Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
machine intelligence
U
هوش ماشین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
calculator
U
ماشین حساب
calculator
U
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
calculators
U
ماشین حساب
calculators
U
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
press
U
ماشین چاپ
press
U
ماشین فشار
presses
U
ماشین چاپ
presses
U
ماشین فشار
source
U
که بعداگ توسط کامپایلر به کد ماشین تبدیل میشود
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
bodies
U
اطاق ماشین جرم سماوی
body
U
اطاق ماشین جرم سماوی
sewer
U
ماشین دوزندگی گندابراه
sewers
U
ماشین دوزندگی گندابراه
card
U
ماشین پرداخت پارچه
cards
U
ماشین پرداخت پارچه
marker
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
alternator
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
mechanical
U
مربوط به ماشین ها
automata
U
نظریه ماشین ها
attachment
U
وسیلهای که به دلیل خاصی به ماشین وصل است
mill
U
ماشین
mills
U
ماشین
scoop
U
ماشین حفاری
scoop
U
پنجه ماشین خاک برداری
scooped
U
ماشین حفاری
scooped
U
پنجه ماشین خاک برداری
scooping
U
ماشین حفاری
scooping
U
پنجه ماشین خاک برداری
scoops
U
ماشین حفاری
scoops
U
پنجه ماشین خاک برداری
binder
U
ماشین خرمن کوب
binders
U
ماشین خرمن کوب
part
U
قط عات کوچک ماشین برای جابجایی قطعهای که شکسته شده یا گم شده است
mesh
U
روش اتصال چند ماشین به هم
meshes
U
روش اتصال چند ماشین به هم
meshing
U
روش اتصال چند ماشین به هم
phone
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoned
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phones
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoning
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
cassette
U
ماشین مبدل سیگنالهای صوتی به نوار مغناطیسی
cassettes
U
ماشین مبدل سیگنالهای صوتی به نوار مغناطیسی
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
machine
U
ماشین
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machine
U
تراشیدن ماشین
machine
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machine
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machined
U
ماشین
machined
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
تراشیدن ماشین
machined
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machined
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machined
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined
U
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machines
U
ماشین
machines
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
U
تراشیدن ماشین
machines
U
دستوری که توسط ماشین تشخیص داده میشود و بخشی از مجموعه دستورات محدود آن است
machines
U
تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
desktop
U
ماشین حساب
throughput
U
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
transparent
U
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparently
U
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
language
U
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language
U
زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
language
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages
U
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
languages
U
زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
languages
U
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
compilation
U
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
compilations
U
ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
monitor
U
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitored
U
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitors
U
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
mechanism
U
ماشین
mechanisms
U
ماشین
scanner
U
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanners
U
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
flexible
U
استفاده از ماشین CNC , ربات یا سایر وسایل خودکار در تولید
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
Teletype
U
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
Teletype
U
با ماشین تحریراز مسافات دورمطالبی تحریرکردن
Teletype
U
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
Teletypes
U
ماشین تحریر خود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
Teletypes
U
با ماشین تحریراز مسافات دورمطالبی تحریرکردن
Teletypes
U
ماشین تحریر راه دور تله تایپ
printing machine
U
ماشین چاپ
printing press
U
ماشین چاپ
Other Matches
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
U
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assembles
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
Jacquard loom
U
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
gin
U
ماشین
runner
U
ماشین چی
runners
U
ماشین چی
motors
U
ماشین
wheel
U
رل ماشین
engine
U
ماشین
apparatus
U
ماشین
wheeling
U
رل ماشین
wheels
U
رل ماشین
plant
U
ماشین
plants
U
ماشین
gins
U
ماشین
automaton
U
ماشین
pressmen
U
ماشین چی
automatons
U
ماشین
pressman
U
ماشین چی
machanist
U
ماشین چی
freeze-up
U
ماشین
motor
U
ماشین
motor-
U
ماشین
motored
U
ماشین
print
U
ماشین کردن
teazle
U
ماشین خارزنی
teazel
U
ماشین خارزنی
typewriter
U
ماشین تحریر
typewriters
U
ماشین تحریر
machine dependent
U
وابسته ماشین
hooters
U
سوت ماشین
three phase machine
U
ماشین سه فازه
machine cycle
U
چرخه ماشین
automaton
U
ماشین خودکار
printed
U
ماشین کردن
hooter
U
سوت ماشین
devils
U
با ماشین خردکردن
auto
U
ماشین سواری
typists
U
ماشین نویس
machine designer
U
طراح ماشین
machine address
U
نشانی ماشین
machine dependent
U
وابسته به ماشین
sunchronous machine
U
ماشین سنکرون
synchronous machine
U
ماشین همگام
synchronous machine
U
ماشین همزمان
machine address
آدرس ماشین
tar spraying machine
U
ماشین قیرپاش
teaching machine
U
ماشین اموزش
devil
U
با ماشین خردکردن
teaching machine
U
ماشین تدریس
prints
U
ماشین کردن
autos
U
ماشین سواری
automatons
U
ماشین خودکار
turing machine
U
ماشین تورینگ
operators
U
متصدی ماشین
ambulance car
U
ماشین تصادفات
analytical engine
U
ماشین تحلیلی
operator
U
متصدی ماشین
comptometer
U
ماشین حساب
arithmometer
U
ماشین حساب
steamer
U
ماشین بخار
steamers
U
ماشین بخار
bumper
U
سپر ماشین
bumpers
U
سپر ماشین
type write
U
ماشین کردن
machine building
U
ماشین سازی
two phase machine
U
ماشین دو فازه
two way machine
U
ماشین دو راهه
machine capacity
U
فرفیت ماشین
type writer
U
ماشین تحرر
machine check
U
برسی ماشین
adding machine
U
ماشین افزایشگر
virtual machine
U
ماشین مجازی
gearing
U
دندههای ماشین
clipper
U
ماشین موزنی
motorway
U
راه ماشین رو
motorways
U
راه ماشین رو
machine based
U
مبتنی بر ماشین
machine builder
U
ماشین ساز
accounting machine
U
ماشین حسابداری
acyclic machine
U
ماشین تک قطب
unipolar machine
U
ماشین تک قطب
trench excavator
U
ماشین حفاری
rotary
U
ماشین چرخنده
motorists
U
ماشین سوار
type writer
U
ماشین تحریر
motorist
U
ماشین سوار
turning machine
U
ماشین تراش
machine operator
U
اپراتور ماشین
tank
U
ماشین سوخت
reaper
U
ماشین درو
reapers
U
ماشین درو
computers
U
ماشین متفکر
computer
U
ماشین الکترونیکی
computer
U
ماشین حساب
computer
U
ماشین متفکر
station wagon
U
ماشین کبریتی
station wagons
U
ماشین کبریتی
paper mill
U
ماشین کاغذسازی
tank
U
باک ماشین
cropper
U
ماشین موزنی
computers
U
ماشین حساب
power shovel
U
ماشین خاک کش
machine operator
U
متصدی ماشین
machine oriented
U
ماشین گرا
chauffeur
U
راننده ماشین
chauffeured
U
راننده ماشین
chauffeuring
U
راننده ماشین
chauffeurs
U
راننده ماشین
planing machine
U
ماشین کندگی
pile driving appartus
U
ماشین شمعکوبی
computers
U
ماشین الکترونیکی
machine run
U
رانش ماشین
open machine
U
ماشین باز
milling machine
U
ماشین تراش
hoods
U
کاپوت ماشین
metal cutting tool
U
ماشین ابزار
machinelike
U
ماشین وار
machinist's mate
U
ماشین کار
machinist's mate
U
ماشین ساز
machine code
U
رمز ماشین
machine code
U
دستورالعملهای ماشین
hood
U
کاپوت ماشین
object machine
U
ماشین مقصود
machine run
U
اجرای ماشین
machine time
U
وقت ماشین
cash registers
U
ماشین صندوقداری
machine word
U
کلمه ماشین
mimeograph
U
ماشین تکثیر
millwright
U
ماشین ساز
cash register
U
ماشین صندوقداری
milling machine
U
ماشین فرز
steam whistle
U
سوت ماشین
machine independent
U
مستقل از ماشین
smart machine
U
ماشین هوشیار
slot drilling machine
U
ماشین سوراخکن
slot drilling machine
U
ماشین مته
six by six
U
ماشین شش چرخه
machine instruction
U
دستورالعمل ماشین
sewing press
U
ماشین کتابدوزی
sequential machine
U
ماشین ترتیبی
automobile
U
ماشین خودرو
machine fault
U
نقص ماشین
knitting machine
U
ماشین کش بافی
knitting machines
U
ماشین کش بافی
steam engine
ماشین بخار
machine equipment
U
تجهیزات ماشین
machine error
U
خطای ماشین
stamper
U
ماشین منگنه
machine fault
U
عیب ماشین
treadle
U
رکاب ماشین
treadles
U
رکاب ماشین
automobiles
U
ماشین خودرو
reaping machine
U
ماشین درو
typing
U
ماشین نویسی
machine learning
U
فراگیری ماشین
punching machine
U
ماشین سوراخکن
machine oil
U
روغن ماشین
machine operating
U
عملکرد ماشین
machine operator
U
کارگردان ماشین
reeling machine
U
ماشین نخ پیچی
adders
U
ماشین جمع
adder
U
ماشین جمع
machine interupption
U
وقفه ماشین
machine language
U
زبان ماشین
buffer
U
ماشین لرزنده
seaming machine
U
ماشین درزگیری
scouring machine
U
ماشین سمباده
scouring machine
U
ماشین سایش
sand dredger
U
ماشین حفار
router
U
ماشین فرز
road transport vehicle
U
ماشین باری
printer machine
U
ماشین چاپ
typist
U
ماشین نویس
ignition switch
U
سویچ ماشین
chess machine
U
ماشین شطرنج
chief engineer
U
مدیر ماشین
ignition generator
U
دینام ماشین
compressors
U
ماشین فشار
compressor
U
ماشین فشار
engine
U
ماشین بخار
ibm computer
U
ماشین حساب ای بی ام
commutating machine
U
ماشین جابجاگری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com