Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
air extraction
U
پرتاب بار از هواپیما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
volley
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
volleyed
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
volleying
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
volleys
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
air dispatcher
U
متصدی بارریزی هوایی متصدی پرتاب بار از هواپیما
computed air release point
U
نقطه پرتاب اولین چترباز یابار از هواپیما
drop point
U
نقطه پرتاب عده ها یا کالا از هواپیما
ejection seat
U
صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
hung bomb
U
بمبی که پس از پرتاب خود به خود به هواپیما اویزان بماند
toss bombing
U
نوعی روش بمباران که در ان هواپیما در حال صعود بمب را پرتاب میکند
Other Matches
one and one
U
جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups
U
مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
free drop
U
پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
one plus one
U
جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
pentathlons
U
مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlon
U
مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throws
U
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing
U
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics
U
مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throw
U
ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
landing gear
U
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness
U
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
touchdown
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling
U
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdowns
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
air mileage indicator
U
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
plane director
U
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aft
U
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
spoiler
U
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
space charter
U
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
screwpropeller
U
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
command ejection
U
پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
coordinated turn
U
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
provisional ball
U
گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
refire time
U
زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
moments
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
transition altitude
U
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
azimuth indicator
U
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
aprons
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
apron
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
troop space
U
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
clear way
U
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
deathlon
U
مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
altitude height
U
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
apparent altitude
U
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
delivery error
U
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
point of no return
U
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
automatic toss
U
روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
weapon delivery
U
پرتاب جنگ افزار یا وسیله پرتاب جنگ افزار
ramps
U
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramp
U
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
altitude azimuth
U
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
azimuth guidance
U
هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
shoves
U
پرتاب
tossing
U
پرتاب
toss
U
پرتاب
pitches
U
پرتاب
tossed
U
پرتاب
tosses
U
پرتاب
launch
U
پرتاب
launched
U
پرتاب
jaculation
U
پرتاب
launching
U
پرتاب
detrusion
U
پرتاب
launches
U
پرتاب
jetted
U
پرتاب
shyer
U
پرتاب
shy
U
پرتاب
shies
U
پرتاب
shied
U
پرتاب
hurl
U
پرتاب
pitch
U
پرتاب
hurled
U
پرتاب
hurls
U
پرتاب
shoving
U
پرتاب
shying
U
پرتاب
shove
U
پرتاب
jet
U
پرتاب
shyest
U
پرتاب
throws
U
پرتاب
throwing
U
پرتاب
putting
U
پرتاب
shoved
U
پرتاب
puts
U
پرتاب
jets
U
پرتاب
throw
U
پرتاب
jetting
U
پرتاب
put
U
پرتاب
deliveries
U
پرتاب گلوله
charity line
U
خط پرتاب ازاد
sharity stripe
U
خط پرتاب ازاد
deliveries
U
پرتاب توپ
throw in
U
پرتاب اوت
hammer throw
U
پرتاب چکش
rocketry
U
فن پرتاب موشک
delivery
U
پرتاب گلوله
propellant charge
U
خرج پرتاب
thrusting
U
پرتاب کردن
propelling charge
U
خرج پرتاب
thrusts
U
پرتاب کردن
projection
U
پرتاب طرح
projections
U
پرتاب طرح
propellant
U
خرج پرتاب
referee throw
U
پرتاب داور
thrust
U
پرتاب کردن
propellants
U
خرج پرتاب
delivery
U
پرتاب توپ
charity shot
U
پرتاب ازاد
paradrop
U
پرتاب با چتر
flinging
U
افکندن پرتاب
foul line
U
خط پرتاب ازاد
shoved
U
پرتاب شدن
free throw
U
پرتاب ازاد
shoves
U
پرتاب شدن
shoving
U
پرتاب شدن
pouncing
U
پرتاب استامپ
pounces
U
پرتاب استامپ
pounced
U
پرتاب استامپ
forward cast
U
پرتاب نخ ماهیگیری
foin
U
پرتاب کردن
fling
U
افکندن پرتاب
flings
U
افکندن پرتاب
pelt
U
پرتاب کردن
pelted
U
پرتاب کردن
pelts
U
پرتاب کردن
fire
U
پرتاب راکت
fired
U
پرتاب راکت
shove
U
پرتاب شدن
pounce
U
پرتاب استامپ
chucks
U
پرتاب نادرست
chucks
U
پرتاب توپ
javelin throw
U
پرتاب نیزه
throwing the javelin
U
پرتاب نیزه
launcher
U
پرتاب کننده
launcher
U
سکوی پرتاب
launching angle
U
زاویه پرتاب
launching site
U
محل پرتاب
let fly
U
پرتاب کردن
jaculate
U
پرتاب کردن
fires
U
پرتاب راکت
chucked
U
پرتاب نادرست
chucked
U
پرتاب توپ
chuck
U
پرتاب نادرست
chuck
U
پرتاب توپ
throwing the hammer
U
پرتاب چکش
discus throwing
U
پرتاب دیسک
discus throw
U
پرتاب دیسک
hot hand
U
پرتاب موفق
lunger
U
پرتاب کننده
over
U
6 یا 8 پرتاب توپ
arm thrust
U
پرتاب دست
weight throw
U
پرتاب وزنه
unsling
U
پرتاب کردن
jettisoning
U
پرتاب کردن
slung
U
پرتاب شده
jettisons
U
پرتاب کردن
airball
U
پرتاب خطا
shot put
U
پرتاب وزنه
air extraction
U
پرتاب بار
upthrow
U
پرتاب ببالا
threw
U
پرتاب کرد
throw-in
U
پرتاب اوت
put
U
پرتاب وزنه
puts
U
پرتاب وزنه
tilt
U
شتاب پرتاب
over-
U
6 یا 8 پرتاب توپ
shoot
U
پرتاب کردن
shoots
U
پرتاب کردن
jettisoned
U
پرتاب کردن
throw-ins
U
پرتاب اوت
jettison
U
پرتاب کردن
pitch
U
پرتاب کردن
pitches
U
پرتاب کردن
project
U
پرتاب کردن
projected
U
پرتاب کردن
projects
U
پرتاب کردن
throwing apparatus
U
لوازم پرتاب
tilted
U
شتاب پرتاب
tilts
U
شتاب پرتاب
aerial delivery
U
پرتاب هوایی
putting
U
پرتاب وزنه
small ball
U
پرتاب بی حالت
torpedo launch
U
پرتاب اژدر
conversions
U
پرتاب ازاد
bowshot
U
تیر پرتاب
skeet
U
پرتاب کردن
base ejection
U
پرتاب شونده از ته
conversion
U
پرتاب ازاد
caster
U
پرتاب کننده
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
triggered
U
پرتاب کردن فشنگ
delivers
U
پرتاب به سمت هدف
slinging
U
زنجیردار پرتاب کردن
missile
U
اسلحه پرتاب کردنی
missiles
U
اسلحه پرتاب کردنی
heavy drop
U
پرتاب بارسنگین با چتر
to launch a torpedo
U
اژدری پرتاب کردن
to fire a torpedo
U
اژدری پرتاب کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com