Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
delusion of control
U
هذیان کنترل شدگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
eviration
U
هذیان زن شدگی
gelation
U
بسته شدگی سفت شدگی
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
imminution
U
کم شدگی باریک شدگی
delusions
U
هذیان
delirium
U
هذیان
delusion
U
هذیان
delirium tremens
U
هذیان خمری
grandeur delusion
U
هذیان عظمت
religious delusion
U
هذیان دینی
delusion of jealousy
U
هذیان حسادت
delusion of negation
U
هذیان نفی
expansive delusion
U
هذیان عظمت
delusion of grandeur
U
هذیان عظمت
appersonification
U
هذیان همانندی
mazes
U
سرسام هذیان
bizzare delusion
U
هذیان نامانوس
appersonation
U
هذیان همانندی
amentia
U
حالت هذیان
sexual delusion
U
هذیان جنسی
nihilistic delusion
U
هذیان نفی
maze
U
سرسام هذیان
encapsulated delusion
U
هذیان منفک
dt's
U
هذیان الکلی
fragmentary delusion
U
هذیان پراکنده
mignon delusion
U
هذیان می نیون
hallucinous
U
هذیان اور
paranoid delusion
U
هذیان پارانویایی
paraphrenia
U
هذیان زدگی
delusion of poverty
U
هذیان فقر
illuminism
U
هذیان وحی
jimjams
U
هذیان الکلی
delusion of persecution
U
هذیان گزند و اسیب
delire a quatre
U
هذیان چهار نفری
deliriousness
U
هذیان گویی
[روانشناسی]
persecution delusion
U
هذیان گزند و اسیب
delusion of reference
U
هذیان بخود بستن
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
hallucinate
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinated
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinates
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinating
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
paranoia
U
جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
token
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens
U
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic
U
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tasks
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task
U
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt
U
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel
U
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor
U
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time
U
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loop
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives
U
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
looped
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops
U
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control
U
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
U
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron
U
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
U
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
U
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
U
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
U
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl
U
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
U
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
U
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
U
حکم کنترل دستور کنترل
necks
U
نخ شدگی
embeddeness
U
حک شدگی
bottling
U
نخ شدگی
depression
U
کم شدگی
depressions
U
کم شدگی
dostortion
U
کج شدگی
neck
U
نخ شدگی
geniculation
U
خم شدگی
erections
U
شق شدگی
erection
U
شق شدگی
the mast has raked
U
کج شدگی
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
pulverization
U
خرد شدگی
detruncation
U
کوتاه شدگی
desuetude
U
موقوف شدگی
nigrescence
U
سیاه شدگی
necking
U
باریک شدگی
diminution
U
کم شدگی تحقیر
choking
U
اب بند شدگی
occlusion
U
بسته شدگی
occlusion
U
جفت شدگی
puchery
U
جمع شدگی
petrifaction
U
سنگ شدگی
conglomeration
U
گلوه شدگی
conglomerations
U
گلوه شدگی
damnation
U
لعنت شدگی
sclerosis
U
سخت شدگی
pairing
U
جفت شدگی
paralysation
U
فلج شدگی
dilution
U
رقیق شدگی
flocculence
U
قلنبه شدگی
pucker
U
جمع شدگی
invagination
U
غلاف شدگی
gasification
U
تبخیر شدگی
intensification
U
افزون شدگی
depression
U
گود شدگی
hybridization
U
هیبرید شدگی
gelidity
U
بسته شدگی
incalescence
U
گرم شدگی
fading
U
محو شدگی
homogenization
U
هم جنس شدگی
puckered
U
جمع شدگی
congestion
U
جمع شدگی
polarization
U
قطبی شدگی
distotion factor
U
ضریب کج شدگی
puckers
U
جمع شدگی
puckering
U
جمع شدگی
liquescence
U
مایع شدگی
erasure
U
پاک شدگی
removal
U
جدا شدگی
expunction
U
پاک شدگی
narrowing
U
تنگ شدگی
fixedness
U
تثبیت شدگی
flagginess
U
ول شدگی اویختگی
lateral yield
U
له شدگی جانبی
expurgation
U
پاک شدگی
purler
U
پرت شدگی از سر
encrustations
U
دلمه شدگی
shortening
U
کوتاه شدگی
locking
U
قفل شدگی
shrinkage
U
چروک شدگی
coagulation
U
دلمه شدگی
comminution
U
خرد شدگی
concretion
U
سفت شدگی
petrification
U
سنگ شدگی
strobilation
U
باریک شدگی
contractions
U
جمع شدگی
contraction
U
جمع شدگی
blotting
U
پاک شدگی
leakages
U
فاش شدگی
coupling
U
جفت شدگی
bronchocele
U
بزرگ شدگی
scarlet
U
سرخ شدگی
carburization
U
پودر شدگی
turn over
U
واژگون شدگی
acetification
U
ترش شدگی
dispersion
U
پخش شدگی
hardening
U
سفت شدگی
acceptability
U
قبول شدگی
tight coupling
U
جفت شدگی
encrustation
U
دلمه شدگی
leakage
U
فاش شدگی
blotted
U
پاک شدگی
blots
U
پاک شدگی
smelting
U
ذوب شدگی
sprains
U
رگ برگ شدگی
recvrvature
U
دولا شدگی
translocation
U
جابجا شدگی
crookedness
U
انحناء و کج شدگی
scleriasis
U
سفت شدگی
spraining
U
رگ برگ شدگی
sprain
U
رگ برگ شدگی
elongation
U
دراز شدگی
diffusion
U
پخش شدگی
sprained
U
رگ برگ شدگی
offset
U
دوخم شدگی
offsetting
U
دوخم شدگی
depressions
U
گود شدگی
expulsion
U
بیرون شدگی
blot
U
پاک شدگی
expulsions
U
بیرون شدگی
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
gerontomorphosis
U
پیر شدگی نژاد
hepatization
U
سفت شدگی بافته
constrictions
U
فشار تنگ شدگی
accru
U
اجتماع فراهم شدگی
malady
U
فاسد شدگی بیماری
degree of shrinkage
U
ضریب جمع شدگی
maladies
U
فاسد شدگی بیماری
constriction
U
فشار تنگ شدگی
breaking
U
پاره گی قطع شدگی
diffraction broadening
U
پهن شدگی پراشی
yielding
U
تسلیم شدگی فلز
encephalomalacia
U
نرم شدگی مغز
shrink
U
انقباض چوروک شدگی
shrinking
U
انقباض چوروک شدگی
erasure
U
حک جای پاک شدگی
erethism
U
تحریک شدگی زیاد
shrinks
U
انقباض چوروک شدگی
depressions
U
گود شدگی فرودافت
condensation
U
جمع شدگی تکاثف
digression
U
پرت شدگی ازموضوع
depression
U
گود شدگی فرودافت
shrinkage
U
وابست جمع شدگی
edge triggered
U
با رها شدگی لبهای
disseisin
U
محروم شدگی ازتصرف
scleroma
U
سفت شدگی بافتها
sclerosis
U
سفت شدگی بافتها
varicosity
U
گشاد شدگی سیاهرگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com