Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
premier
U
هنرپیشه برجسته
premiers
U
هنرپیشه برجسته
premiere
U
هنرپیشه برجسته
premiered
U
هنرپیشه برجسته
premieres
U
هنرپیشه برجسته
premiering
U
هنرپیشه برجسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
alto-rilievo
U
[ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
embossing
U
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
perspective spatial model
U
مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossment
U
نقوش برجسته برجسته کاری
bas relif
U
حجاری ونقوش برجسته برجسته
salience
U
نکته برجسته موضوع برجسته
saliency
U
نکته برجسته موضوع برجسته
supereminent
U
برجسته فوق العاده برجسته
stereoscope
U
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
stereograph
U
نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
thespians
U
هنرپیشه
thespian
U
هنرپیشه
actors
U
هنرپیشه
actor
U
هنرپیشه
repousse
U
برجسته نمایاحکاکی برجسته
an aspiring actress
U
هنرپیشه ای
[زن]
نامجو
playact
U
هنرپیشه شدن
craftsman
U
هنرپیشه صنعت گر
artists
U
هنرپیشه صنعتگر
craftsmen
U
هنرپیشه صنعت گر
artist
U
هنرپیشه صنعتگر
scene stealer
U
هنرپیشه خودنما
audition
U
ازمایش هنرپیشه سامعه
stand in
U
جانشین هنرپیشه شدن
prima ballerinas
U
هنرپیشه اول بالت
stand-ins
U
جانشین هنرپیشه شدن
mimer
U
هنرپیشه مقلد وکمیک
auditioned
U
ازمایش هنرپیشه سامعه
auditioning
U
ازمایش هنرپیشه سامعه
player
U
هنرپیشه بازیکن ورزشی
stand-in
U
جانشین هنرپیشه شدن
prima ballerina
U
هنرپیشه اول بالت
auditions
U
ازمایش هنرپیشه سامعه
comedians
U
هنرپیشه نمایشهای خنده دار
tiring room
U
محل تعویض لباس هنرپیشه
tiring house
U
محل تعویض لباس هنرپیشه
comedian
U
هنرپیشه نمایشهای خنده دار
anaglyph
U
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
leading man
U
هنرپیشه مرد اول نمایش یافیلم سینمایی
mummer
U
هنرپیشه صامت بازیگر نقابدار ایام نوئل
character actor
هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
starring
U
برجسته
crowned
U
برجسته
relievo
U
برجسته
distinguished
U
برجسته
rilievo
U
برجسته
staring
U
برجسته
ridged
U
برجسته
illustrated
U
برجسته
prosilient
U
برجسته
in relief
U
برجسته
kenspeckle
U
برجسته
laureate
U
برجسته
noted
U
برجسته
masterwork
U
برجسته
outstandingly
U
برجسته
outstanding
U
برجسته
eminent
U
برجسته
of d.
U
برجسته
raised
U
برجسته
dominant
U
برجسته
pre eminent
U
برجسته
illustrous
U
برجسته
primes
U
برجسته
striking
U
برجسته
par excellence
U
برجسته
cordon bleu
U
برجسته
mainlining
U
برجسته
mainlines
U
برجسته
salient
U
برجسته
mainlined
U
برجسته
mainline
U
برجسته
illustrious
U
برجسته
prominent
U
برجسته
torose
U
برجسته
strikingly
U
برجسته
overriding
U
برجسته
primed
U
برجسته
pre-eminent
U
برجسته
relief emboss
U
برجسته
stereometric
U
برجسته
stereometric
U
خط برجسته
predominant
U
برجسته
conspicuous
U
برجسته
convex
U
برجسته
prime
U
برجسته
aegicranium
U
آذین برجسته سر
anaglyph
U
حجاری برجسته
in relief
U
بطور برجسته
aegicrane
U
آذین برجسته سر
illustriously
U
برجسته وار
bas relif
U
نقوش برجسته
embossed alphabet
U
الفبای برجسته
high relief
U
نقوش برجسته
affigy
U
تصویر برجسته
bas relif
U
نقش کم برجسته
basso relief
U
برجسته کوتاه
contour map
U
نقشه برجسته
drop shadow
U
سایه برجسته
egregious
U
برجسته نمایان
emboss
U
برجسته کردن
bas-relief
U
برجسته کاری
exaggerated stereoscopy
U
برجسته بین
fash butt welding
U
جوش برجسته
front face
U
سطح برجسته
half relief
U
نیم برجسته
mezzo relief
U
نیم برجسته
anaglyph
U
تزئینات برجسته
to create an image for oneself as somebody
U
برجسته شدن
raised shoulder
U
شانه برجسته
signalize
U
برجسته کردن
relief emboss
U
نقشه برجسته
relief map
U
نقشه برجسته
to make one's mark
U
برجسته شدن
relievo
U
برجسته کاری
stucco relief
U
گچبریهای برجسته
stereoscopics
U
برجسته نمایی
stand out
U
برجسته عالی
stand out
U
برجسته بودن
smatt
U
برجسته زیرکانه
saleint
U
برجسته چشمگیر
signally
U
بطور برجسته
saleintiant
U
برجسته چشمگیر
to put forward
U
برجسته نمودارکردن
projection welding
U
جوش برجسته
laureatel
U
شاعر برجسته
magnific
U
معروف برجسته
stereoscopic
U
برجسته بینی
mezzo rillievo
U
نیم برجسته
stereoscopic
U
برجسته بین
raised figure
طرح برجسته
cordon bleu
U
آدم برجسته
notbility
U
شخص برجسته
palmy
U
برجسته کامیاب
tyupical
U
نوبهای برجسته
topographic map
U
نقشه برجسته
piece de resistance
U
فقره برجسته
to stand out
U
برجسته بودن
salient pole
U
قطب برجسته
humdingers
U
تفوق برجسته
topography
U
برجسته نگاری
bas relief
U
نقش کم برجسته
boss
U
ارباب برجسته
bas relief
U
برجسته کوتاه
personages
U
شخص برجسته
bossed
U
ارباب برجسته
personage
U
شخص برجسته
poet laureate
U
شاعر برجسته
predominantly
U
بطور برجسته
bosses
U
ارباب برجسته
bas-relief
U
برجسته کوتاه
bas-relief
U
نقش کم برجسته
distinguished
U
برجسته مهم
milestone
U
مرحله برجسته
effigies
U
تصویر برجسته
humdinger
U
تفوق برجسته
milestones
U
مرحله برجسته
eminently
U
بطور برجسته
contour
U
نقشه برجسته
effigy
U
تصویر برجسته
bas-reliefs
U
نقش کم برجسته
bas-reliefs
U
برجسته کوتاه
feat
U
کار برجسته
feats
U
کار برجسته
project
U
برجسته بودن
swell
U
برجسته شیک
projected
U
برجسته بودن
embossed
U
برجسته شده
relief
U
برجسته کاری
relief
U
حجاری برجسته
acrography
U
گچ کاری برجسته
leading
U
عمده برجسته
alto relievo
U
برجسته بلند
swelled
U
برجسته شیک
bossing
U
ارباب برجسته
projects
U
برجسته بودن
swells
U
برجسته شیک
stereoscopy
U
سیستم برجسته بینی
person of f.
U
شخص برجسته یا با نفوذ
papillary lines
U
خطهای برجسته انگشتها
snarling
U
بغرنجی برجسته کردن
raised type
U
حروف برجسته برای
banks
U
قسمت برجسته سر پیچ
to bring out in relief
U
برجسته یا روشن کردن
oner
U
شخص یا چیز برجسته
bank
U
قسمت برجسته سر پیچ
relief map
U
نقشه برجسته نما
perspective spatial model
U
مدل برجسته بینی
snarls
U
بغرنجی برجسته کردن
snarl
U
بغرنجی برجسته کردن
stereometric
U
وابسته بترسیمات برجسته
snarled
U
بغرنجی برجسته کردن
stereoscope
U
دستگاه برجسته بین
to stand out in relief
U
برجسته یا روشن بودن
brocade
U
پارچه ابریشمی گل برجسته
stereoscopic pair
U
زوج برجسته بینی
bigwig
U
شخص مهم و برجسته
vectograph
U
عکس برجسته بینی
bigwigs
U
شخص مهم و برجسته
noticeable
U
قابل ملاحضه برجسته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com