Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to break a firm
U
ورشکست شدن یک شرکت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
busts
U
ورشکست شدن ورشکست کردن
bust
U
ورشکست شدن ورشکست کردن
busted
U
ورشکست شدن ورشکست کردن
busting
U
ورشکست شدن ورشکست کردن
broke
U
ورشکست
stone broke
U
کاملا ورشکست
fails
U
ورشکست شدن
failed
U
ورشکست شدن
go bankrupt
U
ورشکست شدن
fail
U
ورشکست شدن
to go up
U
ورشکست خوردن
bankrupts
U
ورشکست کردن وشدن
bankrupting
U
ورشکست کردن وشدن
bankrupted
U
ورشکست کردن وشدن
to stop payment
U
درمانده یا ورشکست شدن
bankrupt
U
ورشکست کردن وشدن
smashes
U
پرس کردن ورشکست شدن
smash
U
پرس کردن ورشکست شدن
take a bath
<idiom>
U
ویرانی تجارت ،ورشکست شدن
to declare oneself bankrupt
U
خود را ورشکست اعلان کردن
letterhead
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation
U
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company
U
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company
U
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
international finance corporation
U
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
U
شرکت مادر شرکت مرکزی
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource
U
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless
U
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
house
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
to go to the wall
U
درتنگی یافشارواقع شدن ورشکست شدن
business group
U
شرکت سهامی
[شرکت]
body corporate
U
شرکت شرکت سهامی
army component
U
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
component command
U
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
partnerships
U
شرکت
partnership
U
شرکت
company
U
شرکت
companies
U
شرکت
participation
U
شرکت
associations
U
شرکت
businesses
U
شرکت
business
U
شرکت
consociation
U
شرکت
concern
U
شرکت
concerns
U
شرکت
corporations
U
شرکت
enterprises
U
شرکت
enterprise
U
شرکت
corporation
U
شرکت
association
U
شرکت
EIS
U
ول شرکت
cahoot
U
شرکت
firm
U
شرکت
contributions
U
شرکت
houses
U
شرکت
housed
U
شرکت
contribution
U
شرکت
incorporation
U
شرکت
fellowsh
U
شرکت
house
U
شرکت
handing
U
شرکت
firmer
U
شرکت
hand
U
شرکت
firms
U
شرکت
firmest
U
شرکت
company law
U
قوانین شرکت
participative
U
شرکت کننده
participable
U
شرکت بردار
participable
U
شرکت کردنی
proportional liability partnership
U
شرکت نسبی
cooperative society
U
شرکت تعاونی
corporately
U
بصورت شرکت
corporate appraisal
U
ارزیابی شرکت
private company
U
شرکت خصوصی
commercial firm
U
شرکت تجارتی
private corporation
U
شرکت خصوصی
contribute
U
شرکت کردن
subsidiary
U
شرکت تابعه
subsidiaries
U
شرکت تابعه
society
U
شرکت کمیته
societies
U
شرکت کمیته
commercial company
U
شرکت تجاری
proprietary company
U
شرکت خصوصی
contributes
U
شرکت کردن
cooperative company
U
شرکت تعاونی
contributed
U
شرکت کردن
tandy corporation
U
شرکت Tandy
stand-ins
U
شرکت کردن
stand-in
U
شرکت کردن
cooperative
U
شرکت تعاونی
compulsory partnership
U
شرکت قهری
stand in
U
شرکت کردن
company union
U
اتحادیه شرکت
company secretary
U
منشی شرکت
take a hand at
U
شرکت کردن در
company network
U
شبکه شرکت
company seal
U
مهر شرکت
shipping agent
U
شرکت حمل
shipping company
U
شرکت کشتیرانی
sit out
U
شرکت نداشتن در
stock company
U
شرکت سهامی
mutual company
U
شرکت تعاونی
principals
U
شرکت اصلی
principal
U
شرکت اصلی
subsidiary company
U
شرکت فرعی
partook
U
شرکت کردن
contributing
U
شرکت کردن
participates
U
شرکت کردن
associativity
U
شرکت پذیری
artieles of association
U
شرکت ناور
article of association
U
اساسنامه شرکت
article of a company
U
اساسنامه شرکت
invalidation of company
U
بطلان شرکت
inveluntary partnership
U
شرکت قهری
joint stock
U
شرکت سهامی
joint stock company
U
شرکت سهامی
aiding and abetting
U
شرکت در جرم
affiliated company
U
شرکت وابسته
acting company
U
شرکت عامل
intel corporation
U
شرکت اینتل
associated company
U
شرکت وابسته
house flag
U
پرچم شرکت
holding company
U
شرکت مالک
holding company
U
شرکت مرکزی
go into
U
شرکت کردن در
pall bearer
U
شرکت میکند
giant corporation
U
شرکت بزرگ
general partnership
U
شرکت تضامنی
branch of a company
U
شعبه شرکت
associative
U
شرکت پذیر
insurance company
U
شرکت بیمه
memorandom of association
U
اساسنامه شرکت
memorandum of association
U
اساسنامه شرکت
employer's liability insurance company
U
شرکت بیمه
joint-stock companies
U
شرکت سهامی
private enterprise
U
شرکت خصوصی
parent company
U
شرکت مادر
parent company
U
شرکت اصلی
certificate of incorporation
U
شرکت نامه
champerty
U
شرکت در دعوا
civil partnership
U
شرکت مدنی
dissolution of a company
U
انحلال شرکت
datapro
U
یک شرکت تحقیقاتی
corporativism
U
شرکت گرایی
joint-stock company
U
شرکت سهامی
parcenary
U
شرکت مشاع
microsoft corporation
U
شرکت مایکروسافت
ncr corporation
U
شرکت NCR
electric company
U
شرکت برق
economic unit
U
خانوار شرکت
articles of assosiation
U
اساسنامه شرکت
doctor to the company
U
پزشک شرکت
participating
U
شرکت کننده
dissolution of partner ship
U
فسخ شرکت
winding up of a company
U
انحلال شرکت
corporatism
U
شرکت گرایی
parcenary
U
شرکت در ارث
founders
U
موسس شرکت
corporations
U
شرکت سهامی
corporation
U
شرکت سهامی
share
[in]
U
شرکت
[سهم]
[در]
assists
U
شرکت جستن
assisting
U
شرکت جستن
assisted
U
شرکت جستن
assist
U
شرکت جستن
a stand-alone company
U
یک شرکت مستقل
unity
U
وحدت شرکت
foundering
U
موسس شرکت
foundered
U
موسس شرکت
founder
U
موسس شرکت
businesses
U
شرکت تجاری
business
U
شرکت تجاری
entry
U
شرکت کننده
equity
U
حق صاحبان شرکت
equities
U
حق صاحبان شرکت
partnerships
U
شرکت تضامنی
complicity
U
شرکت در جرم
managers
U
یس بخش در شرکت
manager
U
یس بخش در شرکت
accession
U
شرکت در مالکیت
partnership
U
شرکت تضامنی
liquidation
U
تصفیه شرکت
to take part
[in]
U
شرکت داشتن
[در]
voluntary partnership
U
شرکت اختیاری
contributors
U
شرکت کننده
to play at
U
شرکت کردن در
to sit out
U
شرکت نداشتن در
participants
U
شرکت کننده
sit in on
<idiom>
U
شرکت درجلسه
participant
U
شرکت کننده
play ball with someone
<idiom>
U
شرکت منصفانه
airlines
U
شرکت هواپیمایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com