellis coding U روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
virtual level U تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
channeled U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channelled U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channels U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channel U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channeling U جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
trojan horse U برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
his severity relaxed U از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
natural rate hypothesis U فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com