Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
interbreed
U
نژادهای مختلف را با هم پیوند کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
polyphyletic
U
از نژادهای مختلف
interracial
U
بین نژادهای مختلف
interrace
U
بین نژادهای مختلف
intermarriage
U
ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
cosmopolis
U
شهر بین المللی مرکز تجمع نژادهای مختلف
phylesis
U
مرحله سیرتکامل وپیدایش نژادهای مختلف جانور وگیاه
decollate
U
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
hydrogen bonding
U
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
semitic peoples
U
نژادهای سامی
coloured
U
نژادهای غیرسفید پوست
colored
U
نژادهای غیرسفید پوست
target discrimination
U
قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
charted
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
chart
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charts
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charting
U
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
fractional
U
اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
systems analysis
U
ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
blocage
U
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
selectable
U
مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
symbiosis
U
همزیستی وتجانس دوموجود مختلف یا دوگروه مختلف باهم
vortex separation
U
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
fdm
U
انتساب عددی با سیگنال مختلف به فرکانسهای مختلف تا سیگنالهای زیادی روی کانال فرستاده شوند
heterogeneous network
U
سیستم ارتباطی تقسیم شده که با کانالهای با نرخ ارسال مختلف و پروتکلهای مختلف کار میکند
spliced
U
پیوند کردن
splicing
U
پیوند کردن
splices
U
پیوند کردن
splice
U
پیوند کردن
interwed
U
باهم پیوند کردن
graft
U
جفت کردن پیوند
grafted
U
جفت کردن پیوند
grafts
U
جفت کردن پیوند
to be untiedin marriage
U
پیوند زناشویی کردن
paint program
U
نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
allocate
U
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocates
U
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocating
U
به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
functions
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functioned
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
estate in common
U
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
bused
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
buses
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busses
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussed
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussing
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bus
U
خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
frequencies
U
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency
U
انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
allogamous
U
مختلف الجنس و مختلف النوع
profiling
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiled
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiles
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profile
U
امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
tree of life
U
درخت زندگی
[این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
ethnography
U
تشریح علمی نژادهای بشراز نظر اداب ورسوم و اختلافاتی که ازاین نقطه نظر با هم دارند
variate
U
مختلف کردن
outcross
U
امیزش کردن دو جنس مختلف با هم
highway
U
خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highways
U
خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
eurybathic
U
قادر به زندگی کردن در اعماق مختلف اب
hunting design
U
طرح شکارگاهی
[این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
intermarries
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
collect transfer
U
بار کردن یک ثبات با بیتها ازمحلهای مختلف
intermarry
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
scatter load
U
بار کردن داده ترتیبی در محلهای مختلف
intermarrying
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
outbreed
U
جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
intermarried
U
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
permutations
U
تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
hue
U
[نقطه جدا کردن رنگ های مختلف از یکدیگر]
permutation
U
تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
compacted
U
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
log
U
وارد کردن داده مشخصات مختلف مثل کلمه رمز
compact
U
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
logs
U
وارد کردن داده مشخصات مختلف مثل کلمه رمز
multiple
U
حاوی قط عات زیاد بودن یا عمل کردن به روشهای مختلف
graph
U
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
paint
U
پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
compacting
U
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacts
U
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
graphs
U
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
paints
U
پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
utility
U
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
filling out
U
[پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
adaptations
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptation
U
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
color code
U
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
networking
U
در یک شهر یا شهرهای مختلف که به آنها امکان ردو بدل کردن اطلاعات میدهد
kernels
U
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
baud rate
U
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
opalite
U
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
baud
U
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
kernel
U
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
star design
U
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
segments
U
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segment
U
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
redliner
U
خصوصیتی در گروه کاری یا نرم افزای کلمه پرداز که امکان رنگی کردن نوشتار متن در جاهای مختلف میدهد
slur
U
پیوند
slurs
U
پیوند
imping
U
پیوند
slurred
U
پیوند
inosculation
U
پیوند رگ ها
grafting
U
پیوند
zonule
U
پیوند
colligation
U
پیوند
ligament
U
پیوند
hyphens
U
پیوند
grafts
U
پیوند
grafted
U
پیوند
consociation
U
پیوند
connexion
U
پیوند
unrelated
U
بی پیوند
hyphen
U
پیوند
ligaments
U
پیوند
graft
U
پیوند
connexions
U
پیوند
connection
U
پیوند
relation
U
پیوند
merging
U
پیوند
strapping
U
پیوند
bonding
U
پیوند
anastomosis
U
پیوند
slurring
U
پیوند
inosculation
U
رگ پیوند
linkage
U
پیوند
link
U
پیوند
linkages
U
پیوند
ligature
U
خط پیوند
transplantation
U
پیوند
syntheses
U
پیوند
associates
U
هم پیوند
bond
U
پیوند
nexus
U
پیوند
associated
U
هم پیوند
synthesis
U
پیوند
associate
U
هم پیوند
associating
U
هم پیوند
graftage
U
پیوند
grafter
U
پیوند زن
bond strength
U
قدرت پیوند
doubly linked
U
با پیوند مضاعف
bonding
U
تشکیل پیوند
tie bar
U
اهن پیوند
data link
U
پیوند داده
bond polarity
U
قطبیت پیوند
dative bond
U
پیوند داتیو
defragmentation
U
پیوند تکه ها
mismarriage
U
پیوند نامناسب
polar bond
U
پیوند قطبی
peptide linkage
U
پیوند پپتیدی
bond order
U
مرتبه پیوند
double bond
U
پیوند دوگانه
graft
U
پیوند گیاه
warm link
U
پیوند گرم
neural bond
U
پیوند عصبی
additives
U
پیوند کد مخابراتی
cold link
U
پیوند دستی
three center bonding
U
پیوند سه مرکزی
bond length
U
طول پیوند
cold link
U
پیوند سرد
additive
U
پیوند کد مخابراتی
grafted
U
پیوند گیاه
anaplasty
U
پیوند کاری
bond distance
U
طول پیوند
chink grafting
U
پیوند غلافی
bond rupture
U
گسیختن پیوند
splicing
U
پیوند زدن
cut splice
U
پیوند میانی
metallic bond
U
پیوند فلزی
peptide bond
U
پیوند پپتیدی
acetylene bond
U
پیوند استیلنی
acetylenic linkage
U
پیوند استیلنی
bond energy
U
انرژی پیوند
acetylene linkage
U
پیوند استیلنی
acetylenic bond
U
پیوند استیلنی
multiple bond
U
پیوند چندگانه
splice
U
پیوند زدن
hyphenate
U
با خط پیوند نوشتن
acetylenic link
U
پیوند استیلنی
associations
U
پیوند ارتباط
mesalliance
U
پیوند ناجور
chink grafting
U
پیوند اسکنهای
spliced
U
پیوند زدن
acetylene link
U
پیوند استیلنی
root graft
U
پیوند ریشهای
bond angle
U
زاویه پیوند
association
U
پیوند ارتباط
splices
U
پیوند زدن
bond moment
U
گشتاور پیوند
link
U
پیوند دادن
splicer
U
پیوند دهنده
hydrogen bond
U
پیوند هیدروژنی
union
U
پیوند وصلت
unions
U
پیوند وصلت
eye splice
U
پیوند چشمی
multivincular
U
بسیار پیوند
linked
U
پیوند یافته
linker
U
پیوند دهنده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com