English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
avocational U وابسته بکار فرعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
portal to portal U وابسته بمدتی که کارگر از درورودی تا شروع بکار صرف مینماید
subspecies U قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass U گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype U بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
stbtitle U عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
sublease U اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
incidents U فرعی
branch line U خط فرعی
minor U فرعی
tributaries U فرعی
extrinsic U فرعی
half deck U پل فرعی
by U فرعی
tributary U فرعی
branch lines U خط فرعی
subsidiary U فرعی
ancillary U فرعی
subsidiaries U فرعی
subaltern U فرعی
subalterns U فرعی
incident U فرعی
inferiors U فرعی
sub dam U سد فرعی
inferior U فرعی
min U فرعی
petty U فرعی
adjuncts U فرعی
secondary U فرعی
by-effect U اثر فرعی
second class U فرعی
fall-out [side effect] U اثر فرعی
succursal U فرعی
accessorial U فرعی
secondary effect U اثر فرعی
spillover effect U اثر فرعی
adjunct U فرعی
lateral U فرعی
derivatives U فرعی
adverse reaction U اثر فرعی
accessory U فرعی
byeffect U اثر فرعی
derivative U فرعی
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
subclass U طبقه فرعی
alternate position U موضع فرعی
floor jack U اهرم فرعی
subdivision U بخش فرعی
quadrantal points U جهات فرعی
subdivisions U بخش فرعی
an off street U کوچه فرعی
jamb-shaft U ستون فرعی
subcultures U فرهنگ فرعی
extension telephone U تلفن فرعی
subagency U نمایندگی فرعی
secondary position U موضع فرعی
lay-shaft U میله فرعی
overtones U صدای فرعی
alternative airfield U فرودگاه فرعی
subclass U شعبه فرعی
accessory U دعوای فرعی
sideway U فرعی از پهلو
secondary markets U بازارهای فرعی
blessed folder U مخزن فرعی
borrowed light U نورگیر فرعی
secondary port U بندر فرعی
bracteole U برگچه فرعی
subsidiary company U شرکت فرعی
affluent U رود فرعی
sidepiece U چیز فرعی
subgenus U جنس فرعی
subgenus U تیره فرعی
subordinating U فرعی پایین تر
episodes U داستان فرعی
bye election U انتخابات فرعی
subfamily U تیره فرعی
by pass U گذرگاه فرعی
by pass U لوله فرعی
subdirectory U فهرست فرعی
radicle U فرعی نازک
underplot U داستان فرعی
subfamily U خانواده فرعی
accessory substances U مواد فرعی
nervus accessorius U عصب فرعی
by lane U کوچه فرعی
accessory nerve U عصب فرعی
by election U انتخابات فرعی
subharmonic U هماهنگ فرعی
bayou U نهرکوچک یا فرعی
backway U جاده فرعی
pseudocarp U میوه فرعی
by work U کار فرعی
by way U راه فرعی
avocation U کار فرعی
stop street U خیابان فرعی
extraneous U تصادفی فرعی
daughter chain U زنجیر فرعی
auxiliary switch U کلید فرعی
auxiliary activity U فعالیت فرعی
slave station U ایستگاه فرعی
by product material U فراورده فرعی
cotype U نوعی فرعی
byname U اسم فرعی
bypath U جاده فرعی
byways U راه فرعی
colonnette U ستون فرعی
byway U راه فرعی
sidetrack U جاده فرعی
subcontracts U قرارداد فرعی
subcontracting U قرارداد فرعی
subcontracted U قرارداد فرعی
subcontract U قرارداد فرعی
sidetracked U جاده فرعی
consequent pole U قطب فرعی
byroad U جاده فرعی
coproduct U محصول فرعی
subordinate clause U جملهوارهی فرعی
second fiddle U شخص فرعی
spur track U جاده فرعی
articulated connecting rod U شاتون فرعی
sub contractor U پیمانکار فرعی
by path U جاده فرعی
diverticulum U جاده فرعی
dixings U ارایشهای فرعی
dog leg U شاخه فرعی
overtone U صدای فرعی
accessory U لوازم فرعی
sub network U شبکه فرعی
walk-on U بازیگر فرعی
sub sector U بخش فرعی
subculture U فرهنگ فرعی
subculture U کشت فرعی
subcultures U کشت فرعی
subordinate clauses U جملهوارهی فرعی
annexe U ساختمان فرعی
extensions U تلفن فرعی
extension U تلفن فرعی
by product U نتیجه فرعی
derived unit U واحد فرعی
by product U محصول فرعی
by product U فراورده فرعی
secondary unit U واحد فرعی
derived units U واحدهای فرعی
derived units U احاد فرعی
sub station U پست فرعی
by-product U محصول فرعی
by-products U محصول فرعی
suborder U راسته فرعی
sideshows U نمایش فرعی
sideshow U نمایش فرعی
intercardinal headings U جهات فرعی
intercardinal points U جهات فرعی
bypass U مسیر فرعی
side effects U اثرات فرعی
rootlet U ریشه فرعی
subsidiary U متمم فرعی
extension U شماره فرعی
tine U شاخ فرعی
subsidiary occupations U مشاغل فرعی
incidental effect U اثر فرعی
incidentals U اقلام فرعی
minor league U لیگ فرعی
side line occupations U مشاغل فرعی
municipal road U راه فرعی
side issue U موضوع فرعی
appendage U دستگاه فرعی
side effect U اثر فرعی
side-effect U اثر فرعی
substation U ایستگاه فرعی
side-effects U اثر فرعی
side issue U مسئله فرعی
side issues U موضوع فرعی
side issues U مسئله فرعی
bypassing U مسیر فرعی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com