English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
constituent U جزء اصلی
constituent U انتخاب کننده موکل
constituent U سازنده
constituent U مولفه
constituent U جزء ترکیب کننده
constituent U سازا
constituent U جزء
constituent U عضو مجلس موسسان
constituent U جزء متشکله
constituent U سازه تشکیل دهنده
constituent U ماده متشکله
constituent U جزء تشکیل دهنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
minor constituent U عنصر جزئی
minor constituent U عنصر فرعی
hardening constituent U جزء سخت گردانی
constituent company U شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
constituent assembly U مجلس موسسان
alloying constituent U ترکیب کننده الیاژ
structual constituent U جزء تشکیل دهنده ساختمانی
constituent elements of crime U عناصر متشکله جرم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com