Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
floor plan
U
نقشه اشکوب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
stage
U
اشکوب
floors
U
اشکوب
floored
U
اشکوب
floor
U
اشکوب
low-rise
U
کم اشکوب
stages
U
اشکوب
to go up one pair of stairs
U
یک اشکوب
storey=story
U
اشکوب
storeys
U
اشکوب
stratum
U
اشکوب
stair well
U
اشکوب
storey
U
اشکوب
story=storey
U
اشکوب
stories
U
اشکوب
line route map
U
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
docking plan
U
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
the second storey
U
اشکوب دوم
upper floor
U
اشکوب بالایی
the upper storey
U
اشکوب بالا
lower floor
U
اشکوب زیرین
mezzanine
U
اشکوب کوتاه
mezzanine
U
نیم اشکوب
floor space
U
فضای اشکوب
mezzanines
U
اشکوب کوتاه
mezzanines
U
نیم اشکوب
cartographer
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
cartographers
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
hyetography
U
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
control map
U
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
story
U
اشکوب داستان گفتن
basement storey
U
اشکوب زیر زمین
ground floor
U
اشکوب همکف زمین
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
topographic map
U
نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
Anisian
U
اشکوب آنیزین
[زمین شناسی ]
Anisic
U
اشکوب آنیزین
[زمین شناسی ]
stage
U
مرحله دار شدن اشکوب
stages
U
مرحله دار شدن اشکوب
mezzanine
U
نیم اشکوب که میان دو طبقه ساختمان واقع باشد
mezzanines
U
نیم اشکوب که میان دو طبقه ساختمان واقع باشد
storage map
U
نقشه انباره نقشه انبارش
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
map sheet
U
شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
vignetting
U
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
spandrel
U
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
computer aided design and drafting
U
طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
grid navigation
U
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
polar stereographic
U
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane
U
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
designs
U
نقشه
plotted
U
نقشه
scheme
U
نقشه
schemed
U
نقشه
mounted map
U
نقشه
draftsmen
U
نقشه کش
draughtsman
U
نقشه کش
draughtsmen
U
نقشه کش
maps
U
نقشه
cartograph
U
نقشه
plan view
U
نقشه کف
plot
U
نقشه
plots
U
نقشه
planless
U
بی نقشه
charting
U
نقشه
rambling
U
بی نقشه
cartographers
U
نقشه کش
charts
U
نقشه
schemes
U
نقشه
plat
U
نقشه
visual aid
U
نقشه
plotless
U
بی نقشه
drawing
U
نقشه
drawings
U
نقشه
charted
U
نقشه
cartographer
U
نقشه کش
chart
U
نقشه
designer
U
نقشه کش
designers
U
نقشه کش
project
U
نقشه
programs
U
نقشه
program
U
نقشه
plan
U
نقشه
model
U
نقشه
draftsman
U
نقشه کش
projects
U
نقشه
models
U
نقشه
tracer
U
نقشه کش
modelled
U
نقشه
projected
U
نقشه
modeled
U
نقشه
map maker
U
نقشه کش
map
U
نقشه
tracers
U
نقشه کش
outlined
U
نقشه
design
U
نقشه
plans
U
نقشه کف
outlines
U
نقشه
outlining
U
نقشه
plan
U
نقشه کف
plans
U
نقشه
planners
U
نقشه کش
outline
U
نقشه
planner
U
نقشه کش
abbazzo
U
طرح نقشه
surveyors
U
نقشه بردار
general plan
U
نقشه کلی
general plan
U
نقشه عمومی
ground plan
U
نقشه مسطحه
land surveyor
U
نقشه بردار
geographic map
U
نقشه جغرافیایی
map chart
U
نقشه مسطح
ground plans
U
نقشه مسطحه
land surveying
U
نقشه برداری
surveyor
U
نقشه بردار
star chart
U
نقشه ستارگان
isohyetal map
U
نقشه هم بارش
hydrographic chart
U
نقشه دریایی
hyerograph
U
نقشه بارندگی
index map
U
نقشه عکسی
interconnection scheme
U
نقشه ی اتصال
index map
U
نقشه راهنما
indifference map
U
نقشه بی تفاوتی
stereotaxic atlas
U
نقشه مغز
storage map
U
نقشه حافظه
hook up
U
نقشه اویزان
interchart
U
در روی نقشه
interchart
U
در داخل نقشه
karnaugh map
U
نقشه کارنو
draughtsmanship
U
نقشه کشی
site plan
U
نقشه جایگاه
land map
U
نقشه جغرافیایی
site plan
U
نقشه محل
topography
U
نقشه برداری
insets
U
نقشه فرعی
key plan
U
نقشه راهنما
nautical chart
U
نقشه دریایی
hydrographic
U
نقشه اب نگاری
inset
U
نقشه فرعی
inset
U
نقشه تکمیلی
situation map
U
نقشه وضعیت
insets
U
نقشه تکمیلی
chart series
U
سری نقشه ها
bleeding edge
U
حاشیه نقشه
planimetric
U
نقشه پلانیمتری
bi margin format
U
نقشه دو حاشیهای
mercator chart
U
نقشه مرکاتور
memory mapping
U
نقشه حافظه
constant helm plan
U
نقشه زیگزاگ
planless economy
U
اقتصاد بی نقشه
contour map
U
نقشه برجسته
planned chart
U
نقشه کروکی
memory map
U
نقشه حافظه
battle pin
U
سنجاق نقشه
battle map
U
نقشه جنگی
control map
U
نقشه مادر
pictomap
U
نقشه عکسی
part plan
U
نقشه جزیی
cognitive map
U
نقشه شناختی
chart desk
U
میز نقشه
chartography
U
ترسیم نقشه
chartography
U
نقشه کشی
my cake is dough
U
نقشه ام باطل شد
nautical chart
U
نقشه دریانوردی
operation map
U
نقشه عملیاتی
operation map
U
نقشه عملیات
cadastral map
U
نقشه ثبتی
cadastral map
U
نقشه استراتژیکی
original map
U
نقشه اصلی
original map
U
نقشه مادر
brodmann's map
U
نقشه برودمن
mapwise
U
نقشه وار
construction drowling
U
نقشه کارگاهی
relief emboss
U
نقشه برجسته
relief map
U
نقشه برجسته
rescale
U
نقشه کشیدن
schematic diagram
U
نقشه رادیو
plat
U
نقشه مسطحه
map orientation
U
توجیه نقشه
scheme of life
U
نقشه زندگی
map margin
U
کناره نقشه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com