English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
membership character U ویژگی عضویت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
redundancies U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
memberships U عضویت
fellowships U عضویت
fellowship U عضویت
membership U عضویت
membership of the parliament U عضویت پارلمان
membership group U گروه عضویت
maintenance of membership U حمایت از عضویت
group membership U عضویت گروهی
secede U از عضویت خارج شدن
seceded U از عضویت خارج شدن
secedes U از عضویت خارج شدن
seceding U از عضویت خارج شدن
ipso facto U عضویت خود بخودی
membership of legislative assembly U عضویت مجلس مقننه
card-carrying U دارای کارت عضویت
enters U داخل عضویت شدن
entered U داخل عضویت شدن
adhesion U انضمام قبول عضویت
enter U داخل عضویت شدن
attributing U ویژگی
attributes U ویژگی
exclusivity U ویژگی
traits U ویژگی
trait U ویژگی
attribute U ویژگی
property U ویژگی
characteristic U ویژگی
characteristically U ویژگی
featuring U ویژگی
features U ویژگی
featured U ویژگی
feature U ویژگی
specification U ویژگی
enroll U عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrol U عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrolls U عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrolled U عضویت دادن درفهرست واردکردن
clubbabble U قابل عضویت درباشگاه یامجمع
enrolling U عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrols U عضویت دادن درفهرست واردکردن
surface trait U ویژگی روساختی
feature of performance U ویژگی عملکرد
feature U ویژگی عملکرد
faceless U بدون ویژگی
source trait U ویژگی پایه
personality trait U ویژگی شخصیت
dynamic trait U ویژگی پویشی
peculiarities U حالت ویژگی
peculiarity U حالت ویژگی
polarity U ویژگی قطبی
common trait U ویژگی مشترک
peronality of laws U ویژگی قانون
polarities U ویژگی قطبی
ergic trait U ویژگی پویشی
closed shop U قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
closed shops U قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
sex linked characteristic U ویژگی وابسته به جنس
yellow dog contract U قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
dead U [چوبکاری بدون ویژگی خاصی]
outline utility U برنامه یا ویژگی کمکی اختصاری
panel U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panels U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
parameters U ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
parameter U ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
maintainability U ویژگی مربوط به جداسازی وتعمیر یک خرابی
type ahead U ویژگی ای که باعث از بین رفتن کلمه میشود
end of page halt U ویژگی ای که چاپگر را درپایان هر صفحه خروجی متوقف میکند
word star U یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
noblemen U شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
nobleman U شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
presbyteries U داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
presbytery U داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
bourgeois <adj.> U از ویژگی های این طبقه متوسط، به طور معمول با اشاره به ارزشهای مادی ادراک شده و یا نگرش مرسوم
rat's nest U یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
maintenance of membership U هرکس حق اشتغال به کار دارد لیکن اگر عضو اتحادیهای باشدباید در صورت عضویت ان تازمان تعیین شده باقی بماندوالا شغلش را از دست خواهدداد
alto-rilievo U [ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
accumulation U [مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص]
word warp U فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
cards U کارت تبریک کارت عضویت
card U کارت تبریک کارت عضویت
union shop U یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
bionics U مطالعه سیستمهای زنده به منظور ارتباط دادن ویژگی هاو اعمال انها به توسعه سخت افزار مکانیکی و الکترونیکی کاربرد علم بیولوژی درمهندسی الکترونیک و سایرعلوم مهندسی
historic character U [شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
Temerchin motife U نگاره تمرچین [این نقش هشت ضلعی در فرش های افغانی، ترکمنی و قفقازی بکار رفته و ویژگی خاص آن تکرار حالتی از ماهی در طراحی است و بصورت چهار قاب مشابه با تضاد رنگی می باشد.]
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com