Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
psychological moment
U
موقعی که از لحاظ روان شناسی مقتضی برای کارکردن باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
psychologically
U
از لحاظ روان شناسی ازروی روان شناسی
immunogenetics
U
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
mineralogically
U
از لحاظ کان شناسی
therapeutically
U
از لحاظ درمان شناسی
geologically
U
از لحاظ زمین شناسی
wood craft
U
جنگل شناسی از لحاظ شکار
geologize
U
در زمین شناسی کارکردن
do while
U
یک دستور برنامه نویسی زبان سطح بالا که تا موقعی که شرایط معینی وجود داشته باشد دستورالعملهای حلقهای را اجرا میکند
quatrefoil
U
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
psychologt
U
روان شناسی
psychology
U
روان شناسی
psychics
U
روان شناسی
gone amok
U
جنون آنی
[روان شناسی]
running amok
U
جنون آنی
[روان شناسی]
amuck
U
جنون آنی
[روان شناسی]
amok
U
جنون آنی
[روان شناسی]
when occasion serves
U
هر وقت اقتضا کند هر وقت مقتضی باشد
amuck
U
جنون آدم کشی
[روان شناسی]
running amok
U
جنون آدم کشی
[روان شناسی]
gone amok
U
جنون آدم کشی
[روان شناسی]
amok
U
جنون آدم کشی
[روان شناسی]
fit to work
U
اماده برای کارکردن
person running amok
U
فرد دچار جنون آدم کشی
[روان شناسی]
frenzied attacker
U
فرد دچار جنون آدم کشی
[روان شناسی]
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
psychophysics
U
علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
reliability
U
توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیارموثروبدون خطا
reliability
U
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
failure safety
U
[توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
faulted
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
fault
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
faults
U
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
to work with a will
U
بامیل کارکردن با شوق وذوق کارکردن
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
opens
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
open
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
opened
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
offensive weapon
U
در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند
compatibility
U
توانایی دونرم افزار یا سخت افزار برای کارکردن باهم
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
technical
U
وسیله تکنیکی به کاربر برای شرح نحوه استفاده از نرم افزار یا سخت افزار یا علت عدم کارکردن آن
charge
U
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges
U
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
when
U
موقعی که
somewhen
U
یک موقعی
the time arrives that
U
موقعی می رسدکه
impertinence
U
نابهنگامی بی موقعی
times
U
زمانی موقعی
time
U
زمانی موقعی
impertinency
U
نابهنگامی بی موقعی
timed
U
زمانی موقعی
How can you ask?
U
این باید واضح باشد برای تو
interlunar
U
موقعی که ماه نامریی است
when does the bill fall due ?
U
سررسید برات چه موقعی است
interlunary
U
موقعی که ماه نامریی است
to have stood the test of time
U
برای مدت زیاد دوام آورده باشد
It is yours for keeps .
U
این برای همیشه پیش خودت باشد
emptier
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
pestiferously
U
چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
emptiest
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empties
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
grilse
U
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
emptied
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empty
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
convoys
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
unilateral contract
U
پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
limit state of failure
U
حالت حدی که برای ان حداکثرفرفیت باربری حاصل شده باشد
liberty civil
U
ازادیی که محدود باشد بوضع قوانین برای اسایش مردم
convoy
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
oestrual
U
در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
middleware
U
نرم افزار سیستم که برای کاربر خاص طراحی شده باشد
input/output
U
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
analysis
U
بررسی یک فرآیند یا سیستم برای اینکه آیا میتواند کاراتر باشد
to suggest it is appropriate to do so
[matter]
U
پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد
[چیزی ]
Mahogany was once abundant
[prolific]
in the tropical forests.
U
یک موقعی چوب ماهون در جنگل های استوایی فراوان بود.
hanger
U
اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hangers
U
اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
mediums
U
هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
medium
U
هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
adc
U
وسیله مبدل ورودی آنالوگ به خروجی دیجیتال که قابل فهم برای کامپیوتر باشد
MIDI setup map
U
فایلی که حاوی تمام داده مورد نیاز برای بیان تنظیم MIDI Mapper باشد
cards
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
card
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
multisync monitor
U
صفحه نمایش که حاوی قفل امنیتی برای فرکانس اسکن هر نوع کارت گرافیکی باشد
estoppel
U
اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
tactile
U
صفحه کلیدی که حاوی نشانههای مخصصوص برای انتخاب کلید باشد مثل ایجاد صدا
appropriating
U
مقتضی
requisitioned
U
مقتضی
requisitioning
U
مقتضی
requisitions
U
مقتضی
appropriate
U
مقتضی
suitable
U
مقتضی
necessity
U
مقتضی
requisition
U
مقتضی
appropriated
U
مقتضی
material
U
مقتضی
expedients
U
مقتضی
appropriates
U
مقتضی
pertinent
U
مقتضی
materials
U
مقتضی
expedient
U
مقتضی
useful
<adj.>
U
مقتضی
appropriate
<adj.>
U
مقتضی
adequate
<adj.>
U
مقتضی
expedient
<adj.>
U
مقتضی
due
U
مقتضی
exigencies
U
مقتضی
exigible
U
مقتضی
exigency
U
مقتضی
requirement
U
مقتضی
advisable
U
مقتضی
control column
U
فرمانی برای کنترل حرکت هواپیما حول محور طولی وعرضی که میتواند بصورت میله یا رل باشد
to deesm a
U
مقتضی دانستن
appropriate action
U
اقدام مقتضی
inadvisable
U
غیر مقتضی
felicitous
U
مناسب مقتضی
inappropriate
U
غیر مقتضی
just
U
مقتضی بجا
pertinently
U
بطور مقتضی
inexpedient
U
غیر مقتضی
infelicitous
U
غیر مقتضی
proper
U
مخصوص مقتضی
meets
U
مقتضی تقاطع
meet
U
مقتضی تقاطع
transylvania
U
فرش ترانسیلوانیا
[ریشه اصلی آن مربوط به ترکیه می باشد که بیشتر برای کلیساهای رومانی و مجارستان بافته شده.]
record
U
برنامهای که رکوردها را نگه می داردو میتواند به انها دستیابی داشته باشد و برای تامین اطلاعات پردازش کند
pooler
U
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
appropriately
U
بمناسبت بطور مقتضی
by fits and starts
U
مقتضی صلاحیت دار
pro renata
U
لدی الاقتضا مقتضی
due
U
واجب الاداء مقتضی
it is inadvisable to say that
U
گفتن ان مقتضی نیست
verbal note
U
شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
machine address
U
نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
data interchange format
U
استانداردی در میان سازندگان نرم افزار که اجازه میدهدتا داده از یک برنامه برای برنامههای دیگر قابل دسترس باشد
texts
U
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
text
U
فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
recode
U
کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
snd
U
مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایل که حاوی داده صوتی دیجیتال باشد
insinuative smile
U
لبخندی که برای خود شیرینی یا خود جا کنی باشد
entomology
U
حشره شناسی
[حشره شناسی]
[جانور شناسی]
[رشته دانشگاهی]
graphics
U
تصاویر یا خط وطی که قابل رسم روی کاغذ یا صفحه نمایش باشد برای نمایش اطلاعات
with a view to
U
از لحاظ
with the view of
U
از لحاظ
for purposes of
U
از لحاظ
every way
U
از هر لحاظ
viewpoint
U
لحاظ
points of view
U
لحاظ
viewpoints
U
لحاظ
in the light of
U
از لحاظ
perspectives
U
لحاظ
perspective
U
لحاظ
point of view
U
لحاظ
style sheet
U
الگویی که برای تولید خودکار نحوه یا نوع یک متن مثل روش کار , کتاب , برنامه ,... از پیش فرمت و قالب بندی شده باشد
MMI
U
سخت افزار و نرم افزار طراحی شده برای اینکه کاربر راحت تر با ماشین ارتباط داشته باشد
a closed mouth catches no flies
<proverb>
U
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
juridically
U
از لحاظ حقوقی
morbid anatomy
U
از لحاظ ناخوشی
sexually
U
از لحاظ جنس
economically
U
از لحاظ اقتصاد
phases
U
لحاظ پایه
socially
U
از لحاظ اجتماعی
juristically
U
از لحاظ حقوقی
juridically
U
از لحاظ قضائی
from an economical standpoint
U
از لحاظ اقتصاد
orthographically
U
از لحاظ املا
criminally
U
از لحاظ جنائی
medically
U
از لحاظ طبی
professionally
U
از لحاظ پیشه
materialistically
U
از لحاظ مادیت
exofficio
U
از لحاظ سمت
politically
U
از لحاظ سیاسی
municipally
U
از لحاظ شهرداری
in every respect
U
ازهر لحاظ
nationally
U
از لحاظ ملی
phase
U
لحاظ پایه
militarily
U
از لحاظ نظامی
pro forma
U
از لحاظ فاهر
theologically
U
از لحاظ الهیات
of
U
از طرف از لحاظ
to all intents and purposes
U
ازهر لحاظ
surgically
U
از لحاظ جراحی
phased
U
لحاظ پایه
in all respects
U
ازهر لحاظ
qualitatively
U
از لحاظ کیفیت
sanitarily
U
از لحاظ بهداشت
technically speaking
U
از لحاظ فنی
modally
U
از لحاظ چگونگی
for brevity's sake
U
از لحاظ اختصار
moored mine
U
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
documenting
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
document
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documented
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
statitizing
U
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
markers
U
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
marker
U
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
provisional frame
U
ان بخش از بازی بولینگ که گوی موقعی پرتاب شده که بخش قبلی مورد اعتراض است
psychbiology
U
علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
hotter
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com