English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
instinct with force U نیرو یافته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
service peculiar U امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
structured programming U برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
findings U یافته
finding U یافته
generalized U تعمیم یافته
allocated U اختصاص یافته
nee U تولد یافته
porrect U بسط یافته
endrgized U انرژی یافته
due out U خاتمه یافته
abroad U گسترش یافته
mature economy U تکامل یافته
transmissive U انتقال یافته
done U وقوع یافته
extended U تمدید یافته
waney U کاهش یافته
wany U کاهش یافته
awakened U اگاهی یافته
deployed U گسترش یافته
instinct with life U روح یافته
structured U ساخت یافته
past U پایان یافته
downfallen U زوال یافته
full-fledged U تکامل یافته
full fledged U تکامل یافته
glorified U تجلیل یافته
applied <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
appointed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
deployed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
inserted <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
installed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
matched U تطبیق یافته
nascent U پیدایش یافته
expanded U بسط یافته
transferred U انتقال یافته
organized U سازمان یافته
depauperate U تقلیل یافته
linked U پیوند یافته
tuned U وفق یافته
sort merge program U پردازش تعمیم یافته
systematized delusions U هذیانهای نظام یافته
inning U زمین باز یافته
structured walkthroughs U بررسیهای ساخت یافته
finds U چیز یافته مکشوف
generalized routine U روال تعمیم یافته
mature soil U خاک تکامل یافته
redivivus U تولد تازه یافته
structured design U طراحی ساختار یافته
structured english U انگلیسی ساخت یافته
reduced form U فرم تقلیل یافته
reduced mass U جرم کاهش یافته
organizing U بازار سازمان یافته
organize U بازار سازمان یافته
organising U بازار سازمان یافته
mature economy U اقتصاد رشد یافته
organises U بازار سازمان یافته
linked subroutine U زیربرنامه پیوند یافته
organized market U بازار سازمان یافته
find U چیز یافته مکشوف
allopatric U بتنهایی وقوع یافته
extended memory U حافظه توسعه یافته
endarch U از مرکزبخارج امتداد یافته
diminished U [قوس تقلیل یافته]
development system U سیستم توسعه یافته
developed contries U ممالک توسعه یافته
generalized force U نیروی تعمیم یافته
diminished U : تقلیل یافته کاسته
centralized design U طراحی تمرکز یافته
bimanual U بادودست انجام یافته
extended precision U دقت توسعه یافته
formatted display U نمایش شکل یافته
elaborated code U رمز بسط یافته
generalized coordinates U مختصات تعمیم یافته
twice born U تولدتازه روحانی یافته
organizes U بازار سازمان یافته
contd U مخفف ادامه یافته
reborn U تولد تازه یافته
crumblings U فاسد شده زوال یافته
reborn U تغییر حالت روحانی یافته
generalized planning U برنامه ریزی تعمیم یافته
content addressed U نشامی یافته از روی محتوی
human oriented language U زبان ارایش یافته بشری
salvaging U اموال نجات یافته از خطر
ranker U افسر ترفیع یافته افسرصفی
generalized inhibitory potential U پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
less developed countries U کشورهای کمتر توسعه یافته
salvage U اموال نجات یافته از خطر
extended character set U مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
salvaged U اموال نجات یافته از خطر
fully formed character U کاراکتر تمام شکل یافته
salvages U اموال نجات یافته از خطر
extendeo core U حافظه چنبرهای توسعه یافته
ramus U قسمت بر امده واطاله یافته
generalized reinforcer U تقویت کننده تعمیم یافته
generalized function U تابع تعمیم یافته [ریاضی]
the developed world U جهان توسعه یافته [پیشرفته]
regenerate U زندگی تازه و روحانی یافته
structures coding U برنامه نویسی ساخت یافته
regenerated U زندگی تازه و روحانی یافته
structured programming U برنامه نویسی ساخت یافته
regenerates U زندگی تازه و روحانی یافته
regenerating U زندگی تازه و روحانی یافته
completing U خاتمه یافته یا کامل شده
complete U خاتمه یافته یا کامل شده
completes U خاتمه یافته یا کامل شده
completed U خاتمه یافته یا کامل شده
well ordered U بنحو اکمل انجام یافته
Distribution U تابع تعمیم یافته [ریاضی]
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> U ارزان یافته خوار است .
generations U توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
generation U توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
ox man U کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
new born U زاییده شده تازه تولد یافته
newton U محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
deployed U مستقر گسترش یافته در روی زمین
structured flowchart U نمودار گردش کار ساخت یافته
abended U خاتمه یافته بطور غیر عادی
substantiative U بادلیل اثبات شده تجسم یافته
airborne U بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
after image یک کپی از داده که تغییر یافته است.
blasetocyst U جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
developed market economy countries U کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
extending U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extend U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
deformed reinforcing steel U فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
alma mater U مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
ebcdic U کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
extends U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
troop carrier U نیرو بر
vigor U نیرو
line of force U خط نیرو
life blood U نیرو
material U نیرو
letter of attorney U نیرو
vigour U نیرو
thrusts U نیرو
materials U نیرو
thrusting U نیرو
thrust U نیرو
tonus U نیرو
vim U نیرو
tucks U نیرو
powers U نیرو
powering U نیرو
equipotential U هم نیرو
equipollent U هم نیرو
powered U نیرو
power U نیرو
tucking U نیرو
tuck U نیرو
leverage U نیرو
high-powered U پر نیرو
zips U نیرو
energies U نیرو
energy U نیرو
zipping U نیرو
zipped U نیرو
zip U نیرو
PR U نیرو
fibreless U بی نیرو
sapless U بی نیرو
sinewless U بی نیرو
forces U نیرو
puissance U نیرو
gut U نیرو
guts U نیرو
gutting U نیرو
forcing U نیرو
vis U نیرو
loads U نیرو
load U نیرو
force U نیرو
pep U نیرو
blood U نیرو
strength U نیرو
strengths U نیرو
NetView U معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
arrays U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
aeolian soil خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
array U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
acoustic U حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
gametophore U سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
basic plus U نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
coextensive U باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
bandeung ryouic U نیرو- واکنش
lines of force U خطوط نیرو
nervine U نیرو بخش پی
moment of force U گشتاور نیرو
load factor U ضریب نیرو
load spread U انتشار نیرو
mecanical advantage U نیرو دهی
juice up U نیرو و جان به
invigorate U نیرو دادن
application of a force U فرود نیرو
moment of a force U گشتاور یک نیرو
life force U زیست نیرو
on one's/its last legs <idiom> U نیرو وسودمندی
power down U قطع نیرو
power mains U شبکه نیرو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com