English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibe U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibing U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibed U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
to flounce U حرکت تند و ناگهانی کردن
twitch grass U تکان ناگهانی ناگهان کشیدن
slap down U ناگهان توقیف کردن
make off U ناگهان ترک کردن
snub cable U ناگهان ترمز کردن
an abrupt departure U حرکت ناگهانی
twitched U حرکت یا کشش ناگهانی
twitching U حرکت یا کشش ناگهانی
twitches U حرکت یا کشش ناگهانی
twitch U حرکت یا کشش ناگهانی
flounces U حرکت تند و ناگهانی
flounce U حرکت تند و ناگهانی
flounced U حرکت تند و ناگهانی
flouncing U حرکت تند و ناگهانی
incidents U ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
jilted U ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilting U ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
incident U ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
jilt U ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilts U ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
nose dive U ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
lunged U حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunging U حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunge U حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunges U حرکت ناگهانی بدن به جلو
to abscond [from] <idiom> U ناگهان ترک کردن [در رفتن ] [اصطلاح مجازی]
precipitate U سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitates U سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
to pounce upon a bird U ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
precipitating U سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
lash vi U باریدن تکان ناگهان بخودامدن تصادم کردن
precipitated U سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
zaps U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped U حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
to pounce on somebody U به کسی ناگهان جستن [و حمله کردن ] [مانند جانور شکارگر]
ground loop U تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
to jink [colloquial] [British English] U در دویدن [راه رفتن] [رانندگی کردن] ناگهان مسیر را تغییر دادن
nosediving U افت ناگهانی کردن
nosedives U افت ناگهانی کردن
nosedive U افت ناگهانی کردن
nosedived U افت ناگهانی کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
swings U هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
swing U هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
to feel a pang of jealousy U ناگهانی احساس حسادت کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
to be touched [hit] by a pang of regret U ناگهانی احساس پشیمانی [افسوس] کردن
shock action U غافلگیری حمله ناگهانی غافلگیر کردن دشمن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
lunged U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
mush U افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
behave U سلوک کردن حرکت کردن
behaved U سلوک کردن حرکت کردن
behaving U سلوک کردن حرکت کردن
behaves U سلوک کردن حرکت کردن
get off U حرکت کردن عزیمت کردن
trek U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
treks U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekking U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
ambivalence U توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive U شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
twitch grass U کشش حرکت یا کشش ناگهانی
to bear oneself U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
move U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
plotted U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
trail U بدنبال حرکت کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
range U سیر و حرکت کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
make leeway U حرکت پهلویی کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
lug U سنگین حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
streaking U بسرعت حرکت کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
underway U در حال حرکت کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
flurry U اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries U اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
pluck U عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucking U عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucked U عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucks U عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
criss-crossing U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crosses U بهطور متقاطع حرکت کردن
ripples U بطور موجی حرکت کردن
skipped U رقص کنان حرکت کردن
criss-crossed U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-cross U بهطور متقاطع حرکت کردن
fudge U فریفتن اهسته حرکت کردن
cannonball U سریع السیر حرکت کردن
move U حرکت کردن تکان خوردن
ambulate U حرکت کردن درحرکت بودن
rippling U بطور موجی حرکت کردن
To move backwards and forwards. U عقب وجلو حرکت کردن
belts U باشدت حرکت یا عمل کردن
skips U رقص کنان حرکت کردن
maneuver U حرکت جنگی مانور کردن
belted U باشدت حرکت یا عمل کردن
freewheels U با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheeled U با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheel U با ازادی حرکت وجنبش کردن
leapfrog U باجست وخیز حرکت کردن
troupes U بصورت دسته حرکت کردن
troupe U بصورت دسته حرکت کردن
depart U روانه شدن حرکت کردن
departing U روانه شدن حرکت کردن
choking U مسدود کردن از حرکت بازداشتن
departs U روانه شدن حرکت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com