English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
best seller U پرفروش ترین مال التجاره پرتیراژترین کتاب
best-seller U پرفروش ترین مال التجاره پرتیراژترین کتاب
best-sellers U پرفروش ترین مال التجاره پرتیراژترین کتاب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
plumassier U پرفروش
capitulary U کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
end U با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended U با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends U با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
nethermost U پایین ترین زیر ترین
carrying U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
stocked U مال التجاره
stock in trade U مال التجاره
shipment U مال التجاره
shipments U مال التجاره
merchandise U مال التجاره
stock U مال التجاره
appropriation of goods U ضبط مال التجاره
good U سود مال التجاره
trade description U اوصاف مال التجاره
combat resolution U تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
deuteronomic U وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
fire sale U فروش مال التجاره حریق زده
readers U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
reader U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton U کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
book of reference U کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
court rug U فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
forwarding merchant U کسی که بابت دریافت ورساندن مال التجاره به صاحب ان
right of stoppage in transitu U حق امتناع از تسلیم مال التجاره در حال حمل برای فروشنده
invisible hand U منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
stoppage in transitu U حق استرداد جنس فروخته شده برای بایع حق امتناع ازتسلیم مال التجاره در حال حمل
dunnage U کاه وپوشال ومواد سبکی که لای فروف ومال التجاره می گذارند تا از اسیب مصون بماند
backmost U پس ترین
rightmost U راست ترین
driest U خشک ترین
lower most U پایین ترین
leftmost U سمت چپ ترین
aftmost U عقب ترین
drier U : خشک ترین
lowermost U پایین ترین
nethermost U پست ترین
rearmost U عقب ترین
lowest U پایین ترین
hindmost U عقب ترین
furthest U پیشرفته ترین
arrant U بدنام ترین
downmost U پایین ترین
first and foremost <adv.> U پیش ترین
lattermost U عقب ترین
lattermost U پست ترین
bottommost U پایین ترین
least significant U کم اهمیت ترین
foremost U پیش ترین
eldest U مسن ترین
westernmost U غربی ترین
proto U مهم ترین
undermost U زیر ترین
midmost U میان ترین
more like;most like U شبیه ترین
most significant U پراهمیت ترین
backmost U عقب ترین
undermost U پایین ترین
middlemost U میان ترین
most important <adj.> U مهم ترین
best U عظیم ترین
topmost U اعلی ترین
meritorious U شایسته ترین
most significant digit U با اهمیت ترین رقم
full-back U عقب ترین بازی کن
best U شایسته ترین پیشترین
bottom price U پائین ترین قیمت
eastermost U شرقی ترین نقطه
most significant bit U با اهمیت ترین بیت
easternmost U شرقی ترین نقطه
tenth rate U از پایین ترین جنس
most significant digit U با ارزش ترین رقم
heartstring U عمیق ترین احساسات دل
ticked U سخت ترین مرحله
least significant digit U کم اهمیت ترین رقم
aftermost U عقب ترین واپسین
top flight U اعلی ترین مرتبه
royal road U اسان ترین راه
neap U خفیف ترین جزر و مد
tick U سخت ترین مرحله
innermost U داخلی ترین دراعماق
neap tide U پائین ترین جزر و مد
full-backs U عقب ترین بازی کن
lsb U کم اهمیت ترین بیت
ticks U سخت ترین مرحله
tenth rate U پایین ترین درجه
least significant bit U کم اهمیت ترین بیت
most significant bit U با ارزش ترین بیت
next U نزدیک ترین پس ازان
admirals U عالی ترین افسرنیروی دریایی
culminant U درمرتفع ترین موضع کامل
combat resolution U پایین ترین رده رزمی
admiral U عالی ترین افسرنیروی دریایی
curtail step U پایین ترین پله پلگان
fullback U جای عقب ترین بازی کن
lasts U پایین ترین درجه یا مقام
curtal step U پایین ترین پله پلگان
thermosphere U خارجی ترین لایه اتمسفر
exosphere U خارجی ترین لایه اتمسفر
lasted U پایین ترین درجه یا مقام
upmost U عالی ترین بالاترین درجه
last U پایین ترین درجه یا مقام
main battle tank U قوی ترین تانک رزمی
primitive data type U ساده ترین شکل داده
Put your warmest clothes on . U گرم ترین لباسهایت را تن کرد
troposphere U پایین ترین بخش اتمسفر
sternmost U عقب ترین قسمت کشتی
lower high water U پایین ترین پیشرفت اب دریا
bottom U با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
bottoms U با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
bellies U کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
master pick U پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
belly U کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
master tooth U پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
last but not least <idiom> U آخرین موقعیت وپر اهمیت ترین
lowest common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
next of kin U نزدیک ترین خویشاوندان منسوب بلافصل
lower low water U پایین ترین پست رفت اب دریا
subcutis U عمیق ترین قسمت زیر پوست
least common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
heart strings U عمیق ترین احساسات دل رشته هایاریسمانهای دل
lowest common multiple [LCM] U کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
skirting armor U ضخیم ترین قسمت زره تانک
least developed countries U پائین ترین کشورهای در حال توسعه
least upper bound [lub, LUB] U کوچک ترین کران بالا [ریاضی]
smallest common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
least common multiple U کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
supremum U کوچک ترین کران بالا [ریاضی]
This is the easisrt way. U این آسان ترین راه است
endodermis U داخلی ترین بافت پوسته ریشه وساقه
msd U با اهمیت ترین رقم Digit Significant ost
water collecting sump U پایین ترین نقطه در یک سیستم که در ان اب جمع میشود
aftermost U نزدیکترین دگل عقب کشتی پست ترین
rock bottom U کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
This is the oldest Persian script in existence. U این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
rock-bottom U کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
greatest common factor [GCF] U بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
greatest common divisor U بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
greatest common divisor [gcd] U بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
msb U با اهمیت ترین بیت Bit Significant ost
highest common factor [HCF] U بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
knight bachelor U پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
white wool U [مرغوب ترین نوع پشم از لحاظ رنگ]
ahmad U اسم حضرت رسول اکرم -ستوده تر- برگزیده ترین
Milco U میلکو [مرغوب ترین فرش رومانی با چله پنبه ای]
dynamically U ن ترین مسیر داده از بین تغییرات در زمان اتصال
dynamic U ن ترین مسیر داده از بین تغییرات در زمان اتصال
intima U درونی ترین غشاء پوششی رگها و سایررباطهای بدن
The box office star of 1980. U پول ساز ترین هنر پیشه سال 1980
physical U پایین ترین لایه استاندارد شبکه ISO/OSI
mastered U مهمترین شخص یا وسیله در سیستم . به روزترین و درست ترین فایل
masters U مهمترین شخص یا وسیله در سیستم . به روزترین و درست ترین فایل
geodesic U کوتاه ترین خط ترسیم شده بین دو نقطه درروی سطح
master U مهمترین شخص یا وسیله در سیستم . به روزترین و درست ترین فایل
geodetic U کوتاه ترین خط ترسیم شده بین دو نقطه در روی سطح
garboard U پایین ترین حاشیه چوبی یااهنی که روی حمال کشتی قرارمیدهند
geodetical U کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
geodeticline U کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
high fidelity U ایجاد صدا با عالی ترین درجه وشباهت زیاد به اصل ومبداء ان
bilge U پایین ترین قسمت ساختمان هواپیما که اب کثافات و دیگرضایعات در ان جمع میشود
optimum U سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و بازیابی را به داده ذخیره شده دارد
hyperfocal distance U نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
weakest maintained U ضعیف ترین مخلوط سوخت که تحت شرایط معین میتواندتوان را بیشینه نگهدارد
circular carpet U قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
silicon valley U محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
minimum U سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و زمان بازیابی را برای داده ذخیره شده دارد
Pentium Pro U قوی ترین پردازنده موجود سافت Intel. که جایگزین Pentium میشود برای PCهای با کارایی بالا
hexateuch U شش کتاب
that book U ان کتاب
i sold the book for rials 0 U کتاب را
bokk U کتاب
text U کتاب
book U کتاب
booked U کتاب
texts U کتاب
letter writer U کتاب
books U کتاب
The darkest hour is that before the down. <proverb> U تاریک ترین لیظه هنگامی است که چیزی به فجر نمانده است .
purview of a book U ویعت کتاب
missal U کتاب نماز
psalter U کتاب سرود
pseudograph U کتاب قلب
miaasl U کتاب نماز
encyclopaedia U کتاب حاوی
pseudograph U کتاب دغلی
pseudograph U کتاب جعلی
mass book U کتاب نماز
f. of books U عاشق کتاب
red book U کتاب سرخ
margent U حاشیه کتاب
many books U چندین کتاب
list of lights U کتاب چراغها
leviticus U کتاب لاویان
formulary U کتاب نماز
bibiliography U کتاب شناسی
fortunebook U کتاب فالگیری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com