Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
unskilled labour
U
کارهایی که استادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
professorships
U
استادی
workmanship
U
استادی
skill
U
استادی
masterful
U
با استادی
artifices
U
استادی
artifice
U
استادی
professorship
U
استادی
twist of the wrist
U
استادی
wonderwork
U
استادی
masterstroke
U
استادی
expertness
U
استادی
professoriate
U
استادی
adeptness
U
استادی
master stroke
U
استادی
masterless
U
بی استادی
handiness
U
استادی
masterkiness
U
استادی
masterstrokes
U
استادی
professorial
U
وابسته به استادی
professorships
U
مقام استادی
art
U
استعداد استادی
arts
U
استعداد استادی
stadimeter
U
استادی متر
professoriat
U
مقام استادی
skilled
U
مستلزم استادی
professorate
U
مربوط به استادی
mastership
U
مقام استادی
professorship
U
مقام استادی
jobs
U
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند
job
U
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند
check lists
U
فهرست کارهایی که میبایست انجام شود
process
U
انجام دادن کارهایی برای تولید نتیجه
processes
U
انجام دادن کارهایی برای تولید نتیجه
job
U
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
loads
U
تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
load
U
تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
jobs
U
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
agenda
U
لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
agendas
U
لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
chairing
U
کرسی استادی در دانشگاه
snow job
<idiom>
U
لاف استادی زدن
manipulate
U
با استادی درست کردن
manipulated
U
با استادی درست کردن
manipulates
U
با استادی درست کردن
skill
U
استادی زبر دستی
candidate master
U
نامزد استادی شطرنج
high wrought
U
با استادی ساخته شده
chairs
U
کرسی استادی در دانشگاه
tour de force
U
نمایش استادی و زبردستی
wonder work
U
معجزه استادی عجیب
chaired
U
کرسی استادی در دانشگاه
chair
U
کرسی استادی در دانشگاه
workload
U
مقدار کارهایی که شخص یا کامپیوتر انجام داده اند
history
U
خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
job
U
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
histories
U
خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
rates
U
حجم داده یاا کارهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
rate
U
حجم داده یاا کارهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
processes
U
تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
jobs
U
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
process
U
تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
workloads
U
مقدار کارهایی که شخص یا کامپیوتر انجام داده اند
They all acknowledge him master .
U
همه او را به استادی قبول دارند
academicals
U
لباس رسمی استادی دانشگاه
manipulation
U
دست زنی تدبیر استادی
elaborateness
U
نازک کاری استادی در کار
academic costume
U
لباس رسمی استادی دانشگاه
activities
U
بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
managers
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queued
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
busman's holiday
U
تعطیلی و مرخصی که طی آن انسان همان کارهایی را میکند که در سر کار میکرده
queues
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
manager
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
satellite
U
کامپیوتری که کارهایی را تحت کنترل کامپیوتر دیگر انجام میدهد
queueing
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
satellites
U
کامپیوتری که کارهایی را تحت کنترل کامپیوتر دیگر انجام میدهد
activity
U
بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
maintenance
U
1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com