English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
check in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check-ins U نام نویسی کردن مراسم ورود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
i/o U دستور برنامه نویسی کامپیوتری که امکان ورود یا خروج داده از پردازنده را میدهد
input U دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
inputted U دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
To perform the marriage ceremony. U مراسم عقد راجاری کردن
swear in U با مراسم تحلیف وارد کردن
burials U زیر خاک کردن مراسم تدفین کفن و دفن
burial U زیر خاک کردن مراسم تدفین کفن و دفن
attach U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
hail U اعلام ورود کردن
hails U اعلام ورود کردن
hailing U اعلام ورود کردن
hailed U اعلام ورود کردن
to announce one's arrival U ورود خود را اعلام کردن
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
to take off one U رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
pascal U زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure U زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography U مختصر نویسی کوتاه نویسی
to register [with a body] U اسم نویسی کردن [خود را معرفی کردن] [در اداره ای] [اصطلاح رسمی]
modula U زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming U برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
to enroll [American English] U خود را اسم نویسی کردن [ثبت نام کردن ]
to sign up U قراردادی را امضا کردن [اسم نویسی کردن]
endorsed U فهر نویسی کردن
entered U نام نویسی کردن
endorses U فهر نویسی کردن
endorsed U پشت نویسی کردن
endorse U فهر نویسی کردن
endorse U پشت نویسی کردن
indorsation U پشت نویسی کردن
indorse U پشت نویسی کردن
indorse U فهر نویسی کردن
impanel U نام نویسی کردن
matriculate U نام نویسی کردن
endorsing U پشت نویسی کردن
register U اسم نویسی کردن
enlist U نام نویسی کردن
registering U اسم نویسی کردن
registers U اسم نویسی کردن
enters U نام نویسی کردن
enlisting U نام نویسی کردن
type write U ماشین نویسی کردن
enlists U نام نویسی کردن
endorses U پشت نویسی کردن
back U پشت نویسی کردن
enter U نام نویسی کردن
enlistments U نام نویسی کردن
matriculated U نام نویسی کردن
matriculates U نام نویسی کردن
to take notes of U خلاصه نویسی کردن از
matriculating U نام نویسی کردن
endorsing U فهر نویسی کردن
enroll U اسم نویسی کردن
enlistment U نام نویسی کردن
backs U پشت نویسی کردن
forth U نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
to register U نام نویسی کردن [ثبت کردن ]
underwrote U پذیره نویسی صادر کردن
subscribing U پذیره نویسی کردن سهام
to check in U نام نویسی کردن [هتل]
underwrite U پذیره نویسی صادر کردن
underwriting U پذیره نویسی صادر کردن
recruitment U تجدیدنیرو نام نویسی کردن
underwritten U پذیره نویسی صادر کردن
subscribe U پذیره نویسی کردن سهام
subscribed U پذیره نویسی کردن سهام
underwrites U پذیره نویسی صادر کردن
subscribes U پذیره نویسی کردن سهام
to sign on U برای سربازی اسم نویسی کردن
underwrite policy U بیمه نامه را فهر نویسی کردن
pamphleteer U جزوه نویس رساله نویسی کردن
to enrol somebody at a school U کسی را در آموزشگاه ای نام نویسی کردن
pamphleteers U جزوه نویس رساله نویسی کردن
to enrol somebody U کسی را نام نویسی کردن [ثبت نام کردن] [درفهرست وارد کردن]
c U رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
matriculate U در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
to enrol [oneself] for a course U خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
matriculates U در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculating U در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculated U در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
ceremony U مراسم
ceremonies U مراسم
rituals U مراسم
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
zeros U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zero U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeroes U پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
pageant U مراسم مجلل
pageants U مراسم مجلل
morning parade U مراسم صبحگاه
goblet U جام [در مراسم]
exequies U مراسم تدفین
chalice U جام [در مراسم]
funerals U مراسم دفن
ceremonies U مراسم نظامی
funeral U مراسم دفن
ceremony U مراسم نظامی
burial service U مراسم دفن
sacramental U وابسته به مراسم مذهبی
calebrate U بجا اوردن مراسم
massing U مراسم عشاء ربانی
masses U مراسم عشاء ربانی
Commemoration services were held . U مراسم یاد بودانجام شد
goblet U گیلاس شراب [در مراسم]
karma U سرنوشت مراسم دینی
mass U مراسم عشاء ربانی
rite U مراسم تشریفات مذهبی
funeral U مراسم تشییع جنازه
funerals U مراسم تشییع جنازه
chalice U گیلاس شراب [در مراسم]
general muster U مراسم اجتماعی عمومی
dock receipt U قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
solemnity U ایین تشریفات مراسم سنگین
personal salute U مراسم سلام افراد برجسته
funerary U وابسته به مراسم تشییع جنازه
betroth U مراسم نامزدی بعمل اوردن
side honors U مراسم ادای احترام در میزپاس
christening U مراسم تعمید ونامگذاری بچه
modular programming U برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
guard mount U مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
events to mark the Day of German Unity U مراسم به مناسبت روز یگانگی آلمان
last rites U مراسم دفن و کفن و دعای ختم
directive U دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directives U دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
communicant U اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
sacramentalism U اعتقاد به پیروی از مراسم دینی جهت رستگاری
taperer U حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
communicants U اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
The ceremony concluded with the recital of an apropos poem. U مراسم با تلاوت شعر شایسته به پایان رسید.
Langhing is improper at a funeral. U خندیدن در مراسم تدفین کار صحیحی نیست
setl U زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
accolade U سختی مراسم اعطای منصب شوالیه یا سلحشوری و یاشهسواری
last rites U مراسم مذهبی که کمی پیش از مرگ انجام میشود
blessed sacrament U مراسم عشاء ربانی که با نان وشراب برگزار میشود
accolades U سختی مراسم اعطای منصب شوالیه یا سلحشوری و یاشهسواری
bar mitzvahs U پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
bar mitzvah U پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
yule log U کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
apl U یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
funeral home U محلی که دران مرده را جهت انجام مراسم تدفین یا سوزاندن اماده میکنند
pl/m U زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
automatic programming U روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
enlist U اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
enlisting U اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
enlists U اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
remote job entry U وارد کردن کار از راه دور ورود برنامه از راه دور
altar-rail U [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
report program generator U زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
compiling U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
appulse U ورود
entranced U ورود
importation U ورود
accession U ورود
air inclusion U ورود هوا
entrance U ورود
re-entry U ورود
entrance fees U حق ورود
induction U ورود
entree U ورود
inductions U ورود
arrival U ورود
admitance U ورود
arrivals U ورود
entrance fee U حق ورود
re entry U ورود
ingress U ورود
ingression U ورود
inning U ورود
introgression U ورود
introit U ورود
arr U ورود
entry U ورود
infare U ورود
imported U ورود
right of entry U حق ورود
entrancing U ورود
entrances U ورود
importing U ورود
import U ورود
exequy U مراسم تشییع جنازه مشایعت کنندگان جنازه مجلس ترحیم
automatic coding U برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
inlet U ورود دخول
importing U مفهوم ورود
inlets U ورود دخول
data import U ورود داده
reebtry U ورود مجدد
homecoming U ورود بخانه
data insertion U ورود داده ها
cost to entry U هزینه ورود
token U اجازه ورود
arrival rate U نرخ ورود
imported U مفهوم ورود
token U بلیط ورود
capital inflow U ورود سرمایه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com