Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 252 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
synchroscope
U
همزمان نما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
volley
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
volleyed
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
volleying
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
volleys
U
پرتاب همزمان بمبها توسط هواپیما بمباران شلیک شلیک
burst
U
پیام همزمان ساز رنگ
bursts
U
پیام همزمان ساز رنگ
free
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
freed
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
freeing
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
frees
U
حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
arithmetic
U
عمل ریاضی انجام شده توسط پردازنده همزمان
pack
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
packs
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
overlay
U
ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
overlaying
U
ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
overlays
U
ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
concurrently
U
اجرای همزمان
concurrent
U
همرو همزمان
concurrent
U
همزمان
concurrent
U
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
concurrent
U
نرم افزار سیستم عامل که به چندین برنامه یافعالیت اجازه اجرای همزمان میدهد
concurrent
U
تقریباگ همزمان
concurrence
U
تلاقی دو نیرو در یک خط عملیات نقطه تلاقی همزمان بودن
array
U
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
arrays
U
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
continuous
U
ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
simultaneous
U
باهم واقع شونده همزمان
simultaneous
U
همزمان
simultaneous
U
ارسال داده و کدهای کنترل در دو جهت همزمان .
simultaneous
U
دو یا چند فرآیند که همزمان اجرا شوند
simultaneous
U
آنچه همزمان با چیز دیگری رخ میدهد
sequential
U
نوعی کامپیوتر که باید هر دستورکامل شود پیش از اینکه بعدی شروع شود وبنابراین نمیتواند پردازش همزمان را مدیریت کند
parallel
U
همزمان
parallel
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel
U
که همزمان ارسال شود
parallel
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallel
U
که همزمان ارسال می شوند
parallel
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallel
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallel
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallel
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
paralleled
U
همزمان
paralleled
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleled
U
که همزمان ارسال شود
paralleled
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
paralleled
U
که همزمان ارسال می شوند
paralleled
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleled
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
paralleled
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
paralleled
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
paralleling
U
همزمان
paralleling
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleling
U
که همزمان ارسال شود
paralleling
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
paralleling
U
که همزمان ارسال می شوند
paralleling
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleling
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
paralleling
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
paralleling
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallelled
U
همزمان
parallelled
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelled
U
که همزمان ارسال شود
parallelled
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallelled
U
که همزمان ارسال می شوند
parallelled
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelled
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallelled
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallelled
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallelling
U
همزمان
parallelling
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelling
U
که همزمان ارسال شود
parallelling
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallelling
U
که همزمان ارسال می شوند
parallelling
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelling
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallelling
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallelling
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallels
U
همزمان
parallels
U
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallels
U
که همزمان ارسال شود
parallels
U
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallels
U
که همزمان ارسال می شوند
parallels
U
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallels
U
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallels
U
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallels
U
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
deal
U
قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
deals
U
قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
immediate
U
عملوندی که همزمان با دستور بازیابی میشود.
contemporaries
U
همزمان
contemporary
U
همزمان
duplex
U
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
duplex
U
ارسال داده در دو جهت همزمان
duplex
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplexes
U
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
duplexes
U
ارسال داده در دو جهت همزمان
duplexes
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
tandem
U
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
tandems
U
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
alternate
U
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
Other Matches
processor
U
به صورت همزمان همزمان کار کند
simultaneously
U
همزمان
isochrone
U
همزمان
isochronous
U
همزمان
synchronous
U
همزمان
synchronizer
U
همزمان گر
proportional
U
همزمان
coincidentally
U
همزمان
synchronic
U
همزمان
coincide
U
همزمان بودن
simultaneous extinction
U
خاموشی همزمان
synchronized sweep
U
روبش همزمان
synchronize
U
همزمان کردن
synchronising
U
همزمان کردن
simultaneity
U
همزمانی همزمان
syncheronous communications
U
مخابره همزمان
synchronization
U
همزمان سازی
synchrinized
U
همزمان بودن
synchronic
U
همگاه همزمان
selsyn
U
موتور همزمان
coincided
U
همزمان بودن
coincides
U
همزمان بودن
concurrent training
U
اموزش همزمان
concurrent reinforcement
U
تقویت همزمان
synchronizing
U
همزمان سازی
simultaneous processing
U
پردازش همزمان
concurrent processing
U
پردازش همزمان
concurrent operation
U
عملکرد همزمان
concurrent execution
U
اجرای همزمان
concentred reaction
U
واکنش همزمان
concentred exchange
U
تبادل همزمان
synchronizes
U
همزمان کردن
concurrent validity
U
اعتبار همزمان
coinciding
U
همزمان بودن
synchronised
U
همزمان کردن
synchronises
U
همزمان کردن
concurrent variation
U
تغییر همزمان
concentred elimination
U
حذف همزمان
synchronous device
U
دستگاه همزمان
synchronous admittance
U
گذرایی همزمان
synchronous reactance
U
راکتانس همزمان
synchronous operation
U
عملیات همزمان
synchronous network
U
شبکه همزمان
synchronous motor
U
موتور همزمان
synchronous machine
U
ماشین همزمان
synchronous communication
U
ارتباط همزمان
synchronous impedance
U
ناگذرایی همزمان
synchronous condenser
U
خازن همزمان
synchronous phase advance
U
خازن همزمان
synchronous generator
U
مولد همزمان
synchronous speed
U
سرعت همزمان
synchronous vibrator
U
لرزه گر همزمان
synchronous transmission
U
مخابره همزمان
synchronous transmission
U
انتقال همزمان
synchronous telegraphy
U
تلگراف همزمان
synchronizing pulses
U
ضربههای همزمان سازی
compatability
U
قابلیت کار همزمان
horizontal synchronizing
U
همزمان ساز افقی
binary synchronous communication
U
ارتباطات همزمان دودویی
acoustic synchronizer
U
همزمان ساز صوتی
concurrent program execution
U
اجرای همزمان برنامه
volley fire
U
پرتاب همزمان گلوله ها با هم
two way simultaneous operation
U
عملکرد همزمان دو طرفه
held ball
U
گرفتن همزمان توپ
full duplex
U
پروتکل دوسوی همزمان
concurrent programming
U
برنامه نویسی همزمان
coincident penalty
U
پنالتی همزمان دو تیم
simultaneous input/output
U
ورودی و خروجی همزمان
simultaneous color television
U
تلویزیون رنگی همزمان
synchronizing torque
U
گشتاور پیچشی همزمان
synchronizing signal
U
پیام همزمان ساز
synchronizer
U
دستگاه همزمان کننده
synchronizing separator
U
جداکننده همزمان سازی
synchronises
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronising
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
color sync signal
U
پیام همزمان ساز رنگ
synchronizes
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
bisync
U
synchronouscommunication binaryارتباطات همزمان دودویی
overlap processing
U
اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
synchronizing limiter
U
لامپ مراقب همزمان سازی
mainframe computer
U
مانند تعداد عملوند همزمان
synchronised
U
همزمان شدن با هم مطابق کردن
doubled
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
synchronizes
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
multiple foul
U
خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
petri nets
U
مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
operand
U
عملوند همزمان با دستور بازیابی میشود
synchronises
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
double
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
synchronised
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronising
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronize
U
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
doubled up
U
گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
sdlc
U
Control Link SynchronousData کنترل پیونددادهای همزمان
pseudostereo
U
ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
interleaving
U
به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
isochronal
U
همزمان واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
coresident
U
دو یا چند برنامه که همزمان در حافظه اصلی هستند
Glasgow School
U
[نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
coordination
U
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
multi programming
U
سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
macs
U
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
alternated
U
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
mac
U
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن
alternates
U
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
multitasking
U
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرا دو یا چند برنامه همزمان
packages
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
package
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
multi tasking
U
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
packaged
U
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
chord keying
U
عمل انتخاب دو یا چند کلید همزمان برای انجام کاری
concurrent jurisdiction
U
رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
vectors
U
پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
vector
U
پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
clocking
U
روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
entrymate
U
اسب شرکت کننده همزمان بااسب دیگر برای شرط بندی
secondary
U
کانال دوم که حاوی اطلاعات کنترلی ارسالی همزمان با داده باشد
interleaved
U
بخشی از دو برنامه که جداگانه اجرا می شوند به طوری که به نظر همزمان می آید
demand oxygen system
U
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
spools
U
Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
GOSIP
U
استاندارد دولت آمریکا برای اطمینان از کار همزمان کامپیوترها و سیستمهای ارتباطی
spool
U
Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
diplexer
U
وسیلهای که استفاده از یک انتن را بصورت همزمان یامجزا توسط دو فرستنده ممکن میسازد
electromagnetic wave
U
موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
simultaneity
U
زمانی که CPU و بخشهای ورودی و خروجی کامپیوتر می توانند داده یا کاری را همزمان کنترل کنند
coming in speed
U
حداقل سرعت گردش مگنتوبرای تامین ولتاژ لازم جهت جرقه زدن همزمان تمام شمع ها
coincidence element
U
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence circuit
U
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
transmissions
U
مجموعه خط وط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان اجرا می کنند
transmission
U
مجموعه خط وط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان اجرا می کنند
forms
U
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
formed
U
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form
U
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
buffered computer
U
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
multithread
U
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
real time
U
اجرای چندین کار بلا درنگ همزمان بدون کاهش سرعت اجرای فرایندی
synchronising
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronised
U
همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
desqview
U
نرم افزاری که برای سیستم DOS-MS امکان چند منظوره بودن را فراهم میکند و به بیش از یک برنامه اجازه اجرا همزمان میدهد
coincidence circuit
U
یک مدارالکترونیکی که تنهادرصورت دریافت سیگنال درهمه ورودیها بصورت همزمان یا بسیار نزدیک بهم دارای سیگنال خروجی خواهدبود
race condition
U
حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
divided fire
U
زیر اتش گرفتن چند هدف به طور همزمان تیر پراکنده اتش پراکنده
collision detection
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
CSMA CD
U
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
rs c
U
استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com