Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sinistrality
U
چپ برتری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pull
U
برتری جزئی و مختصر
pulls
U
برتری جزئی و مختصر
power
U
برتری
powered
U
برتری
powering
U
برتری
powers
U
برتری
best
U
برتری جستن
momentum
U
برتری
Majesties
U
برتری
Majesty
U
برتری
profit
U
برتری
profited
U
برتری
profits
U
برتری
hegemony
U
برتری
sovereignty
U
اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
nationalist
U
طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
nationalists
U
طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
supremacy
U
برتری
supremacy
U
برتری کامل قوا سیادت جنگی یا نظامی حاکمیت بر میدان نبرد
influence
U
برتری تفوق
influenced
U
برتری تفوق
influences
U
برتری تفوق
influencing
U
برتری تفوق
advantage
U
برتری
distinction
U
برتری ترجیح
distinctions
U
برتری ترجیح
Excellencies
U
برتری
Excellency
U
برتری
outdistance
U
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
outdistanced
U
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
outdistances
U
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
outdistancing
U
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
precedence
U
برتری
excel
U
برتری داشتن بر
excelled
U
برتری داشتن بر
excelling
U
برتری داشتن بر
excels
U
برتری داشتن بر
privilege
U
برتری
primacy
U
برتری
excellence
U
برتری
preference
U
برتری
preferences
U
برتری
priorities
U
برتری
priority
U
برتری
transcend
U
برتری یافتن
transcended
U
برتری یافتن
transcending
U
برتری یافتن
transcends
U
برتری یافتن
stand off
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs
U
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
overridden
U
برتری جستن بر
override
U
برتری جستن بر
overrides
U
برتری جستن بر
overrode
U
برتری جستن بر
prefer
U
ترجیح دادن برتری دادن
preferring
U
ترجیح دادن برتری دادن
prefers
U
ترجیح دادن برتری دادن
humdinger
U
دارای برتری فاحش
humdingers
U
دارای برتری فاحش
racism
U
اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
predominance
U
برتری علو
headship
U
بزرگی برتری
headships
U
بزرگی برتری
preponderance
U
برتری
superiority
U
برتری
superiority
U
برتری قوا
prominence
U
پیشامدگی برتری
outclass
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclass
U
برتری داشتن بر
outclassed
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassed
U
برتری داشتن بر
outclasses
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclasses
U
برتری داشتن بر
outclassing
U
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassing
U
برتری داشتن بر
paragon
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragons
U
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
transcendence
U
برتری
absolute advantage
U
برتری مطلق
absolute advantage
برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
antecede
U
برتری جستن
anti air
U
ضد برتری هوایی دشمن
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
ascendance
U
تفوق برتری
beat out
U
برتری
cerebral dominance
U
سو برتری نیمکره مخ
comparative advantage
U
برتری نسبی
counter air operations
U
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
dextrality
U
راست برتری
ecellency
U
برتری
eye dominance
U
چشم برتری
ocular dominance
U
چشم برتری
fire superiority
U
برتری اتش
handedness
U
دست برتری
hemispherical dominance
U
برتری نیمکره
lateral dominance
U
برتری جانبی
laterality
U
برتری جانبی
Other Matches
paramountey
U
برتری
pre eminence
U
برتری
predomination
U
برتری
preemimence
U
برتری
trancscendent
U
برتری
paramountcy
U
برتری
unidextrality
U
یک سو برتری
vantage
U
برتری
transcendence or cy
U
برتری
to have the pull of
U
برتری داشتن بر
preminence
U
برتری علو
head start
U
فرصت برتری
head starts
U
فرصت برتری
predominancy
U
برتری علو
supremacist
U
برتری گرای
supremacists
U
برتری گرای
one up
<idiom>
U
برتری داشتن
overtop
U
برتری جستن از
overmaster
U
برتری یافتن بر
outvie
U
برتری جستن از
outreach
U
برتری یافتن
mixed cerebral dominance
U
برتری نامتمایز مخ
maritime lien
U
برتری دریایی
manual dominance
U
دست برتری
to gain a over
U
برتری یاتفوق جستن بر
salience
U
جلو امدگی برتری
rate of time preference
U
نرخ برتری زمانی
saliency
U
جلو امدگی برتری
right handedness
U
دست راست برتری
manoptoscope
U
برتری سنج بینایی
upper hand
U
برتری دست بالا
teutonism
U
عقیده برتری نژادی المان
papalism
U
فرصاغراق امیزنسبت به برتری پاپ
look down on someone
<idiom>
U
باحقارت واحساس برتری نگریستن
outguess
U
در حدس و گمان برتری داشتن بر
out maneuver
U
برتری مانور پیدا کردن
vantage ground
U
زمین دارای برتری اتش و دید
to get the upper hand
U
برتری جستن تفوق پیدا کردن
set up
U
جلو برتری حریف را گرفتن پاس به یار ازادتر
pan germanism
U
نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
tug of war
U
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
nationallism
U
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com