Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
preelection promises
U
وعدههای پیش از انتخاب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
radio button
U
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
he was p in his promises
U
درانجام وعدههای خود دقیق بود
target selector
U
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree
U
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication
U
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
U
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
check
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item
U
یک انتخاب در فهرست انتخاب
rollover
U
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal
U
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
selections
U
انتخاب
excerption
U
انتخاب
election
U
انتخاب
option
U
حق انتخاب
options
U
انتخاب
options
U
حق انتخاب
delegacy
U
انتخاب
suffrage
U
حق انتخاب
option
U
انتخاب
selection
U
انتخاب
choices
U
انتخاب
drafted
U
انتخاب
choicer
U
انتخاب
choice
U
انتخاب
drafts
U
انتخاب
selecting
U
انتخاب
franchises
U
حق انتخاب
franc
U
حق انتخاب
choicest
U
انتخاب
francs
U
حق انتخاب
franchise
U
حق انتخاب
draft
U
انتخاب
dialled
U
انتخاب کردن
dials
U
انتخاب کردن
economic choice
U
انتخاب اقتصادی
cs
U
انتخاب تراشه
preselection
U
انتخاب مقدماتی
self service
U
با انتخاب ازاد
impluse stepping
U
انتخاب شماره
cooptation
U
انتخاب درونی
dialed
U
انتخاب کردن
dial
U
انتخاب کردن
direct selection
U
انتخاب مستقیم
selectors
U
انتخاب کننده
selector
U
انتخاب کننده
impluse selection
U
انتخاب ایمپولز
impluse action
U
انتخاب شماره
screened
U
انتخاب کردن
get in
U
انتخاب شدن
mischoice
U
انتخاب غلط
freedom to choose
U
ازادی در انتخاب
freedom of choice
U
ازادی انتخاب
mischoose
U
بد انتخاب کردن
outvoter
U
انتخاب کننده
faulty selection
U
انتخاب غلط
pickup
U
انتخاب رشد
pitch upon
U
انتخاب کردن
self-service
U
با انتخاب ازاد
elective
U
دارای حق انتخاب
selective
U
قابل انتخاب
selective
U
مبنی بر انتخاب
selective
U
انتخاب کننده
screen
U
انتخاب کردن
screening, screenings
U
انتخاب کردن
screens
U
انتخاب کردن
choosing
U
انتخاب کردن
chooses
U
انتخاب کردن
choose
U
انتخاب کردن
selectively
U
مبنی بر انتخاب
electives
U
دارای حق انتخاب
natural selection
U
انتخاب طبیعی
single
U
انتخاب کردن
picked
U
انتخاب شده
chose
U
انتخاب کرده
choosy
U
انتخاب کننده
selectively
U
قابل انتخاب
eligible
U
شایسته انتخاب
eligible
U
قابل انتخاب
sifts
U
انتخاب کردن
choice of technology
U
انتخاب تکنولوژی
choiceless
U
محروم از حق انتخاب
chooser
U
انتخاب کننده
choosey
U
انتخاب کننده
circuit switching
U
انتخاب مدار
breaks
U
انتخاب شود
break
U
انتخاب شود
options
U
شق انتخاب شده
option
U
شق انتخاب شده
chip select
U
انتخاب تراشه
check boxes
U
چهارگوشهای انتخاب
sifted
U
انتخاب کردن
sift
U
انتخاب کردن
to make a choice of
U
انتخاب کردن
opts
U
انتخاب کردن
opted
U
انتخاب کردن
opt
U
انتخاب کردن
ikons
U
راهنمای انتخاب
icons
U
راهنمای انتخاب
icon
U
راهنمای انتخاب
opting
U
انتخاب کردن
seller's option
U
انتخاب فروشنده
the polls
U
انتخاب گاه
to have one's pick
U
انتخاب کردن
selectively
U
انتخاب کننده
re election
U
تجدید انتخاب
cream of the crop
<idiom>
U
انتخاب عانی
pick out
<idiom>
U
انتخاب کردن
menus
U
فهرست انتخاب
menu
U
فهرست انتخاب
hit
U
انتخاب یک کلید
hits
U
انتخاب یک کلید
select
U
انتخاب کردن
social selection
U
انتخاب اجتماعی
switched line
U
خط انتخاب شده
election
U
انتخاب نماینده
hitting
U
انتخاب یک کلید
re-election
U
تجدید انتخاب
re-election
U
انتخاب مجدد
re election
U
انتخاب مجدد
electors
U
انتخاب کننده
elector
U
انتخاب کننده
elected
U
انتخاب شده
elects
U
انتخاب کردن
electing
U
انتخاب کردن
elect
U
انتخاب کردن
selected
U
انتخاب کردن
selection of position
U
انتخاب موضع
reelection
U
تجدید انتخاب
selectivity
U
حسن انتخاب
selects
U
انتخاب کردن
project selection
U
انتخاب پروژه
scracity and choice
U
کمیابی و انتخاب
route selection
U
انتخاب مسیر
selection switch
U
گزینه انتخاب
selector channel
U
کانال انتخاب کننده
selections
U
عمل یا فرآیند انتخاب
reelect
U
تجدید انتخاب کردن
hit the nail on the head
<idiom>
U
یافتن انتخاب صحیح
ineligible
U
نا شایسته برای انتخاب
compilations
U
جمع اوری و انتخاب
compilation
U
جمع اوری و انتخاب
Whichever she chooses .
U
هر کدام را که انتخاب کند
automatic message switching
U
انتخاب خودکار پیام
main menu
U
فهرست انتخاب اصلی
pick out
U
انتخاب کردن دریافتن
selection
U
عمل یا فرآیند انتخاب
destine
U
قبلا انتخاب کردن
constituents
U
انتخاب کننده موکل
franchise
U
ازادی حق انتخاب امتیاز
constituent
U
انتخاب کننده موکل
preelection
U
وابسته به پیش از انتخاب
configure
U
انتخاب سخت افزار
target designation
U
روش انتخاب هدف
consumer's choice
U
انتخاب مصرف کننده
target designation
U
سیستن انتخاب هدف
preselect
U
قبلا انتخاب کردن
presidential
U
انتخاب رئیس جمهور
preselect
U
انتخاب کردن مقدماتی
electorates
U
هیئت انتخاب کنندگان
default option
U
انتخاب قرار دادی
electorate
U
هیئت انتخاب کنندگان
franchises
U
ازادی حق انتخاب امتیاز
eligibility
U
شایستگی برای انتخاب
ineligbility
U
ناشایستگی برای انتخاب
selector switch
U
گزینه انتخاب کننده
options
U
عملی که انتخاب میشود
electress
U
خانم انتخاب کننده
keystroke
U
عمل انتخاب کلید
consumer choice
U
انتخاب مصرف کننده
probabilism
U
انتخاب وجه احتمالی
presidential election
U
انتخاب رئیس جمهور
display menu
U
فهرست انتخاب نمایشی
option
U
عملی که انتخاب میشود
user defined
U
تعریف یا انتخاب کاربر
clicks
U
انتخاب شده حرکت کند
click
U
انتخاب شده حرکت کند
mix selector
U
دستگاه انتخاب مخلوطهای بتن
filters
U
انتخاب کلمه چند بیتی
clicked
U
انتخاب شده حرکت کند
elects
U
انتخاب کردن برگزیده منتخب
natural selection
U
فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
qualifier
U
انتخاب شده برای دوربرد
capped
U
انتخاب برای تیم ملی
port
U
به آن وصل است را انتخاب کند
cap
U
انتخاب برای تیم ملی
qualifiers
U
انتخاب شده برای دوربرد
elect
U
انتخاب کردن برگزیده منتخب
electing
U
انتخاب کردن برگزیده منتخب
electronic
U
یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
filter
U
انتخاب کلمه چند بیتی
selectable
U
آنچه قابل انتخاب باشد
suffragist
U
طرفداران دادن حق رای یا حق انتخاب
Hobson's choice
U
انتخاب از روی ناچاری ناگزیر
actions
U
در حقیقت آن منو انتخاب میشود
action
U
در حقیقت آن منو انتخاب میشود
to ballot for
U
بارای پنهان انتخاب کردن
to pitch upon something
U
چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
selections
U
دسته یا هیات انتخاب شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com