Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tree surgeon
U
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
idiosyncrasies
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
U
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
sequela
U
بیماری ناشی از بیماری دیگر
special interest groups
U
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
frowsy
U
پوسیده
frowzy
U
پوسیده
carious
U
پوسیده
trity
U
پوسیده
rotten
U
پوسیده
ruttish
U
پوسیده
specialty
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
to be spoiled
U
پوسیده شدن
to be off
[British E]
U
پوسیده شدن
trity
U
بطور پوسیده
punks
U
چوب پوسیده
punk
U
چوب پوسیده
idiocrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
rotten teeth
U
دندانهای پوسیده یافاسد
rottenly
U
بطور پوسیده یا خراب
musty
U
بوی ناگرفته پوسیده
spoils
U
پوسیده شدن لوس کردن
saprophite
U
پوده زی خورنده مواد پوسیده
saprophyte
U
پوده زی خورنده مواد پوسیده
spoiling
U
پوسیده شدن لوس کردن
spoiled
U
پوسیده شدن لوس کردن
spoil
U
پوسیده شدن لوس کردن
saprophagous
U
تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
ruderal
U
روینده درمیان مواد پوسیده وفاسد
loam
U
خاک رس وشن که با گیاه پوسیده امیخته باشد
fox fire
U
نور وتشعشعی که گاهی ازچوبهای پوسیده ساطع میگردد
silva
U
درختان جنگلی
shaw
U
ردیف درختان
foliage
U
برگ درختان
vinedresser
U
باغبان درختان مو
whitewood
U
درختان چوب سفید
pomona
U
الهه درختان میوه
sylva
U
درختان جنگلی یک ناحیه
metasequoia
U
انواع درختان برگریزکاج
evergreen trees
U
درختان همیشه سبز
deforestation
U
قطع درختان جنگلی
bast
U
پوست لیفی درختان
roble
U
انواع درختان کاج
canker
U
یکجورافت درختان میوه
cankers
U
یکجورافت درختان میوه
topiary
U
مربوط بارایش وتزئین درختان
acorn
U
میوهء تیرهء درختان بلوط
acorns
U
میوهء تیرهء درختان بلوط
The trees give a pleasant shade .
U
درختان سایه قشنگه می اندازد
woodlot
U
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
gutta percha
U
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
logjam
U
انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
wind shake
U
تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
defoliating agent
U
عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
egger
U
یکجورپروانه که نوزادش برگ درختان رازیان میرساند
line out
U
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
interplant
U
کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
defoliants
U
مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
pine barren
U
زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
paulownia
U
جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
praetorial
U
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
girdler
U
حشرهای که پوست درختان رابطور کمربندی سوراخ میکند0
undergrowth
U
بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
a corduroy road
U
جاده باتلاقی
[که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
defoliant
U
گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند
leading sectors
U
بخشهای پیشرو
leading sectors
U
بخشهای پیشگام
the urban districts
U
بخشهای شهر
flame tree
U
درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
dendrochronology
U
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
aggregates
U
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
aggregate
U
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
tetrarch
U
والی بخشهای چهارگانه امپراتوری
compartmentalises
U
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalize
U
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalised
U
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalizes
U
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalizing
U
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
managers
U
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
manager
U
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
modularity
U
تشکیل شده از بخشهای تابعی
compartmentalising
U
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalized
U
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
orthogonal
U
ساخته شده از پارامترها یا بخشهای مستقل
interleaving
U
پردازندهای که با بخشهای پردازنده کار میکند
partition
U
اپارتمان تقسیم به بخشهای جزء کردن
workings
U
همه بخشهای حفاری شده معدنی
partitions
U
اپارتمان تقسیم به بخشهای جزء کردن
proportional parts
U
بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
assembly
U
قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
modularization
U
برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
crop end
U
بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
crop end saw
U
اره مخصوص قطع کردن بخشهای اضافی شمش
input output table
U
بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
ozonosphere
U
لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
overlays
U
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
overlaying
U
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
overlay
U
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
quercetin
U
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
biz
U
نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
forms
U
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
formed
U
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
multiplex
U
روش تقسیم که بخشهای زمان را طبق نیاز به سیگنالهای اختصاص میدهد
par in
U
پایان دادن بازی گلف با کسب امتیاز استاندارد در بخشهای باقیمانده
dualism
U
مانند فقر شدید ووفور نعمت بخشهای مدرن و سنتی اقتصادی
form
U
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
tump
U
توده درختان واقع بر روی تپه توده
grey scale
U
سایه هایی که از نمایش بخشهای رنگی روی صفحه تک رنگ تولید میشود
input output analysis
U
تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
segment
U
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segments
U
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
JPEG++
U
حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
linkage
U
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
worded
U
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
word
U
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
linkages
U
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
maintenance
U
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
linking
U
تابع نرم افزاری کوچک که بخشهای برنامه را به هم ترکیب میکند تا به عنوان یک واحد اجرا شوند
simultaneity
U
زمانی که CPU و بخشهای ورودی و خروجی کامپیوتر می توانند داده یا کاری را همزمان کنترل کنند
modules
U
وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
module
U
وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
Dudley carpet
U
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
overlaying
U
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlays
U
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlay
U
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
trunk
U
باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
privilege
U
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
trunks
U
باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
illness
U
بیماری
epizootic
U
بیماری
disease
U
بیماری
malady
U
بیماری
maladies
U
بیماری
pathogenic
U
بیماری زا
diseases
U
بیماری
illnesses
U
بیماری
virulent
<adj.>
U
بیماری زا
some kind of sickness
U
یک نوعی از بیماری
mental illness
U
بیماری روانی
mental disorder
U
بیماری روانی
Parkinson's disease
U
بیماری پارکینسون
graves'disease
U
بیماری گریوز
symptomatic
U
نشانه بیماری
to be laid up with something
U
بیماری گرفتن
to have something
[a disease, an illness]
U
بیماری گرفتن
illnesses
U
بیماری کسالت
illness
U
بیماری کسالت
rabies
U
بیماری هاری
to be ill with something
U
بیماری گرفتن
ailment
U
بیماری مزمن
venereal disease
U
بیماری مقاربتی
sick leave
U
استراحت بیماری
pathophobia
U
بیماری هراسی
nosophobia
U
بیماری هراسی
nosophilia
U
بیماری خواهی
neuropathy
U
بیماری عصب
ailments
U
بیماری مزمن
to be down with something
U
بیماری گرفتن
Diagnosis.
U
تشخیص بیماری
legionnaires' disease
U
بیماری لژیونرها
pick's syndrome
U
بیماری پیک
radiation sickness
U
بیماری برتابشی
pathogenesis
U
بیماری زایی
pathognomy
U
بیماری شناسی
insect vectors
U
حشرات بیماری زا
psychosis
U
بیماری روانی
herpes simplex
U
بیماری تب خال
tay sach's disease
U
بیماری تی- ساکس
hansen's disease
U
بیماری هنسن
pott's disease
U
بیماری پوت
wilson's disease
U
بیماری ویلسون
AIDS
U
بیماری ایدز
love sickness
U
بیماری عشق
AIDS
U
بیماری سیدا
encephalopathy
U
بیماری مغزی
pestilence
U
بیماری طاعون
down's disease
U
بیماری داون
radiation sickness
U
بیماری تابشی
addison's disease
U
بیماری ادیسون
remission
U
بهبودی بیماری
pick's disease
U
بیماری پیک
The symptoms ( of a disease) .
U
علائم بیماری
sick bed
U
بستر بیماری
alzeimer's disease
U
بیماری الزایمز
advantage by illness
U
بهره بیماری
mental disease
U
بیماری روانی
catamnesis
U
تاریخچه بیماری
VD
U
بیماری زهروی
epilepsy
U
بیماری صرع
radiation sickness
U
بیماری اشعه
lumpy jaw
U
بیماری "اکتینومیکوز"
VD
U
بیماری مقاربتی
parkinsonism
U
بیماری پارکینسون
separator
U
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
semantics
U
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
chaining
U
اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
fractional
U
اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
boilerplating
U
قرار دادن بخشهای مختلف متن در کنار هم برای ایجاد متن نهایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com