Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
steering wheel puller
U
وسیلهای که غربالک رابیرون میکشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
steering wheels
U
غربالک
steering wheel
U
غربالک
steering wheel lock
U
قفل غربالک
steering wheel hub
U
قسمت میانی غربالک
sponge absorbs water
U
میکشد
liners
U
کسی که خط میکشد
liner
U
کسی که خط میکشد
dragman
U
میکشد کشنده
snorter
U
کسیکه خرناس میکشد
stabber
U
زخمی که تیر میکشد
arvicide
U
که کرم حشره را میکشد
What's taking so long?
U
چرا اینقدر طول میکشد؟
bloodsucker
U
کسی که از دیگری پول بیرون میکشد
plenum method
U
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
slow moving
U
کالاهایی که فروختن انها مدت زیادی طول میکشد
To dismiss (discharge) someone.
U
کسی رابیرون کردن ( اخراج کردن )
PID
U
وسیلهای
implemental
U
وسیلهای
personal
U
وسیلهای
output
U
وسیلهای که
outputs
U
وسیلهای که
instrumental
U
وسیلهای
smokers
U
وسیلهای که تولیددودکند
smoker
U
وسیلهای که تولیددودکند
isolator
U
وسیلهای که قط ع میکند
instrumental conditioning
U
شرطی شدن وسیلهای
magnetic tape
U
وسیلهای با نوک مغناطیسی
idlest
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
magnetic tapes
U
وسیلهای با نوک مغناطیسی
idled
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idles
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idle
U
ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
enclosure
U
پوشش محافظ برای وسیلهای
compensator
U
وسیلهای برای کاستن لگداسلحه
boomeranging
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
waterspouts
U
لوله یا وسیلهای که از ان اب فوران میکند
waterspout
U
لوله یا وسیلهای که از ان اب فوران میکند
boomerang
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomeranged
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
boomerangs
U
وسیلهای برای رسیدن بهدفی یا
synthesizers
U
وسیلهای که چیزی تولید میکند
synthesisers
U
وسیلهای که چیزی تولید میکند
synthesizer
U
وسیلهای که چیزی تولید میکند
enclosures
U
پوشش محافظ برای وسیلهای
fire lit
U
وسیلهای که با اتش روشن شود
detectors
U
وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
detector
U
وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
cushions
U
وسیلهای که شبیه تشک باشد
cushion
U
وسیلهای که شبیه تشک باشد
cushioned
U
وسیلهای که شبیه تشک باشد
suppressor
U
وسیلهای که مانع را حذف میکند
cushioning
U
وسیلهای که شبیه تشک باشد
readout
U
وسیلهای که امکان نمایش اطلاعات
logger
U
وسیلهای که مجموعه عملیات را ضبط میکند
burner
U
وسیلهای که برنامه ها را در قطعه PROM می سوزاند
stabilisers
U
وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
loggers
U
وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
transients
U
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
luring
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
omr
U
وسیلهای که علامتها و خط وط خاص را تشخیص میدهد
adder
U
وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
barcropper
U
وسیلهای که میل گرد را قطع میکند
adders
U
وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
meanest
U
متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند
meaner
U
متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند
mean
U
متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند
loggers
U
وسیلهای که مجموعه عملیات را ضبط میکند
logger
U
وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
burners
U
وسیلهای که برنامه ها را در قطعه PROM می سوزاند
stabilizer
U
وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند
lure
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
viscosimeter
U
وسیلهای برای اندازه گیری ویسکوزیته
erasers
U
وسیلهای محتوای چیزی را پاک میکند.
displays
U
وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
displaying
U
وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
displayed
U
وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
continuous
U
وسیلهای که مرتب به چاپگر کار می فرستد
carriers
U
وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
eraser
U
وسیلهای محتوای چیزی را پاک میکند.
telescopes
U
وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
telescope
U
وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
lures
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
chip
U
وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
lured
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
coder
U
وسیلهای که یک سیگنال را رمز گذاری میکند
carrier
U
وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
display
U
وسیلهای که اطلاعات و تصاویر را نمایش میدهد
transient
U
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
chips
U
وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
parallelled
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleling
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
simulators
U
وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
simulator
U
وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
paralleled
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
transmitters
U
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
parallels
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
attachment
U
وسیلهای که به دلیل خاصی به ماشین وصل است
aerodynamic blockage thrust reverser
U
وسیلهای برای معکوس کردن نیروی جلوبر
densitometer
U
وسیلهای برای اندازه گیری دانسیته اپتیکی
parallelling
U
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
feeds
U
وسیلهای که در هر لحظه یک ورق وارد چاپگر میکند
feeds
U
وسیلهای که ایستگاههای مختلف را وارد کامپیوتر میکند
encoder
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به دیگری تبدیل میکند
feed
U
وسیلهای که در هر لحظه یک ورق وارد چاپگر میکند
feed
U
وسیلهای که ایستگاههای مختلف را وارد کامپیوتر میکند
transmitter
U
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند
demagnetizer
U
وسیلهای که چیزی را از حالت مغناطیسی خارج میکند
changer
U
وسیلهای که چیزی را با چیز دیگر جابجا میکند
bottoming tap
U
وسیلهای برای دراوردن دندانه در یک سوراخ کور
gyro
U
وسیلهای که از اندازه حرکت زاویهای یک جرم دوار
multi disk
U
وسیلهای که از اندازههای مختلف و قالبهای دیسک می خواند
burners
U
وسیلهای برای ترکیب سوخت با جریان هوا
burner
U
وسیلهای برای ترکیب سوخت با جریان هوا
dte
U
وسیلهای که از آن مسیر ارتباط آغاز یا به آن ختم میشود
compliant
U
وسیلهای که به مجموعهای از استانداردهای مشخص تط بیق میشود
communication
U
وسیلهای مانند مودم که داده را ارسال و دریافت میکند
microphones
U
وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
input
U
کامپیوتر یا وسیلهای که کندترین بخش آن ارسال داده است
clocks
U
وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
inputted
U
کامپیوتر یا وسیلهای که کندترین بخش آن ارسال داده است
microphone
U
وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
optical
U
وسیلهای که میتواند نشانه ها یا خط وط به فرم خاص را تشخیص میدهد.
decoder
U
برنامه یا وسیلهای که داده را به حالت دیگری تبدیل میکند
adapter
U
وسیلهای که واسط CPU و یک یا چند کانال ارتباطی است
punch down block
U
وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP
inverter
U
وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
shut off mechanism
U
وسیلهای که در صورت بروز خرابی فرایند را متوقف میکند
adapter
U
وسیلهای که به دو یا چند وسیله ناهماهنگ اجازه اتصال میدهد
clock
U
وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
eds
U
وسیلهای که بطور الکترویکی میتواندپاک شده و برنامه ریزی گردد
breakout box
U
وسیلهای وضیعت خط وط بین واسط ه ها یا کابل ها یا اتصالات را نشان میدهد
ancillary equipment
U
وسیلهای که کاری را ساده تر میکند ولی واقعا نیاز نیست
built in
U
وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
generals
U
برنامه یا وسیلهای که کارها و برنامههای کاربردی مختلفی را انجام میدهد
timers
U
وسیلهای که مدت زمان کامل شدن یک عمل را ضبط میکند
coupling base
U
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
de scrambler
U
وسیلهای که یک پیام نامناسب را به حالت اصلی و مط لوب برمی گرداند
joystick
U
وسیلهای که به کار امکان میدهد نمایشگر را اطراف صفحه بچرخاند
degausser
U
وسیلهای برای پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطیسی
over voltage protection
U
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
synchronizer
U
وسیلهای که با دریافت سیگنال از وسیله دیگر کاری را انجام دهد
bulb root
U
وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
contentions
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
contention
U
مدت زمانی که طول می کشد تا وسیلهای آماده استفاده شود
timer
U
وسیلهای که مدت زمان کامل شدن یک عمل را ضبط میکند
taped
U
وسیلهای که داده را روی نوار مغناطیسی اجرا و ذخیره میکند
tapes
U
وسیلهای که داده را روی نوار مغناطیسی اجرا و ذخیره میکند
joysticks
U
وسیلهای که به کار امکان میدهد نمایشگر را اطراف صفحه بچرخاند
interrupt
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
interrupting
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
interrupts
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
general
U
برنامه یا وسیلهای که کارها و برنامههای کاربردی مختلفی را انجام میدهد
tape
U
وسیلهای که داده را روی نوار مغناطیسی اجرا و ذخیره میکند
aligner
U
وسیلهای که از صاف بودن کاغذ در چاپگر اطمینان حاصل میکند
starter
U
وسیلهای برای گرداندن محرک اصلی در طول مدت استارت
starters
U
وسیلهای برای گرداندن محرک اصلی در طول مدت استارت
limiter
U
وسیلهای که خروجی ان درازای همه ورودیهای بالاتر از حد معین ثابت است
faults
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
parametric
U
وسیلهای که میتواند سط وح فرکانس خاص را پیشبرد یا کاهش دهدار یک سیگنال صوتی
fault
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
box
U
وسیلهای که تابعی را بدون اینکه کاربر آن بداند چگونه انجام میدهد
boxes
U
وسیلهای که تابعی را بدون اینکه کاربر آن بداند چگونه انجام میدهد
tack weld
U
وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
teleinformatic services
U
هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
dtr
U
سیگنال از وسیلهای که آمادگی خود را برای ارسال داده بیان میکند
faulted
U
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
configured off
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده عدم آمادگی آن برای استفاده است
jumper
U
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
configured out
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده عدم آمادگی آن برای استفاده است
circuits
U
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
connector
U
در یک شبکه FDDI وسیلهای متصل کننده درانتهای فیبرنوری یا کابل مسی
capacitor
U
وسیلهای از که فرفیت یک ماده برای ذخیره سازی داده استفاده میکند
jumpers
U
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
brouter
U
وسیلهای که توابع bridge , router را برای اتصال به شبکه ترکیب میکند
devices
U
وسیلهای مثل صفحه تصویر یا چاپگر که اجازه نمایش اطلاعات میدهد
device
U
وسیلهای مثل صفحه تصویر یا چاپگر که اجازه نمایش اطلاعات میدهد
configured in
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
paper
U
وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
papered
U
وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
papering
U
وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
papers
U
وسیلهای که سوارخ ها را در نوار کاغذ پانچ میکند تا داده را منتقل کند
hopper
U
وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد
hoppers
U
وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد
circuit
U
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
hopple
U
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
feeds
U
وسیلهای که کاغذ و نور را وارد ماشین میکند مثل چاپگر یا دستگاه فتوکپی
drive
U
وسیلهای که دیسک مغناطیسی را می چرخاند و محل نوک خواندن / نوشتن را کنترل میکند
hobbling
U
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbled
U
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobble
U
وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
counter
U
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
drives
U
وسیلهای که دیسک مغناطیسی را می چرخاند و محل نوک خواندن / نوشتن را کنترل میکند
feed
U
وسیلهای که کاغذ و نور را وارد ماشین میکند مثل چاپگر یا دستگاه فتوکپی
device
U
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
devices
U
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
connector
U
در یک شبکه FDDI وسیلهای که روی یک تابلو نصب میشود ویک اتصال است
capacitor
U
وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
voltage
U
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
voltages
U
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com