English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
elementary diagram U نمودار ابتدایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
block diagram U نمودار بلوکی نمودار کلی
beach diagram U طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
initial U ابتدایی
preliminaries U ابتدایی
preliminary U ابتدایی
primo U ابتدایی
elementary U ابتدایی
initialed U ابتدایی
initialing U ابتدایی
initialled U ابتدایی
initialling U ابتدایی
initials U ابتدایی
primitive U ابتدایی
infantile U ابتدایی
primary U ابتدایی
radical U ابتدایی
radicals U ابتدایی
original U ابتدایی
fundamental U ابتدایی
basics U ابتدایی
originals U ابتدایی
elementarily U ابتدایی
basic U ابتدایی
rudimentary U ابتدایی
elementary function U تابع ابتدایی
primitivization U ابتدایی شدن
primitive society U جامعه ابتدایی
elementary gate U دریچه ابتدایی
lower courts U محاکم ابتدایی
initial pressure U فشار ابتدایی
primary education U اموزش ابتدایی
elementary education U اموزش ابتدایی
grammar school U مدرسه ابتدایی
protopathic sensitivity U حساسیت ابتدایی
grammar schools U مدرسه ابتدایی
prime impression U دعوی ابتدایی
prime color U رنگ ابتدایی
rudiment U اولیه ابتدایی
primary position U موضع ابتدایی
primary U ابتدایی مقدماتی
abecedarian U مبتدی ابتدایی
basic requisition number U درخواست ابتدایی
basic training U تعلیمات ابتدایی
grade school U مدرسه ابتدایی
primers U باستانی ابتدایی
graphics U شکل ابتدایی
primer U باستانی ابتدایی
natives U قالب اولی یا ابتدایی
low-tech U دارای فنآوری ابتدایی
prototaxic mode U شیوه ادراکی ابتدایی
prep U مدرسه ابتدایی دبستان
incipience U وضع مقدماتی ابتدایی
initial fire request U درخواست ابتدایی اتش
initial velocity U سرعت ابتدایی توپ
primitive cell U سلول واحد ابتدایی
infrastructure U ساختار یا سرویس ابتدایی
early German history U تاریخ ابتدایی آلمان
high velocity U با سرعت ابتدایی زیاد
incipient U اولیه مرحله ابتدایی
native U قالب اولی یا ابتدایی
incipincy U وضع مقدماتی ابتدایی
muzzle velocity U سرعت ابتدایی توپ
microprocessor U طرح قط عات ابتدایی در CPU
developed muzzle velocity U سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
microprocessors U طرح قط عات ابتدایی در CPU
initiator U چاشنی اولیه خرج ابتدایی
comparative ve U اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
triploblastic U دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
twopenny U کتاب اول ابتدایی بچه ها
primary U اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
skeletal code U برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
basic U حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basics U حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
grader U جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
supercharge U خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با ان بدست می اید
frameworks U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework U ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
preprocess U اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده
maps U رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
escapement U تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
map U رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
cpu U گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
microprogram U مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
nomogram U نمودار
graph U نمودار
network U نمودار
networks U نمودار
diagram U نمودار
graphs U نمودار
charts U نمودار
plot U نمودار
plots U نمودار
plotted U نمودار
x y graph U نمودار x-y
indicator U نمودار
diagrams U نمودار
venn diagram U نمودار ون
chart U نمودار
h r diagram U نمودار اچ . ار
alignment chart U نمودار
conspectus U نمودار
charted U نمودار
charting U نمودار
abac U نمودار
germ layer U یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
execute U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
gastraea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
executed U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
primitive U تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
self- U سیستمی که معمولاگ در هنگام شروع بررسیهای ابتدایی را انجام میدهد
executes U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
executing U دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
gastrea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
correlation diagram U نمودار همبستگی
gantt chart U نمودار گانت
interconnection of diagram U نمودار اتصال
creep curve U نمودار خزش
frequency graph U نمودار بسامد
block diagram U نمودار کندهای
frequency diagram U نمودار بسامد
barchart U نمودار میلهای
organization chart U نمودار سازمانی
graphics U فن استعمال نمودار
histogram U نمودار ستونی
block diagram U نمودار بلوکی
organization scheme U نمودار سازمانی
circle graph U نمودار دایرهای
column graph U نمودار ستونی
grid chart U نمودار شبکهای
free body diagram U نمودار ایستایی
cumulative record U نمودار تراکمی
network chart U نمودار شبکه
diagrammatically U استفاده از نمودار
dual y axis graph U نمودار با دو محور y
flow diagram U نمودار گردشی
electrical schematic U نمودار الکتریکی
logic diagram U نمودار منطقی
field form U نمودار میدان
equilibrtum diagram U نمودار تعادل
nomogram U نمودار محاسباتی
flow diagram U نمودار جریان
current graph U نمودار فعلی
nomograph U نمودار محاسباتی
line chart U نمودار خطی
line graph U نمودار خطی
detail diagram U نمودار جزئیات
load diagram U نمودار بار
logarithmic graph U نمودار لگاریتمی
flow sheet U نمودار جریان
expectancy chart U نمودار انتظار
stress curve U نمودار تنش
structure chart U نمودار ساختار
Venn diagram نمودار ون [ریاضی]
block diagram U نمودار کلی
system chart U نمودار سیستم
to make a U نمودار کردن
profile chart U نمودار نیمرخ
IHS U نمودار مسیح
slopes U شیب نمودار
sloped U شیب نمودار
state diagram U نمودار حالات
set up digram U نمودار برپایی
graphic U نمودار مقیاس
scatter diagram U نمودار پراکندگی
schemata U خلاصه نمودار
schema U خلاصه نمودار
scatter program U نمودار پراکنده
rieke diagram U نمودار ریکه
psychograph U نمودار روانی
diagrammatic U به شکل نمودار
scattergram U نمودار پراکندگی
scatterplot U نمودار پراکندگی
schematic diagram U نمودار اجمالی
slope U شیب نمودار
pie chart U نمودار کلوچهای
picture graph U نمودار تصویری
pictograph U نمودار تصویری
vector diagram U نمودار برداری
x y chart U نمودار مختصاتی
bar chart U نمودار میلهای
phase diagram U نمودار فاز
bar diagram U نمودار میلهای
arrow diagram U نمودار برداری
area graph U نمودار ناحیهای
Venn's diagram U نمودار ون [ریاضی]
activity chart U نمودار فعالیت
potential diagram U نمودار پتانسیل
transition diagram U نمودار گذارها
tree diagram U نمودار درخت
pie graph U نمودار گرد
pie graph U نمودار مدور
area chart U نمودار مساحت
bar graph U نمودار میلهای
hypervelocity U سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
limit velocity U حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
rates U بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
interludes U تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
interlude U تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
rate U بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
NetBIOS U که به برنامههای کاربردی امکان انجام عملیات ابتدایی روی شبکه میدهد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com